دروغگویان حرفهای اما ماجرا را به سطحی کاملاً متفاوت میبرند. در تحقیقی میدانی، صدها دانشجو رفتار خود را طی ۹۱ روز پیاپی زیر نظر گرفتند و مشخص شد از میان بیش از ۱۱۶ هزار دروغ ثبتشده، بخش نامتناسب و بزرگی فقط از زبان اقلیتی محدود بیان شده است. یافتههای رفتاری نشان میدهد تنها ۵ درصد از انسانها مسئول گفتن نیمی از تمام دروغهای دنیا هستند. این گروه از افراد پیوسته دست به فریبکاری میزنند و در مواردی ادعاهای بسیار بزرگی میسازند که روی زندگی دیگران تأثیر سنگینی میگذارد. توانمندیهای ذهنی و بار سنگین مغز هنگام فریبکاری
بیان دروغی باورپذیر نیازمند تلاش شناختی شدید است، در حالی که گفتن حقیقت انرژی ذهنی بسیار کمی مصرف میکند. وقتی فردی تصمیم به پنهانکاری میگیرد، مغز ناچار است واقعیت را پس بزند، داستانی ساختگی خلق کند و جزئیات آن را پیوسته به یاد بسپارد تا تناقضی پدید نیاید. تصویربرداریهای عصبی نشان میدهند پنهان کردن حقیقت موجب فعالیت شدید در نواحی مسئول کنترل شناختی در مغز میشود. به همین دلیل وقتی فرد درگیر کار ذهنی دیگری باشد، خسته باشد یا با زبان دوم صحبت کند، احتمال راستگویی او بسیار بیشتر میشود، زیرا توان مغز برای پردازش فریب افت میکند. بسیاری از دروغگویان حرفهای در آزمونهای ارزیابی، نمرات بالاتری در هوش سیال (Fluid Intelligence) به دست میآورند. هوش سیال نشاندهنده توانایی فرد در استدلال سریع و حل مسائل غیرمنتظره تحت فشار روانی است. برخلاف دانش عمومی که ماهیتی انباشته دارد، هوش سیال به شخص امکان میدهد در گفتگویی زنده، به سرعت متغیرها را بازنویسی کند. پژوهش روی کودکان ۶ و ۷ ساله نیز نشان داده کودکانی که ظرفیت حافظه فعال کلامی بهتری دارند و در تکالیف مهار پاسخهای ناخودآگاه موفقترند، توانایی بالاتری در فریب دادن دیگران نشان میدهند. …










































