انفجار نظام مالی جهان با تحریم ایران !
روزنامه ایران اظهارات دنیل فرید، معاون سابق وزیر خارجه آمریکا در امور اروپا را بازتاب داده است:
تحریمهای جدید علیه ایران که بسنت بعدازظهر دوشنبه اعلام کرد، به گفته خود او صرفاً «شلیک هشدار» بود، نه ضربهای که بتواند اقتصاد ایران را از پا درآورد. تحریمهای اعلامشده قرار است شرکتهایی در ایران، چین و برخی کشورهای دیگر، همچنین نفتکشهای ناوگان موسوم به «ناوگان سایه» و دیگر اهداف مرتبط را دربرگیرد. با این حال، هیچیک از این اقدامات تغییری اساسی در شرایط ایجاد نمیکند. لحن بسنت تند و تهدیدآمیز بود، اما شدت ضربه چندان زیاد نبود؛ هرچند او وعده داد اقدامات بیشتری در راه است، از جمله تحریم یک «مؤسسه مالی بزرگ» در اواخر همین هفته.
برای وارد کردن ضربهای فلجکننده به اقتصاد ایران، احتمالاً آمریکا باید شرکتها و بانکهای بزرگ چینی را نیز هدف قرار دهد؛ اقدامی که امروز انجام نشد. یک نکته قابلتأمل در این میان، پاسخ بسنت به این پرسش بود که چرا این اعلامیه بیشتر جنبه هشدار داشت تا اقدام عملی. او گفت نمیخواهد «نظام مالی جهانی را منفجر کند». این پاسخ قابلتوجه است: آمریکا کشورهای ثالثی را که روابط اقتصادی خود با ایران را قطع نکنند به اقدام متقابل تهدید میکند، اما اجرای چنین تهدیدی هزینهها و خطراتی دارد که به نظر میرسد خود بسنت نیز تمایل چندانی به پذیرفتن آنها ندارد.به نظر میرسد برخی اعضای دولت آمریکا نیز به این واقعیت واقف شدهاند که پیروزی سریع و قاطع بر ایران از طریق زور نظامی چندان محتمل نیست و به همین دلیل تلاش میکنند به رویکردی پایدارتر و بلندمدتتر بازگردند. با این حال، حفظ چنین رویکردی آسان نخواهد بود؛ بویژه برای دولتی که به بیصبری و نوسان در سیاستگذاری شهرت دارد.
****
تفاهم نامه پزشکیان از برجام روحانی هم بهتر بود
عیسی کلانتری به روزنامه اعتماد گفته است:
به نظر من تفاهمنامه ۱۴ مادهاي ميان ايران و امريكا يك دستاورد بسيار بزرگ و تاريخي بود. اين سند تا حدي جامع و متوازن تنظيم شده بود كه حتي شخص ترامپ در ساختار داخلي امريكا به شدت تحت فشار محافل تندرو قرار گرفت كه چرا چنين متني را امضا كرده است.
به باور من، اين تفاهمنامه از حيث امتيازات و ظرفيتها حتي از برجام در دولت نخست آقاي روحاني نيز جامعتر بود. اگر طرف امريكايي به اين تفاهمنامه بازگردد، فرصتي استثنايي و كمنظير پيش روي ايران قرار ميگيرد.
در اين تفاهمنامه تقريبا عمده مطالبات راهبردي كه جمهوري اسلامي از ابتداي انقلاب در پي تحقق آنها با طرف مقابل بود، گنجانده شده بود.
با اين حال، جريانهاي راديكال و به ويژه محافل وابسته به صهيونيسم بينالملل در منطقه و امريكا تمام توان خود را به كار بستند تا مانع از اجرايي شدن اين سند شوند. اجراي اين سند براي هر دو طرف سودمند است؛ هم ايران به مطالبات و حقوق اساسي خود ميرسد و هم امريكا ميتواند از باتلاق بحرانهاي پرهزينه خاورميانه خارج شود و منطقه پس از دههها تنش، رنگ آرامش را ببيند. تنها طرفي كه از شكست تفاهم سود برد، نتانياهو و ساختار لابي ايپك بودند....
واقعيت اين است كه در ادوار مختلف، كشور با چالش جدي در استفاده بهينه و بهموقع از فرصتهاي بينالمللي و داخلي مواجه بوده است. بارها در تاريخ معاصر ما فرصتهايي طلايي براي تثبيت دستاوردها و عبور از بحرانها وجود داشته كه با تعلل يا تحليلهاي غيرواقعي از دست رفته است. در شرايط كنوني نيز اگر اراده حاكميتي بر حل مسائل و بازگشت به مسير تفاهم باشد، بيترديد ايران برنده ميدان ديپلماسي خواهد بود.
متاسفانه جريانهايي كه حيات سياسي و اقتصادي خود را در تنش دائمي و كاسبي از تحريمها تعريف كردهاند، همواره در برابر گشايشهاي ديپلماتيك مانعتراشي ميكنند. اين جريانها منافع محدود و رانتهاي خود را بر سرنوشت و آينده ميليونها ايراني ترجيح ميدهند. تصميمگيران عالي كشور نبايد در مسير پيگيري منافع ملي، از هياهو و كارشكني اين اقليت پرصدا هراسي به خود راه بدهند. مصالح عاليه كشور، رفاه مردم و آينده توسعه ايران به مراتب بالاتر از منافع قليلي است كه آب به آسياب صهيونيسم ميريزند.
****
آدرس غلط در ماجرای بنزین
روزنامه قدس نوشت:
رئیس سازمان بهینهسازی که این روزها متولی اجرای طرح جدید درباره بنزین شده است، به تازگی مدعی شده هر دو جناح کشور در قاچاق سوخت دست دارند و اگر بخواهم دکان آنها را تعطیل کنم شیشههایم را خرد میکنند. این اظهارات واکنشهای فراوانی به دنبال داشته است. البته که پدیده قاچاق را نباید فقط در سطح خرد و افرادی که از مرز در حد چند گالن بنزین یا گازوئیل جابهجا میکنند، دید، بلکه حتماً افراد قدرتمندی شبکههای سازمانیافته قاچاق سوخت دارند ولی ارسال آدرسهای کلی که طیف وسیعی را دربرمیگیرد و تصویری مافیایی از قاچاق سوخت و چهرهای سوپرمنوار از فردی که قرار است به قیمت خرد شدن شیشههای پنجرهاش جلو آن بایستد، منطق قابل درکی ندارد.
واقعیت این است در موضوع بنزین که قرار است روی میز تصمیمگیری دولت و رئیس سازمان بهینهسازی قرار بگیرد، مسئله قاچاق، چندان موضوعیتی ندارد و بسیاری از دستگاههای کارشناسی معتقدند به دلایل مختلف فنی، بیشتر از بنزین، گازوئیل قاچاق میشود. علاوه بر این مهمتر از اینکه جامعه قاچاق را امری سیاسی بداند که قرار است با ورود شجاعانه مردی نظیر آقای سقاب، تدبیر شود، اقناع جامعه درباره ضرورت تغییر روند عرضه و قیمتگذاری بنزین است.
شاید ادعا شود چون قیمت ارزان است و قاچاق میشود پس باید قیمت را افزایش دهیم تا قاچاق رفع شود اما واضح است که فاصله قیمت بنزین در داخل و خارج چقدر است و اصلاح قیمت اگر به اندازهای باشد که شکاف بسیار زیاد فعلی را کاهش جدی دهد با شوکدرمانی مواجه هستیم که پاسخ به مردمی که در معرض آن قرار میگیرند، دست داشتن دو جناح در قاچاق نیست، بلکه این است که در اصلاح قیمت بنزین چه فشاری قرار است وارد شود. اینجا حتی صحبت از عموم مردم به معنای دارندگان خودروهای شخصی و فشار قیمتی بر آنها نیست بلکه بحث بر سر وانتبارها، خودروهای تاکسی اینترنتی، پیکهای موتوری و کلیه افرادی است که بنزین ارزان موجب رونق کسب و کار آنها شده و با بنزین گران، معلوم نیست چه بر سر چنین کسب و کارهایی میآید.
****
مهمترین توصیه رهبر انقلاب در دیدار اخیر پزشکیان
رسانه رسمی رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت هفته دولت، مروری بر موضوعات مطرحشده در گفتوگوی دکتر پزشکیان با حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای همزمان با آغاز سومین سال ریاستجمهوری ایشان داشته است. در این جلسه، مهمترین توصیه رهبر انقلاب، «حفظ وحدت و انسجام داخلی و پرهیز از اختلافافکنی» بوده است.
بر اساس آنچه این رسانه نوشته، نخستین محور موضوعی جلسه «تأمین نیازهای معیشتی مردم» بوده است. شرایط موجود جنگ تحمیلی سوم و آینده پیشرو، بررسی تحولات حوزه نظامی، تأمین منابع و مدیریت مصارف «ریالی، ارزی و انرژی»، تعامل اقتصادی با طرفهای خارجی، وضعیت مسکن و اشتغال و بررسی نحوه ایستادگی کشور در برابر دشمن، موضوعات دیگری بودهاند که در این جلسه 7 ساعته مورد بحث و بررسی قرار گرفتهاند. آنطور که رسانه رهبر انقلاب نوشته، مهمترین توصیه رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای در این دیدار، «حفظ وحدت و انسجام داخلی و پرهیز از اختلافافکنی» بوده است. این موضوع تقریباً در تمام پیامهای رهبر معظم انقلاب خطاب به ملت ایران به چشم میخورد.
****
اعتراف دیرهنگام یک خبرنگار به دروغی بزرگ!
فرهیختگان نوشت:
16 مرداد سال 1389 یک گفتوگو با زن محکوم ایرانی تیتر اصلی رسانههای فارسیزبان غربی شد؛ گفتوگوی سکینه محمدی آشتیانی با روزنامه گاردین. بیبیسی فارسی تیتر زد: «سکینه محمدی: مقامات دروغ میگویند»؛ رادیو فردا نوشت: «سکینه محمدی مقامهای ایران را به دروغپردازی در پروندهاش متهم کرد» و رسانههایی دیگر، تیترهایی دیگر زدند. همه محور گفتوگو هم دروغگویی مقامات قضایی ایران و ایراد اتهام به ایران بود که دستگاه قضایی ایران صرفاً به دلیل زن بودن، سکینه محمدی را محکوم کرده است.
حالا و پس از 16 سال از آن وقایع، سعید کمالی دهقان، روزنامهنگار گاردین که آن گفتوگو به نام او منتشر شد، گفته که آن گفتوگو کاملاً خیالی و ساخته و پرداخته ذهن او بوده است. بله، دروغ بود؛ همه آن خبرها درباره آن گفتوگو، در واقع خبر درباره یک قصه خیالی بود که یک رسانه به اصطلاح معتبر بینالمللی آن را بهعنوان مصاحبهای مستند منتشر کرده بود.
برای آنهایی که در اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود در فضای رسانهای و مجازی ایران فعال بودند، پرونده سکینه محمدی آشتیانی سوژه معروفی است. سوژهای که روشن نبود چرا باید در چهارچوبی سیاسی مطرح شود. گرچه وقتی این پرونده برای وکیل پرحاشیه آن یک کیس پناهندگی ساخت و او توانست خود را بهعنوان یک فعال حقوق بشر به اروپاییها قالب کند، معلوم شد که چرا یک پرونده اخلاقی و جنایی خانوادگی به صفحات سیاسی رسانههای غربی رسیده است.
پرونده سکینه محمدی آشتیانی یکی از نمونههای شاخص جنگ رسانهای علیه جمهوری اسلامی ایران در عرصه بینالمللی بود؛ پروندهای خانوادگی که برای اهداف سیاسی و نیز شخصی وکیلمدافع متهم محمد مصطفایی، با جعل و دروغپردازی هدفمند، به ابزاری برای فشار سیاسی و تبلیغاتی علیه ایران تبدیل شد.
اعتراف اخیر سعید کمالی دهقان، روزنامهنگار ایرانی مقیم انگلیس که سالها برای گاردین قلم میزد، نشان داد که چگونه یک مصاحبه کاملاً ساختگی با این زندانی، به تیتر یک رسانههای جهانی تبدیل شد و امواجی از ایرانهراسی را در افکار عمومی غرب دامن زد و از ایران تصویر جغرافیایی ضد زن را در اذهان عمومی ساخت.
****
سکوت طولانی دربرابر فساد فوتبال
اطلاعات نوشت:
موضوع فساد در فوتبال سالها است مطرح شده و رسانهها، کارشناسان و حتی مربیان فوتبال به وجود فساد در فوتبال را بارها متذکر شدهاند به این امید که شاید مرجعی پیدا شود و به این معضل سرمایه تباه کن خاتمه دهد ولی در کمال ناباوری نه تنها برخورد جدی با این معضل نشده است بلکه هر سال آشکارتر و علنیتر شده و اگر وضع به همین منوال پیش برود چه بسا در سالهای آتی، صحبت در مورد فساد در فوتبال ممنوع شود!
در گذشته عدهای دلال با ظاهری خاص و خارج از حوزه مدیریت فوتبال با جابجا کردن غیر متعارف بازیکن و تغییر نتایج مسابقات سلامت فوتبال را به خطر میانداختند ولی هزینه این اقدامات در برابر گردش مالی کل فوتبال عدد قابل توجهی نبود.
در آن زمان این افراد مشخص و قابل شناسایی بودند و امکان جلوگیری از اقداماتشان فراهم بود ولی امروز دلالها کت و شلوار پوش شدهاند و در برخی موارد در حوزه مدیریت فوتبالفعالیت دارند و خودشان مجری امور و هستند و شناسایی آنها هرچند غیر ممکن نیست ولی دشوارتر از گذشته شده است.
وجه مشترک معضل دلالی در گذشته و حال این است که در هیچ دورهای اقدام مناسبی برای ریشهکن کردن دلالی نا متعارف و فساد در فوتبال صورت نگرفت و واکنش مراجع ذی صلاح سکوت بود!
مسلماً وقتی خبری از فساد منتشر میشود، یا صحت دارد یا ندارد ولی در برابر چنین اخباری فدراسیون فوتبال بیشتر سکوت میکند و هیچوقت فساد در فوتبال نه رسماً تائید شده و نه رسماً تکذیب!
****
دفاع سخنگوی جبهه اصلاحات از مواضع اخیر خاتمی
جواد امام دردفاع از مواضع سید محمد خاتمی رییس جمهور اسبق به جماران گفته است:
خاتمی نمیگوید از موضع ضعف تفاهم کنید؛ میگوید چون شکست نخوردهایم و فرصت داریم، از موضع عزت و قدرت برای پایان دادن به جنگ و تأمین منافع ایران تفاهم کنیم. این نه عقبنشینی است و نه تسلیم؛ یک توصیه دلسوزانه و مبتنی بر منافع ملی است. سؤال روشن این است: اگر تفاهم از موضع ضعف و شکست نادرست است، تفاهم از موضع قدرت چرا باید نادرست باشد؟
کوتاه آمدن آنجاست که از سر ترس، حقوق و منافع خود را واگذار کنیم؛ اما تفاهم آنجاست که از موضع قدرت، با حفظ حقوق و منافع ملی، راه کمهزینهتر و عاقلانهتر را انتخاب کنیم. ما از ابتدا نیز بر گفتوگو و توافق در چارچوب منافع ملی تأکید داشتهایم.
اگر خود آقای قالیباف میگوید مذاکره الزاماً سازش نیست و تفاهمنامه میتواند برای ایران دستاورد داشته باشد، پس اختلاف را باید کجا جستوجو کرد؟ آیا وقتی پای منافع ملی در میان است، باز هم باید مسائل ملی را با عینک جناحی دید و هر سخنی را بهانهای برای تخریب رقیب سیاسی قرار داد؟
*****
اتهام قاچاق سوخت به دو جریان سیاسی کشور!
سید حسین نقویحسینی، فعال سیاسی اصولگرا، به خبرآنلاین گفته است:
اخیراً دیدم آقای سقاب اصفهانی گفته است که ما میدانیم چه کسانی قاچاق سوخت میکنند و اگر جلوی آنها را بگیریم، از هر دو جناح شیشههای خانه ما را میشکنند. اگر چنین موضوعی وجود داشته باشد، یعنی در نظام جمهوری اسلامی دولت میداند چه کسانی قاچاق میکنند اما سکوت میکند. اگر چنین چیزی وجود داشته باشد، واقعاً خیانت به ملت و کشور است.آقای اصفهانی معاون رئیسجمهور است. طبیعتاً وقتی ایشان میدانند که چه کسانی قاچاق میکنند، رئیسجمهور هم میداند اما چرا با این موضوع برخورد نمیکنند؟ این حرف قابل قبول نیست. یعنی شما میدانید چه کسانی در این مملکت سوخت قاچاق میکنند و وابسته به جریانات سیاسی اصلاحطلب و اصولگرا نیز هستند، اما جرئت برخورد با آنها را ندارید؟ این چه معنایی دارد؟
آیا باید فشار ناشی از سوخت و بنزین را مردم تحمل کنند و عدهای نیز جلوی چشم مسئولان قاچاق کنند و مسئولان آنها را بشناسند؟ باید با این مسئله مقابله شود. دستگاه قضایی، مجلس و دولت باید به این ماجرا ورود پیدا کنند. همه باید دست به دست یکدیگر بدهند و با فساد اقتصادی مبارزه کنند. طبق گزارشهایی که اکنون میشنویم و گاهی نیز از برخی رسانهها مطرح میشود، چند ده میلیارد دلار در اختیار چند شرکت تراستی است. آیا چنین چیزی در کشوری که با تحریم و مشکلات اقتصادی روبهرو است، امکانپذیر است؟ صحبت از چند ده میلیارد دلار و حتی تا ۱۲۰ میلیارد دلار میشود. باید با این وضعیت در کشور برخورد کرد.






























































































