مجلس شورای اسلامی با توجه به نیازهای آینده نظام سلامت، در بند «پ» ماده ۶۹ قانون برنامه هفتم پیشرفت، وزارت بهداشت را مکلف کرده است ظرفیت پذیرش رشتههای تخصصی پزشکی را در طول اجرای برنامه، سالانه ۱۲درصد افزایش دهد. این حکم قانونی در شرایطی تصویب شده که کشور از یک سو با کمبود و توزیع نامتوازن پزشکان متخصص مواجه است و از سوی دیگر، در سالهای پیش رو با افزایش قابل توجه جمعیت سالمند و در نتیجه رشد تقاضا برای خدمات تخصصی درمانی روبهرو خواهد شد. هدف از این حکم را نمیتوان صرفاً افزایش عددی ظرفیت پذیرش دانست. افزایش ظرفیت زمانی معنا پیدا میکند که بتواند به تربیت نیروی متخصص بیشتر، توزیع مناسبتر پزشکان در سراسر کشور، کاهش فشار بر نیروهای موجود و در نهایت افزایش دسترسی مردم به خدمات تخصصی منجر شود.
بررسی نحوه اجرای افزایش ظرفیت در دو سال گذشته نشان میدهد بخش قابل توجهی از ظرفیتهای اضافهشده به رشتههایی اختصاص یافته که بخشی از صندلیهای آنها در فرآیند پذیرش تکمیل نمیشود. بر اساس بررسیهای انجامشده، حدود ۵۰ درصد از افزایش ظرفیت به رشتههایی اختصاص یافته که با مشکل تکمیل نشدن ظرفیت مواجه بودهاند. این موضوع، ضرورت بازنگری در نحوه توزیع ظرفیتها و توجه به نیاز واقعی کشور را مطرح میکند.
در این میان، اورولوژی از جمله رشتههایی است که نمیتوان اهمیت آن را در برنامهریزی آینده نظام سلامت نادیده گرفت.
نیاز به متخصصان اورولوژی تنها به شرایط فعلی محدود نمیشود. افزایش سن جمعیت میتواند نیاز به خدمات مرتبط با بیماریهای دستگاه ادراری، مشکلات کلیوی، بیماریهای پروستات و سایر اختلالات مرتبط با سیستم ادراری و تناسلی را افزایش دهد. از این منظر، ظرفیت تربیت متخصص اورولوژی باید با نگاه بلندمدت و بر اساس برآورد نیازهای آینده کشور تعیین شود.
از سوی دیگر، موضوع تأمین پزشکان زن متخصص در رشته اورولوژی نیز اهمیت ویژهای دارد. دسترسی بیماران زن به پزشک متخصص زن در برخی حوزههای درمانی، به دلایل فرهنگی و اجتماعی و همچنین ترجیحات بیماران، یک نیاز قابل توجه است. بنابراین، سیاستگذاری ظرفیت اورولوژی باید به گونهای باشد که امکان حضور و پذیرش بیشتر بانوان در این رشته نیز مورد توجه قرار گیرد و مسیر تربیت متخصصان زن در این حوزه تقویت شود.
فشار کاری بالا؛ مسئلهای فراتر از ظرفیت پذیرش
یکی دیگر از ابعاد مهم این مسئله، شرایط رزیدنتهای اورولوژی است. بر اساس دادههای موجود، میانگین ساعت کاری ماهانه رزیدنتهای این رشته حدود ۳۹۶ ساعت اعلام شده است؛ رقمی که نشاندهنده فشار کاری بسیار بالاست.
این میزان از حضور در محیط درمانی صرفاً یک مسئله شغلی نیست. فشار کاری شدید میتواند بر کیفیت آموزش، یادگیری، سلامت جسمی و روانی دستیاران و در نهایت کیفیت خدماتی که به بیماران ارائه میشود اثرگذار باشد.
این وضعیت در شرایطی قرار دارد که حقوق مصوب رزیدنتها در سال ۱۴۰۵ حدود ۲۵ میلیون تومان اعلام شده است. بنابراین، مسئله معیشت رزیدنتها نیز در کنار ساعات کاری بالا باید مورد توجه قرار گیرد. تربیت متخصص مورد نیاز کشور، تنها با افزایش ظرفیت ورودی دانشگاهها محقق نمیشود؛ بلکه حفظ انگیزه، تأمین شرایط مناسب آموزشی و ایجاد تناسب میان مسئولیت، ساعات کاری و دریافتی نیز بخشی از فرآیند تربیت نیروی متخصص است.
یک دهه ظرفیت؛ چرا تغییرات ناچیز؟
بررسی روند حدود ۱۰ ساله ظرفیت پذیرش رشته اورولوژی در دانشگاههای بزرگ کشور، نکته دیگری را آشکار میکند. در حالی که طی این سالها زیرساختهای آموزشی و درمانی کشور توسعه یافته و نیاز به خدمات تخصصی نیز در حال افزایش است، در برخی دانشگاههای بزرگ ظرفیت پذیرش اورولوژی تغییر قابل توجهی نداشته و در مواردی روند ظرفیت ثابت یا حتی کاهشی بوده است.
نمودار شماره یک روند ظرفیت پذیرش این رشته را در دانشگاههای مورد بررسی طی یک دهه نشان میدهد.
این دادهها یک سؤال اساسی را مطرح میکنند: آیا ظرفیت تربیت متخصص اورولوژی در دانشگاههای کشور متناسب با نیازهای امروز و آینده نظام سلامت تعیین شده است؟
پاسخ به این سؤال زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که به توزیع جغرافیایی ظرفیتها نیز توجه کنیم.
خلأ ظرفیت در شماری از دانشگاههای مادر
بررسی وضعیت پذیرش رشته اورولوژی در دانشگاههای مادر مراکز استان نشان میدهد دانشگاههای استانهای اراک، اردبیل، البرز، ایلام، بندرعباس، بوشهر، زنجان، قزوین، قم، کردستان، گلستان، لرستان و مازندران فاقد پذیرش رزیدنت در این رشته هستند.
این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بخش قابل توجهی از این استانها با سرانه پایینتر پزشک متخصص اورولوژی نسبت به برخی دیگر از استانهای کشور مواجهند. در چنین شرایطی، نبود ظرفیت تربیت متخصص در دانشگاههای این مناطق میتواند به استمرار تمرکز نیروی متخصص در برخی مراکز و دشوارتر شدن دسترسی مردم سایر مناطق به خدمات تخصصی منجر شود.
بنابراین، مسئله اورولوژی را نمیتوان تنها با افزایش ظرفیت در چند دانشگاه بزرگ حل کرد. توسعه متوازن ظرفیتهای آموزشی در مناطق مختلف کشور نیز باید بخشی از سیاست افزایش ظرفیت باشد.
آزمون دستیاری ۱۴۰۵؛ فرصتی برای اصلاح مسیر
اکنون که به زمان انتشار دفترچه انتخاب رشته آزمون دستیاری تخصصی سال ۱۴۰۵ نزدیک میشویم، تصمیم وزارت بهداشت درباره ظرفیت رشته اورولوژی میتواند نشانهای از رویکرد این وزارتخانه نسبت به اجرای واقعی قانون افزایش ظرفیت باشد.
انتظار میرود ظرفیتهای این رشته با توجه به نیازهای آینده کشور، وضعیت جمعیتی، پراکندگی پزشکان متخصص، ظرفیت زیرساختهای آموزشی و درمانی و شرایط فعلی رزیدنتها مورد بازنگری قرار گیرد.
افزایش ظرفیت البته باید هدفمند، متوازن و مبتنی بر نیاز واقعی باشد. همانطور که افزایش بیهدف ظرفیت میتواند منجر به خالی ماندن صندلیها و هدررفت منابع شود، ثابت نگهداشتن ظرفیت رشتههای مورد نیاز نیز میتواند کشور را در سالهای آینده با کمبود نیروی متخصص مواجه کند.
در نهایت، مسئله اورولوژی یک نمونه مشخص از ضرورت اصلاح نگاه به سیاست افزایش ظرفیت است. قانونگذار افزایش ظرفیت را برای حل مسائل نظام سلامت تعیین کرده است، نه صرفاً برای تغییر اعداد در جداول پذیرش.
اگر قرار است قانون برنامه هفتم پیشرفت به اهداف خود دست پیدا کند، باید میان ظرفیت پذیرش، نیاز واقعی کشور، توزیع جغرافیایی متخصصان، شرایط آموزشی و معیشتی رزیدنتها و نیازهای جمعیتی آینده ارتباطی منطقی برقرار شود.
انتظار میرود در پذیرش سال ۱۴۰۵، این ملاحظات درباره رشته اورولوژی مورد توجه قرار گیرد و تصمیمی اتخاذ شود که هم پاسخگوی نیازهای فعلی کشور باشد و هم نظام سلامت را برای مواجهه با پیامدهای سالمندی و افزایش تقاضا برای خدمات تخصصی در سالهای آینده آماده کند.
مسئله فقط افزایش ظرفیت نیست؛ مسئله این است که ظرفیت موجود و ظرفیتهای جدید، دقیقاً در جایی قرار بگیرند که بیشترین نیاز کشور را پاسخ دهند.
* کارشناس حوزه سلامت










































