این سخنان در کنار اظهارات هوشمندانه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره لزوم تغییر رویکرد رسانه رسمی، نشانهای صریح از تعمیق گسست میان جامعه، دولت و سازمان صداوسیماست. این موضعگیریهای بیپرده، در واقع تصدیق رسمی همان گمانهزنیها و خبرهای غیررسمی هفتههای اخیر بود؛ گزارشهایی که از بالا گرفتن شدید اختلافات میان پاستور و جامجم خبر میدادند و حتی روایتهایی از بگومگوهای تند در جلسات هیئت دولت میان اعضای کابینه و پیمان جبلی را به رسانهها کشاندند.
رابطه دولت و صداوسیما در ماههای اخیر نشانههایی از یک شکاف جدی را بروز داده است؛ شکافی که دیگر نمیتوان آن را صرفاً اختلافنظر میان چند مدیر یا نارضایتی مقطعی از نحوه پوشش اخبار دولت دانست. اظهارات اخیر رئیسجمهور درباره اینکه خود تماشاگر تلویزیون نیست، در کنار انتقادهای وزیر فرهنگ از رویکرد رسانه رسمی، نشان میدهد نارضایتی از عملکرد صداوسیما در سطح عالی دولت نیز به مسئلهای جدی تبدیل شده است.
این اختلاف زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که صداوسیما، برخلاف یک رسانه عادی، بخشی از ساختار رسمی حکمرانی کشور است و انتظار میرود در بزنگاههای سیاسی و اجتماعی، حداقل در روایت مسائل کلان کشور با دولت مستقر همافزا باشد. با این حال، در موارد مختلف، فاصله میان روایت دولت از مسائل و نحوه بازتاب آنها در رسانه رسمی، به یکی از منابع تنش تبدیل شده است.
از سوی دیگر، روایتهایی درباره بگوومگوهای میان اعضای کابینه و رئیس سازمان صداوسیما در جلسات هیئت دولت، اگرچه نیازمند راستیآزمایی مستقل است، اما دستکم نشان میدهد اختلاف میان پاستور و جامجم دیگر صرفاً یک نارضایتی رسانهای در سطح مدیران میانی نیست. آنچه اکنون اهمیت دارد، تبدیل شدن این اختلاف به یک پرسش بنیادیتر است: صداوسیما قرار است در کنار دولت به عنوان بخشی از ساختار رسمی کشور عمل کند یا همچنان با منطق یک تریبون مستقل از دولت و جامعه پیش برود؟ …






















































































































