این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
حسین قیدر / در چنین شرایطی، سیاستگذار معمولاً با دو گزینه مواجه میشود؛ نخست افزایش عرضه از طریق ساخت پالایشگاه، توسعه میدانهای نفت و گاز، افزایش ظرفیت پالایشی و احداث نیروگاهها و دوم، مدیریت تقاضا و کاهش مصرف از طریق مجموعهای از سیاستهای قیمتی و غیرقیمتی. تجربه اقتصاد انرژی نشان میدهد که گزینه دوم در بسیاری از مواقع میتواند سریعتر و کمهزینهتر از افزایش ظرفیت تولید باشد.بر همین اساس، این گزاره که «یک ریال مدیریت مصرف، معادل ۱۰ ریال سرمایهگذاری برای تولید بنزین است» تلاش میکند تفاوت بسیار مهم میان هزینه ایجاد ظرفیت جدید و هزینه کاهش مصرف را نشان دهد. حتی اگر این نسبت را یک برآورد سیاستی بدانیم و نه یک عدد ثابت و قابل تعمیم به همه پروژهها، اصل اقتصادی آن قابل توجه است: جلوگیری از مصرف اضافی در بسیاری از موارد بسیار ارزانتر از تولید همان مقدار انرژی است.برای کشوری که با محدودیت منابع مالی، فشار تحریمها، دشواری جذب سرمایه خارجی و نیاز گسترده به سرمایهگذاری در زیرساختهای مختلف مواجه است، این تفاوت اهمیت بیشتری پیدا میکند. منابعی که قرار است صرف توسعه ظرفیت تولید بنزین شود، در صورت مدیریت مصرف میتواند با هزینهای بسیار کمتر به آزادسازی بخشی از منابع انرژی منجر شود.تولید بنزین؛ سرمایهگذاری سنگین و پروژههای زمانبر …





























































































































