قیمت طلا امروز




 تفاهم‌نامه اسلام‌آباد

 خبرگزاری همشهری‌آنلاین / ۱ ساعت قبل

واکنش به سخنان اخیر سیدمحمد خاتمی دربار تفاهم با آمریکا؛ خطابه آقای خاتمی فاقد حداقل عقلانیت بود

بسیار گفته‌اند که اصلاح‌طلبان دنبال «صلح به هر قیمتی، حتی تسلیم» هستند و اسم آن را هم «صلح شرافتمندانه» می‌گذارند. می‌توان چنین ادعایی نداشت ولی پرسید چرا در سخنان خاتمی روی اصلی سخن با مسئولان ایرانی است؟!
 واکنش به سخنان اخیر سیدمحمد خاتمی دربار تفاهم با آمریکا؛ خطابه آقای خاتمی فاقد حداقل عقلانیت بود
به گزارش همشهری آنلاین، روزنامه جوان نوشت: سخنان اخیر آقای خاتمی مثل همیشه حمایت حامیان او و مخالفت منتقدانش را داشت. ولی ندیدم کسی بگوید استدلال این سخن چیست؟ ضرورت آن کدام است؟ و مخاطب اصلی چه کسی است؟!

وقتی مخاطب معلوم نباشد، یا ضعیف باشد، ضرورت سخن معلوم نمی‌شود و گوینده ناگزیر خطبه‌ای بی‌ثمر می‌خواند و استدلالی به میان نمی‌آورد. فلذا کل سخن یا بیهوده به‌نظر می‌رسد یا فقط یک مخالف‌خوانی یا یک سخنرانی دلسوزانه!

خاتمی می‌گوید: «بعضی‌ها می‌گویند ما حیات‌مان در جنگ است. من این را خودم شنیدم! می‌گویند اول پدر امریکا را در اینجا درمی‌آوریم بعد می‌رویم در قلب امریکا با او می‌جنگیم. آخر با کدام واقعیت‌ها».

اکنون هم رئیس تیم مذاکره‌کننده، هم سپاه و هم دیگر مراجع رسمی مثل دولت و شعام می‌گویند «امریکا باید به تفاهم بازگردد تا تنگه با ترتیبات ایرانی باز شود». یعنی سیاست رسمی این است. پس انتظار می‌رود اگر احساس نیاز به سخنرانی کردید، در همین حدود سیاست رسمی و اعلامی سخن بگویید. ممکن است ایشان راست بگوید و از یک فرد در خیابان چیزی را شنیده باشد ولی لیدر یک جریان سیاسی پرطرفدار اگر سیاست رسمی را رها کند و از یک نقل‌قول کاملاً غیررسمی، خطابه بسازد، باید دید چه چیزی در ذهن دارد؟! چون منطقاً ما می‌توانیم بگوییم «پاسخ‌دادن به یک حرف شخصی از فرد غیررسمی» ضرورت ندارد و لابد بهانه‌کردن آن نیت دیگری دارد.

پس دنبال چه هستند؟ سخنان یک فرد ناشناس را بهانه می‌کنند تا به مسئولان کشور که همه دنبال صلح و کندن بنیان جنگ هستند، سفارش صلح کنند: «باید تفاهم‌نامه نقض نشود. البته از طرف هیچ‌یک از طرفین. گرچه ممکن است نقض یک‌طرف آشکارتر و بزرگ‌تر باشد و نیز هرکاری از هر طرف که باشد و تنش را افزایش دهد، نتایج بدی خواهد داشت».

بسیار گفته‌اند که اصلاح‌طلبان دنبال «صلح به هر قیمتی، حتی تسلیم» هستند و اسم آن را هم «صلح شرافتمندانه» می‌گذارند. می‌توان چنین ادعایی نداشت ولی پرسید چرا در سخنان خاتمی روی اصلی سخن با مسئولان ایرانی است؟! مگر ما ناقض تفاهم‌نامه یا آغازگر جنگ بودیم؟ مگر ما تنش را افزایش می‌دهیم؟ ایران نشان داده برای صلح، دنبال مسیری است که چند صباح دیگر دوباره به جنگ منتهی نشود. پس باید گمان برد خاتمی تمام آن حرف‌ها را می‌زند که همین جمله‌ی اخیر را بگوید و مانند پدری مهربان که روزگاری دنبال گفت‌وگوی تمدن‌ها بود، ایران و امریکا را با ادبیات یکسان به نقض‌نکردن تفاهم‌نامه سفارش کند.

این بخش اصلی سخن ایشان ولی استدلالی ضعیف دارد، چون اساساً چرا ایران باید دنبال نقض تفاهمی باشد که همه از جمله خود خاتمی می‌گویند تمامی بندها به نفع ایران بوده است؟! پس این ضعف سخن، و نیز این‌که امریکایی‌ها قرار نیست به ایشان بگویند «باشه چشم!»، یک نتیجه بیشتر ندارد: خاتمی مانند بسیاری از تحلیلگران اصلاح‌طلب که آشکارا می‌گویند «باید به هر طریقی صلح کرد»، دقیقاً همین را می‌خواهد ولی با کلی‌گویی و احتیاط. او آن‌قدر عاقل است که مثل حسین مرعشی که می‌گوید «مردم می‌خواهند زندگی کنند و دیگر اولویت آنان شهادت نیست»، چنین چیزی را در سخن انشا نکند، چون نحوست و فساد آن سخن را درک می‌کند ولی نتیجه یکی است.

وقتی اصلی‌ترین بخش سخن ضعیف‌ترین استدلال باشد، دیگر باقی بخش‌ها که بگویید «جنگ شر مطلق و صلح خیر برتر است» یا استدلال در تعریف از تفاهم‌نامه یا اذعان به «افزایش اعتبار جهانی ایران پس از دو جنگ»، نمی‌تواند کمکی به حرف اصلی کند. یعنی شما با ملت صادق نیستید و عقلانیتی هم به‌کار نمی‌برید. استدلال نباید زنجیری باشد که از ضعیف‌ترین حلقه‌اش قوی‌تر نباشد، بلکه باید همچون ریسمان ضخیمی باشد که رشته‌های آن حتی اگر بسیار باریک باشند به قدرکافی پرشمار و تنگاتنگ به هم متصل باشند. باید در سخن از داده‌هایی استفاده کنید که بتوان آنها را دقیقاً بررسی کرد و ابطال‌پذیر باشد. تکیه بر پیش‌فرض مبهم یا بدیهیات نقدناپذیر، سخن را به بیراهه می‌برد. سخن باید شبکه‌ای از دلایل مختلف باشد که یکدیگر را تقویت کنند، نه زنجیری از ادعاهای منفرد و آسیب‌پذیر.

خاتمی می‌گوید «من هم احساساتم جریحه‌دار شد وقتی رهبرم را کشتند. از چشمان آدم خون می‌بارد ولی مسئله مدیریت جامعه نباید با احساسات باشد»؛ و سپس توصیه به صلح شرافتمندانه می‌کند. آیا با رژیمی که شهادت رهبر و مردم و فرماندهان ایران بزرگ را در کارنامه دارد، و همچنان تهدید به نابودی تمدنی می‌کند، می‌توان صلح پایدار برقرار کرد؟ صلح ناپایدار چه؟ شرافتمندانه است؟! وانگهی اگر چشمان‌تان خون‌بار است، چرا این حس خوب را در سی سال گذشته به حامیان خود تزریق نکردید؟! من سی سال است با اصلاح‌طلبان و پیروان شما ارتباط رسانه‌ای دارم. نمی‌گویم شما دروغ می‌گویید، ولی مدعی هستم چنان رفتار کردید که کینه‌ی عوام و بلکه بسا افراد از خواص حامی خود را با نظام و رهبری شعله‌ور ساختید. پس اجازه بدهید نپذیریم که شما اگر از صلح می‌گویید بی‌توجه به شهادت رهبری نیستید.

صلح شرافتمندانه دو سوی شریف می‌خواهد. سی سال است اصلاح‌طلبان می‌گویند «دشمن، دشمن»‌کردن توهم بود و امریکا با ما دوستی و صلح می‌خواهد. یعنی در شرافت طرف امریکایی کمتر تردید داشتند. نکند وقتی از صلح شرافتمندانه می‌گویید و مخاطب شما هم نظام ایران است، در این‌سو شک دارید؟! کد خبر 1062349







شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ - 22 August 2026
ماجرای 2 کاپیتان 2 کشتی؛ از کدام یک باید تجلیل کرد؟
سایت عصرایران

ماجرای 2 کاپیتان 2 کشتی؛ از کدام یک باید تجلیل کرد؟

دو کشتی در مسیر مشابه با یک صخره زیر آب روبه‌رو می‌شوند، اما تصمیم دو کاپیتان نتیجه‌ای کاملاً متفاوت رقم می‌زند. یکی پس از وقوع حادثه قهرمان می‌شود و دیگری ب...
دوم باش، برنده باش!؛ داستان شرکتی که از رتبه دوم پیروزی ساخت
سایت عصرایران

دوم باش، برنده باش!؛ داستان شرکتی که از رتبه دوم پیروزی ساخت

این تفاوت ظریفی است اما در بازاریابی اهمیت زیادی دارد. یک شرکت کوچک تر معمولا نمی تواند با رهبر بازار در همه زمینه ها رقابت کند...
شخصیت شناسی | تصویری که در نگاه اول می بینید مهم ترین خواسته شما در زندگی را مشخص می کند
روزنامه هفت صبح

شخصیت شناسی | تصویری که در نگاه اول می بینید مهم ترین خواسته شما در زندگی را مشخص می کند

در این تست شخصیت شناسی، تصویری را مشاهده می کنید که چند عنصر مختلف در آن دیده می شود. کافی است بدون دقت زیاد به جزئیات، به اولین چیزی که در تصویر توجه شما را جلب می کند فکر کنید. انتخاب شما می تواند نشان دهنده مهم ترین خواسته و نیاز فعلی شما در زندگی باشد.
درباره سحر دولتشاهی که با یک استوری جنجال‌ساز شد
روزنامه هفت صبح

درباره سحر دولتشاهی که با یک استوری جنجال‌ساز شد

خبر وصلتش با رامبد ‌همه را شگفت‌زده کرد‌‌. جدایی از رامبد در سال 1393‌، ‌او را به یک ستاره مهم سینمای ایران تبدیل می‌کند
عجیب‌ترین دوستی‌های تاریخ؛ از انیشتین و ماری کوری تا مارک تواین و تسلا
سایت خبرآنلاین

عجیب‌ترین دوستی‌های تاریخ؛ از انیشتین و ماری کوری تا مارک تواین و تسلا

دوستی بین ماری کوری و آلبرت انیشتین (دو فیزیک‌دان برجسته) با نامه‌ای آغاز شد که انیشتین در سال ۱۹۱۱ به کوری نوشت؛ یعنی در دورانی که کوری با بحران‌های شخصی و حرفه‌ای بزرگی در زندگی‌اش دست‌وپنجه نرم می‌کرد.