بسم الله الرحمن الرحیم
خداوند متعال در ستایش بندگان خاص خویش میفرماید: ﴿وَالَّذِینَ اجتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَن یَعبُدُوهَا وَ أَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ البُشرَى ۚ فَبَشِّر عِبَادِ الَّذِینَ یَستَمِعُونَ القَولَ فَیَتَّبِعُونَ أَحسَنَهُ﴾ [زمر/۱۷].
جامعه مؤمن، اگر «اولوا الالباب» است، باید قادر باشد میان «گفتمان اصیل مقاومت» و «گفتمان انفعالی» تمییز گذارد و گفتار برتر، یعنی ایستادگی در برابر جنایت دشمن را با جان بپذیرد؛ و از همینجا بحث ما آغاز میشود که:
چرا «انتقام مهیا نشده» در منطق قرآن، «أَحسنُ القول» نیست، بلکه خطا در گزینش گفتار است؟
حجتالاسلام مرتضی جوادی آملی در مصاحبهای اعلام داشت:
«همانطوری که در باب سالار شهیدان در مظلومیت، در غربت و در شهادت و اینکه ناجوانمردانه حضرت را به شهادت رساندند، بحثی نیست؛ اما هیچیک از ائمه علیهمالسلام شرایط انتقام را مهیا نمیدیدند و بر اساس آن، همانطوری که در امر راهبردی دین که در زیارت عاشورا آمده که طالبین بثار حضرت بایستی مع ولیه الامام المهدی باشند، ما هم باید شرایط را و اوضاع جهانی را لحاظ بکنیم.
قدرت خودمان را هم توجه داشته باشیم، شرایط کشور و وضعیتهای مختلفی که به لحاظ اقتصادی، اجتماعی و سایر مسائل بینالمللی و منطقهای وجود دارد، به همه آنها توجه کنیم و انتقام را در ظرفیتی مطرح کنیم که هم قدرت انتقام به معنای واقعی کلمه باشد و هم موجب آسیبی به کشور و نظام و شکست دیگری خدای نکرده برای نظام نباشد» [۱۴۰۵/۵/۱۳، انصاف نیوز].
به متن و دیدگاه مطرحشده فوق، با تکیه بر مبانی فقه سیاسی شیعه، اصول حکمرانی در عصر غیبت و سیره عملی رهبری، پاسخ داده میشود:
نقد گفتوگو
بحث از «انتقام» در نسبت با خونهای بهناحق ریختهشده، بهویژه خون شهدا و مظلومان، صرفاً یک مسئله احساسی یا واکنشی نیست؛ بلکه در منظومه فقه سیاسی شیعه، موضوعی است عمیقاً مرتبط با «عدالت، بازدارندگی، حفظ هیبت امت، صیانت از نظام اسلامی و ایفای نقش حاکمیت دینی در عصر غیبت». …


























