قیمت طلا امروز




 شهادت رهبر

 سایت آفتاب نیوز / ۷ ساعت قبل

علم‌الهدی: رهبر شهید در علوم غریبه وارد بودند؛ گاهی معجزه و غیب‌گویی می‌کردند / پوتین گفت مسیح را در رهبر ایران دیدم

امام جمعه مشهد با اشاره به نقش رهبر شهید انقلاب در بیداری، دشمن‌شناسی، فردسازی، جامعه‌سازی و شکل‌گیری جریان مقاومت، گفت: شش ماه پس از شهادت ایشان، ملت ایران...
 علم‌الهدی: رهبر شهید در علوم غریبه وارد بودند؛ گاهی معجزه و غیب‌گویی می‌کردند / پوتین گفت مسیح را در رهبر ایران دیدم
به گزارش آفتاب نیوز،

سید احمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد و نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی، در خطبه عبادی نماز جمعه این هفته ۳۰ مردادماه که در رواق امام خمینی (ره) حرم مطهر رضوی برگزار شد، اظهار کرد: همه شما برادران و خواهران و خودم را به تقوای الهی سفارش می‌کنم. در هفته‌ای که پشت سر گذاشتیم، مراسم و یادبود چهلمین روز تدفین امام شهید مظلوم ما در این کشور برگزار شد.

وی افزود: چهل روز از تدفین امام ما گذشت. معمولاً افرادی که به رحمت خدا می‌روند، بعد از چهلم، برای داغ‌دیدگان مسائل تا اندازه‌ای تسکین پیدا می‌کند؛ فقدان را می‌پذیرند و هجران را قبول می‌کنند و عزیزشان در زیر خاک قرار گرفته است، اما برای مردم داغ‌دیده ما نسبت به این امام شهید مظلوم، این مسئله قابل اجرا و تحقق نیست.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی تصریح کرد: کیست که آقا را فراموش کند و کیست که یادش برود؟ کدام دل است که در این داغ جان‌سوز آرام بگیرد؟ حتی بعد از چهلمین روز تدفین، سه چهار ماه بدن، بی‌غسل و بی‌کفن روی زمین ماند و بعد او را به خاک سپردند. چهل روز هم گذشت، اما هنوز آقا در دل‌های ما و در مغز‌های ما وجود دارد و آتش داغش از درون ما شعله‌ور است. این آتش به یاد انتقام و خون‌خواهی مظلومانه این امام شهید مظلوم است که با این مظلومیت، با عزیزانش به شهادت رسید و صحنه‌ای از صحنه‌های کربلا را در این شهادت برای مردم ما مجسم کرد. این فراموش‌شدنی نیست و از یادرفتنی نیست.

وی خاطرنشان کرد: مخصوصاً انسان وقتی می‌نشیند و فکر می‌کند که ما چه چیزی را از دست دادیم، از ما چه گرفتند؟ چه کسی بود؟ چه چیزی بود؟ چه کسی را از ما گرفتند؟ مردم ما این حقیقت را از دست دادند؛ این واقعیت از دست ما رفت. چه کسی بود؟ چقدر بصیرت بود، چقدر ارزش بود، چقدر مقام بود، چه ثروت پاکی از طهارت، علم، تقوا و دیانت بود که این‌گونه در عمرش مقابل ما درخشید؛ با درخشش خود ما را ساخت و با نور تابناکش ما را بیدار و هشیار کرد، خواب را از چشمان مردم ما ربود، هم دشمن را به ما شناساند و هم حرکت در مقابل دشمن را به ما آموخت و دشمن‌ستیزی را به ما یاد داد. چه کسی بود این آقا؟ با توجه به ابعاد شخصیتی این امام مظلوم شهید، بعد از این چهل روز که بدن نازنینش را زیر خاک دفن کردیم و روی قبرش داریم پروانه‌وار می‌چرخیم، شناخت عمیقی از این آقا برای ما قابل توجه است. اولاً امام شهید مظلوم ما عمر انقلابی‌اش از عمر انقلاب بیشتر بود. عمر انقلاب، اگر ما از ابتدای نهضت امام حساب کنیم، تقریباً قریب ۵۲ یا ۵۳ سال است، اما عمر انقلابی مقام معظم رهبری شهید ۷۲ یا ۷۳ سال بود.  در سن ۱۴ سالگی ایشان با مرحوم نواب صفوی در مشهد ملاقات و دیدار کردند، در حالی که ۱۴ سال بیشتر سن مبارکشان نبود. فرمودند: بنا بود نواب در مدرسه سلیمان‌خان سخنرانی کنند. من خودم را آنجا رساندم. آخر سخنرانی مرحوم نواب که تمام شد، جمعیت مقابل او می‌رفتند. من هم با جمعیت مقابل او رفتم. یک نگاه تند و تیزی نواب به صورت من کرد و گفت: «احسنت، آقازاده کوچک که آمد.» ایشان می‌فرمودند فردا قرار بود مرحوم نواب در مدرسه نواب سخنرانی کند. ما به مدرسه نواب رفتیم. مدرسه را فرش کرده بودند و آماده تشریف‌فرمایی ایشان بودند. سر وعده نیامدند و گفتند ایشان در مهدیه مرحوم حاجی عابدزاده سخنرانی دارند و سخنرانی طول کشیده است. ایشان گفتند ما با یک دسته از طلبه‌ها راه افتادیم به طرف مهدیه تا به استقبال مرحوم نواب برویم و به ایشان برسیم. فرمودند: وسط راه، من مرحوم نواب را دیدم که جلوی جمعیت بود و اطرافش را جمعیت فداییان اسلام گرفته بودند.

وی بیان کرد: در مسیر، به کسی برخورد می‌کرد که کراوات به گردنش زده بود، به او می‌گفت: «برادر، این بند را دشمن به گردن تو آویخته است؛ این بند را از گردن خودت باز کن.» به کسی می‌رسید که کلاه شاپو بر سر داشت، می‌گفت: «برادر، این کلاه را دشمن بر سر تو گذاشته است؛ تو خودت این کلاه را بردار.» ایشان می‌فرمودند وقتی نواب این جمله را می‌گفت، آدم کراوات خودش را باز می‌کرد، مچاله می‌کرد و در جیبش می‌گذاشت؛ کلاه شاپو را از سرش برمی‌داشت، مچاله می‌کرد و کنار می‌انداخت یا آن را در جیبش می‌گذاشت. تا این اندازه تحت تأثیر نفوذ کلام نواب قرار می‌گرفت. فرمودند این نواب با این نفوذ کلام، در من اثری گذاشت که جرقه انقلاب اسلامی را در من روشن کرد. عین عبارتی که می‌فرمودند این بود: «همان وقت جرقه‌های انگیزش انقلاب اسلامی به وسیله نواب صفوی در من به وجود آمد» و هیچ شکی ندارم که اولین آتش را مرحوم نواب در دل ما روشن کرد. این منطق، مقام معظم رهبری را در مسیر انقلاب اسلامی راه انداخت؛ به‌گونه‌ای که در تمام زندگی، با در اختیار داشتن استعدادی فوق‌العاده و درخشان، فعالیت‌های علمی و تحصیلی خود را در مسیر انقلاب به راه انداختند.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی اظهار کرد: به‌گونه‌ای بود که ایشان زمانی که رهبر انقلاب شدند، یک علامه بودند؛ یعنی از هر فنی خدمت ایشان صحبت می‌شد، ایشان مشغول صحبت می‌شدند و مطلب می‌گفتند. در هر موردی که پیش می‌آمد، ایشان سخن می‌گفتند. افرادی که خدمت ایشان می‌رسیدند، در تمام مسائلی که مطرح می‌کردند، مقام معظم رهبری بسیار واردتر، قوی‌تر و نافذتر عمل می‌کردند. ایشان در علوم غریبه وارد بودند. در ارتباطات خاص، گاهی از اوقات پیش‌بینی‌ها و آینده‌نگری‌های عجیبی را ایشان می‌فرمودند که بی‌شباهت به غیب‌گویی و معجزه نداشت. آقا فرمودند: «نخیر، این‌طور نیست. شما از این بیماری نجات پیدا می‌کنید، خوب می‌شوید. من و تو با هم شهید می‌شویم.» این حرف را حداقل ۱۵ یا ۱۶ سال قبل از شهادت ایشان به آقای دکتر مصباح باقری زده بودند که از این کسالت نجات پیدا می‌کنی و ما با هم شهید می‌شویم. ز این نمونه‌ها از مقام معظم رهبری در عرصه زندگی‌شان کم شنیده نشده است که به خاطر آن صفای باطن و پاکی روح و دل بود که برای ایشان ارتباط به وجود آورد و ارتباطاتی را ایجاد کرده بود. گاهی از اوقات افراد خدمت ایشان می‌رسیدند و از ایشان تقاضای دعا می‌کردند. ایشان دعا‌های مخصوصی داشتند؛ یعنی برای هر کس که می‌خواستند دعا کنند، به گونه‌ای دعا می‌کردند که آینده خودش را در دعای آقا می‌دید. یک آقایی را بنده معرفی کردم خدمت آقا. جوانی بود. آقا فرمودند: «خدا ایشان را حفظ کند.» باز فرمودند: «خدا ایشان را حفظ کند.» دفعه سوم هم فرمودند: «خدا ایشان را حفظ کند.» بنده گفتم هرچه هست، یک خطری در پیش تو، در معرض انحرافی قرار گرفتی، در وضعیتی قرار گرفتی که خطرناک است. آقا سه بار فرمودند: «خدا شما را حفظ کند.» دعاهایشان این‌گونه بود که گاهی از اوقات در یک دعا، آینده طرف را روشن می‌کردند.  پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، می‌خواست به ایران بیاید. قبلاً، خدا رحمت کند، مرحوم آقای رئیسی به ایشان گفته بود که آیا من می‌توانم با رهبری ملاقات کنم و به ایران بیایم؟ ایشان فرمودند بله، مانعی ندارد و آقا اجازه فرمودند.  وقتی که آمده بود و از ایران برگشت، خبرنگاران با او مصاحبه کردند و گفتند رهبر ایران را چگونه دیدی؟ گفت: من مسیح را ندیدم، احوالات مسیح و تعریف مسیح را در انجیل شنیدم و خواندم، اما وقتی به ایران رفتم، رهبر ایران را مسیح دیدم.

علم‌الهدی گفت: یک شخصیت با این عظمت، و لذا او می‌گوید من مسیح را در رهبری ایران دیدم و اینجا مسیح برایش مجسم شده، آن هم در جلوه آقا؛ چنین شخصیتی چهل روز زیر خاک رفت؛ مثل پروانه دور قبرش می‌چرخیم. این درد، این مصیبت نیست؛ در سازندگی غوغا بود. هم جامعه‌ساز بود و هم فردساز.

وی بیان کرد: مردم فکر می‌کردند این مقاومت صرفاً یک اندیشه سیاسی است که در کشور‌های اسلامی رسوخ کرده، اما روزی که بنای جنگ و درگیری و مقابله شد، معلوم شد این مقاومت یک جریان رزمنده، پویا و زنده است که مقام معظم رهبری در کشور‌های شیعه ایجاد کردند و اینها پای جنگ ایستادند، پای فداکاری ایستادند و هماهنگ با رأس مقاومت که این کشور است، ایستادگی می‌کنند و دشمن مشترک را به زانو درمی‌آورند. شما از یمن قهرمان می‌شنوید، از حزب‌الله مقاوم لبنان که با همه مخالفت‌ها مرد و مردانه ایستاده می‌شنوید، از حشدالشعبی قهرمان، پرقدرت و متصلب عراق می‌شنوید، این جریان مقاومت ساخته و پرداخته تربیت و دست این رهبر عظیم الهی و آسمانی است که در این کشور بهترین جریان‌ها را به وجود آورد و این جریان را ایجاد و ساخت. قدرت سازندگی مقام معظم رهبری این بود و از همه بالاتر، من و شما ساخته شدیم. الان شش ماه است مقام معظم رهبری به شهادت رسیدند، اما در این شش ماه شما پرچم‌ها و تجمعات را رها نکردید، ایستادید، مرد و مردانه و قهرمانانه مقاومت می‌کنید و می‌گویید ما خونخواه و جان‌فداییم تا آن روزی که انتقام مظلومیت این رهبر را نگیریم و خونخواهی نکنیم، دست از این حرکت برنمی‌داریم. بیداری را طبق قلم شکسته ناپاک، در داخل و خارج ترویج می‌کنند و می‌گویند مقام معظم رهبری رهبر جنگ بوده، رهبر ستیز بوده و رهبر نبرد بوده است؛ در حالی که توجه نمی‌کنند مقام معظم رهبری قریب ۳۰ سال با بازدارندگی تمام و کمال، آمریکا را به صورت یک سگی اطراف کشور واداشت پارس کند و جرئت نزدیک شدن نداشته باشد. این قدرت رهبری بود.

وی گفت: بحث این نبود که آمریکا از امروز اول بخواهد حمله کند. ۳۰ سال است می‌خواهد حمله کند. کدام رئیس‌جمهور آمریکا بوده که نگفته پروژه نظامی هم روی میز است؟ همه آنها گفتند و همه آنها می‌خواستند. به اینجا و در این مرحله رسیدند که دیدند اصلاً تمام استکبار و تمام قدرت امپراتوری جهانی‌شان در معرض خطر افتاده است. بدبخت‌ها اشتباه کردند، دست به جنگ زدند و با جنگ خودشان را بدبخت کردند.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی اظهار کرد: از عزیزان ما، ندانسته، گاهی اوقات بعضی جملات را به زبان می‌رانند که ما با آمریکا می‌توانستیم جور دیگری رفتار کنیم. چطور رفتار کنیم؟ مگر ما با آمریکا امروز رسیدیم؟ ۷۰ سال است با آمریکا دست‌وپنجه نرم می‌کنیم. از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا امروز، بیش از ۷۰ سال است. آمریکا یک جریان تمامیت‌خواه است که همه چیز ما را می‌خواهد؛ نه تنها یک چیز. معدن ما را می‌خواهد، ثروت ما را می‌خواهد، انسان‌های ما را می‌خواهد، افکار برجسته ما را می‌خواهد، استعداد‌های درخشان جوانان ما را می‌خواهد و از همه بالاتر، دین ما را می‌خواهد که ما از دینمان هم دست برداریم. این خواسته آمریکاست و به یک چیز ختم نمی‌شود. چطور با آمریکا صحبت می‌کردیم؟ چطور با آمریکا حل می‌کردیم؟ در عرصه‌های بازدارندگی و دیپلماسی، راهی نبود مگر اینکه مقام معظم رهبری پیمودند. ۳۰ سال در بازدارندگی، آمریکایی‌ها را پشت در نگه داشتند و سیاست بازدارنده رهبری بود که آمریکا قبل از این دست به کار جنگ نشد و در استیصال دست به کار جنگ شد و با جنگ هم جوری انجام گرفت که خودش را بدبخت کرد.  خدایا، عزیز و آقای ما را از ما گرفتند، اما خدا، تو را از ما نگرفته‌اند. تو خدای ما هستی، ما هم خدا داریم، هم امام زمان داریم. امام زمان ما را از ما نگرفتند و نمی‌توانند بگیرند. «لَا یَزَالُونَ یُقَاتِلُونَکُمْ حَتَّىٰ یَرُدُّوکُمْ عَن دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا». اینها می‌خواهند شما را برگردانند از دینتان، اگر بتوانند و نمی‌توانند. تو را از ما نمی‌توانند بگیرند، امام زمان را از ما نمی‌توانند بگیرند.







شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ - 22 August 2026
ماجرای 2 کاپیتان 2 کشتی؛ از کدام یک باید تجلیل کرد؟
سایت عصرایران

ماجرای 2 کاپیتان 2 کشتی؛ از کدام یک باید تجلیل کرد؟

دو کشتی در مسیر مشابه با یک صخره زیر آب روبه‌رو می‌شوند، اما تصمیم دو کاپیتان نتیجه‌ای کاملاً متفاوت رقم می‌زند. یکی پس از وقوع حادثه قهرمان می‌شود و دیگری ب...
دوم باش، برنده باش!؛ داستان شرکتی که از رتبه دوم پیروزی ساخت
سایت عصرایران

دوم باش، برنده باش!؛ داستان شرکتی که از رتبه دوم پیروزی ساخت

این تفاوت ظریفی است اما در بازاریابی اهمیت زیادی دارد. یک شرکت کوچک تر معمولا نمی تواند با رهبر بازار در همه زمینه ها رقابت کند...
شخصیت شناسی | تصویری که در نگاه اول می بینید مهم ترین خواسته شما در زندگی را مشخص می کند
روزنامه هفت صبح

شخصیت شناسی | تصویری که در نگاه اول می بینید مهم ترین خواسته شما در زندگی را مشخص می کند

در این تست شخصیت شناسی، تصویری را مشاهده می کنید که چند عنصر مختلف در آن دیده می شود. کافی است بدون دقت زیاد به جزئیات، به اولین چیزی که در تصویر توجه شما را جلب می کند فکر کنید. انتخاب شما می تواند نشان دهنده مهم ترین خواسته و نیاز فعلی شما در زندگی باشد.
درباره سحر دولتشاهی که با یک استوری جنجال‌ساز شد
روزنامه هفت صبح

درباره سحر دولتشاهی که با یک استوری جنجال‌ساز شد

خبر وصلتش با رامبد ‌همه را شگفت‌زده کرد‌‌. جدایی از رامبد در سال 1393‌، ‌او را به یک ستاره مهم سینمای ایران تبدیل می‌کند
عجیب‌ترین دوستی‌های تاریخ؛ از انیشتین و ماری کوری تا مارک تواین و تسلا
سایت خبرآنلاین

عجیب‌ترین دوستی‌های تاریخ؛ از انیشتین و ماری کوری تا مارک تواین و تسلا

دوستی بین ماری کوری و آلبرت انیشتین (دو فیزیک‌دان برجسته) با نامه‌ای آغاز شد که انیشتین در سال ۱۹۱۱ به کوری نوشت؛ یعنی در دورانی که کوری با بحران‌های شخصی و حرفه‌ای بزرگی در زندگی‌اش دست‌وپنجه نرم می‌کرد.