مارک لینچ در فارن افرز نوشت: رویکرد تهاجمی اسرائیل و کنار گذاشتن هرگونه چشمانداز مصالحه با فلسطینیان، پروژه دیرینه واشنگتن را برای تبدیل کشورهای عربی و اسرائیل به یک بلوک امنیتی مشترک، از هم پاشید.
هدف اصلی آمریکا طی سه دهه و نیم گذشته، تثبیت نظمی بود که اسرائیل در مرکز آن باشد و ایران و پیشتر عراق، مهار شوند.
جنگ دونالد ترامپ علیه ایران انحرافی از این مسیر نبود، بلکه آخرین و افراطیترین مرحله همان منطق قدیمی بود؛ حذف یکباره تهدید ایران از طریق قدرت نظامی.
خبر مرتبط اماواگرها بر سر طرح ترامپ برای به فشار اقتصادی بر ایران | هیچکس نمیداند نقطه فروپاشی کجاست | راهبردی که واشنگتن به آن امید بسته است
اقتصادنیوز: برخی مقامهای سابق دولت ترامپ همچنان امیدوارند که صبر نتیجه بدهد و کارزار فشار اقتصادی آمریکا موفق شود؛ بخشی از این امید به این دلیل است که آنها گزینههای دیگر، از جمله اعزام نیروهای زمینی آمریکا به ایران را از نظر سیاسی غیرقابلتحمل میدانند.
اما همان خطاهایی که پیش از حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ رخ داد، این بار نیز تکرار شد. قدرت نظامی بیش از اندازه تعیینکننده تصور شد، توانایی ایران برای سازگاری دستکم گرفته شد، همراهی متحدان بدیهی فرض شد و هزینههای انسانی جنگ نادیده گرفته شد.
در ظاهر شاید هنوز بسیاری از ائتلافهای آمریکا پابرجا باشند، اما این تنها تصویری از تداوم است. همانگونه که بحران سوئز در سال ۱۹۵۶ آغاز افول امپراتوریهای بریتانیا و فرانسه بود، جنگ ایران نیز نقطهای شد که تردیدهای انباشته درباره قدرت و اعتبار آمریکا از مرز بازگشت عبور کرد. فروپاشی شوروی و آغاز سلطه آمریکا بر خاورمیانه …






























![ادعای ترامپ: تصمیم گرفتهام که کارمزد ۲۰ درصدی [عوارض عبور از تنگه هرمز] را با سرمایهگذاری جایگزین کنم که کشورهای مختلف خلیج فارس در امریکا انجام خواهند داد / این سرمایهگذاریها کلان خواهند بود، اما در عین حال برای آن کشورها و آیندهشان فوقالعاده نیکوست](/news/u/2026-07-14/entekhab-azp3d.jpg)











































