بلکه موجب شد گفتمان مدرن و روشنفکری متأثر از اندیشههای شریعتی به محاق برود و نسل کنونی دیدگاههای مرتجعانه را هم به او نسبت دهد.
همچنین مطالبۀ اصلی انقلاب 57 - توسعۀ سیاسی- به محاق برود و به مرور قرائتی حاکم شود که اکثریت مردم را از حق انتخاب شدن و انتخاب کردن محروم کند بدین شکل که قبل از آنها ابتدا شورای نگهبان انتخابات برگزار کند و آنگاه مردم را مخیر کنند از بین برگزیدگان آنان که نام احراز صلاحیت شده بر ایشان نهادند دست به انتخاب بزنند و البته چارهای نبود چون همیشه نامزد همان تفکر پشت در ایستاده بود تا چراغ دموکراسی را به طور کامل خاموش کند.
این اتفاقات همه در سایۀ جنگ افتاد چرا که وقتی موجودیت کشور در خطر باشد امور دیگر فرعی به نظر میرسد و این همان بلایی بود که بر سر انقلاب مشروطه هم آمد منتها در دهۀ منتهی به 1300 خورشیدی جنگ جهانگیر اول و در سالهای 1294 تا 1297 در جریان بود و چون بحث امینت و معیشت فایق شد عدالت و آزادی به محاق رفت و زمینه برای به قدرت رسیدن کسی فراهم آمد با امید امنیت و معیشت تا در فرصت بعد به عدالت و آزادی بیندیشند.
در جنگ نمیتوان از عدالت و آزادی سخن گفت و امنیت و معیشت میچربد و نیروهای نظامی و امنیتی دست بالا را پیدا می کنند.
از سوی دیگر حکومت، ناگزیر است رو به حامیپروری بیاورد و مشوقهایی برای فداکاران و وفاداران در نظر گیرد و اینگونه بود که سهمیههای استخدامی و آموزشی شکل گرفت که حتی بعد از پایان جنگ هم استمرار یافت.
دکتر ولی نصر فرزند دکتر سید حسین نصر که هویت مستقلی هم دارد در کتاب خود (بر لبۀ تنهایی) از جمهوری اسلامیِ بعد از جنگ به عنوان حکومت تنهایی نام میبرد که بیش از هر موضوع دیگر به بقا و امنیت خود میاندیشد و این را ناشی از تحمیل جنگ برای براندازی آن میداند در حالی که جمهوری اسلامی قبل از جنگ هیچگاه این گونه نبود و از این رو معتقد است آنچه اتفاق افتاده را باید ناشی از آن جنگ دانست و نه تبعات انقلاب 57. …






































































