ایتالو کالوینو سبک ادبی خاص خود را داشت که میتوان آن را سوررئال یا پست مدرن توصیف کرد.
سهگانه نیاکان ما شامل «شوالیه ناموجود»، «ویکُنت شقهشده» و «بارون درختنشین» و «شهرهای نامرئی و شش یادداشت برای هزاره بعدی» از تحسینشدهترین آثار او هستند.
کالوینو را یکی از مهمترین نویسندگان ایتالیایی قرن بیستم میدانند. نویسنده رمان و داستان کوتاه ایتالیایی که در ویکُنت شقهشده با ظرافت خاصی به مواجهه میان خیر و شر میپردازد.
داستان نمایش از این قرار است؛ در جنگی با ترکها، ویکُنت مداردو از ترابلا در مسیر یک توپ قرار میگیرد توپ به او اصابت میکند و او دو نیم میشود. ویکنت به انسانی تبدیل میشود که نیمی از او، خیر و نیمی دیگر شر است.
نیمه شر او که پیدا میشود توسط پزشکان درمان میشود و با یک چشم و یک سوراخ بینی مجزا به املاک فئودالی خود برمیگردد اما این نیمه زندگی شیطانیای را در پیش میگیرد و به هر چیز میرسد آن را به دو نیم تقسیم میکند.
در این بین گروهی از راهبان نیمخیر او را در میان تلی از اجساد پیدا میکنند به زودی نیمه دیگر فضیلتمند او در ترابلا ظاهر میشود. حالا دو تا ویکنت در این شهر وجود دارد. نیمه شر در قصر زندگی میکند و نیمه خیر در مزرعه. نیمه شر درد به بار میآورد و نیمه خیر، نیکی. سپس این دو نیمه برای به دست آوردن عشق یک زن به رقیب یکدیگر تبدیل می شوند و ...
من از میانه بودن متنفرم
من خودِ شَرَم
خود شیطان!
این طلاییترین دیالوگی است که همصدا با شیطان از زبان ویکنت جاری میشود.
در بخشی از اثر مولف آمده است:
کاش میشد هر چیز کاملی را به این شکل دو نیم کرد. کاش هرکسی میتوانست از این قالب تنگ و بیهودهاش بیرون بیاید. وقتی کامل بودم، همه چیز برایم طبیعی، درهم و برهم و احمقانه بود، مثل هوا، گمان میکردم همه چیز را میبینم، ولی جزء پوسته سطحی آن، چیزی را نمیدیدم. اگر روزی نیمی از خودت شدی، که امیدوارم این طور بشود، چون بچه هستی، چیزهایی را درک خواهی کرد که فراتر از هوشمندی مغزهای کامل است. تو نیمی از خودت و دنیا را از دست خواهی داد، ولی نیمه دیگر هزاران بار ژرفنگرتر و ارزشمندتر خواهد شد. تو هم آرزو خواهی کرد همه چیز مثل خودت دو نیم و لت و پار باشد، چون زیبایی، خرد و عدالت فقط در چیزی وجود دارد که قطعه قطعه شده است....!
... مزیت دو نیم شدن این است که در هر فرد و هر شیء، آدم درمییابد درد ناقص بودن در آن فرد یا آن شیء چگونه چیزی است. وقتی کامل بودم این را درک نمیکردم. از میان دردها و رنجهایی که همهجا وجود داشت بیخیال میگذشتم بیآنکه چیزی درک کنم یا در آنها شریک شوم، دردها و رنجهایی که آدم کامل حتی تصورش را هم نمیتواند بکند. تنها من نیستم که دو نیم شدهام، تو و بقیه مردم هم در همین وضعیت قرار دارید و حالا همبستگیای در خودم احساس میکنم که وقتی کامل بودم به هیچ وجه درک نمیکردم. همبستگیای که مرا با همه معلولیتها و همه نارساییهای دنیا پیوند میدهد. اگر با من بیایی، تو هم یاد میگیری در غم و درد دیگران شریک شوی و با تسکین دادن آلامشان، ناراحتیهای خودت را هم تسکین دهی...
نگاه دقیق و کارگردانی هوشمندانه شهروز دلافکار در اجرای این نمایش که خود نیز در نقش شیطان ظاهر میشود ستودنی است. به جزییات توجه شده و همراه با بازیهای خوب و پیوند عمیق داستان با فلسفه، اجرایی تماشایی را رقم میزند. به گونهای که مخاطب نه فقط در حین اجرا، بلکه بعد از پایان نمایش همچنان درگیر تفکر فلسفی است. دقت زیاد به طراحی لباس و صحنه نیز بر زیبایهای اجرا افزوده است.
شهروز دلافکار در این باره در گفت و گو با خبرنگار ایرنا اظهار کرد: به عشق دوست عزیزم، رفیق دوران دانشجویی، باقر سروش که در این سالها کارهای مشترک خودمان را شروع کردیم و متنهایش را اجرا کردیم، این نمایش را هم روی صحنه بردیم.
وی افزود: این اجرا بر اساس رمانی از ایتالو کالوینو است که رمان بسیار زیبایی است و باقر عزیز با هنر همیشگیاش این متن را نوشته و گوش به فرمان جلو رفتیم و اجرا کردیم.
دلافکار خاطرنشان کرد:، نزدیک به یک سال تمرین داشتیم و به مدت یک ماه اجرا داریم که تا دو هفته دیگر به پایان میرسد و استقبال خوب بوده است. هر کاری اجرا میروم با عشق و با قلب اجرا را آماده میکنم تا وقتی تماشاچیها میآیند با عشق بیایند.
وی اضافه کرد: تماشاچیها اجرا را دیدند و آن را دوست داشتند و از این حیث خیلی خوشحالم. در این مدت، داود نامور هم خیلی به من محبت داشت. به گونهای نگاهی داشت که اجرای خوبی را روی صحنه ببریم و به همین منظور سالن را در اختیار من گذاشت. خیلی از تمرینهایی که داشتیم در سالن انجام شد و بیش از شش ماه در سالن تمرین کردیم. این را میگویم که تشکر کنم به خاطر این که بچههای گروه وجب به وجب این سالن را بدانند چیست.
دلافکار گفت: تجربه عجیبی بود که داود انجام داد؛ چون هر گروه نمایشی سه تا چهار روز و یک هفته سالن برای تمرین در اختیارشان گذاشته میشود. تسلط در اجرا نشان دهنده همین است.
در این نمایش، شهروز دل افکار، سحر عبدالملکی، صدف خاقان، عرفان توکلی، امیرحسین قلی پور، ماهان زارعی، ادیب کاظمی، تینا محمدی، سرور کعب عمیر، آرمین حیدری، متین نجفیان، کامران رهنما، شقایق بروجی، آرین عزیزاللهی، نازنین قلیپور، علیرضا تقوی، علیاصغر برآهوئی، شایان خدامی، حسام آتشین، هادی اعتمادیپور، رضا ایزدی، محمدرضا باستانحق، امیرمحمد بیات، مانا بیات، مرسده تقوی، رومینا حسن پور، محمد علی حسینی، احسان حیدری، رکسانا خانی زاده، درسا دیبا، ستایش صحرابانی، منیژه صوفی منش، اوراز طهماسبی، هلیا عبادی، لیانا عربلو، هانیه قلی پور، نازنین هداوند، فرشته هداوند ایفای نقش میکنند.















