«به دلیل استقبال بینظیر مخاطبان، سانس جدید اضافه شد.» اما دقیقاً چه چیزی در چند دقیقه فروخته شده است؟ این پرسش با واکنش اخیر صابر ابر دوباره جدی شد. او رکوردسازیهای فروش در تئاتر را نشانه گرفت و نوشت: «این رکوردسازیهای دروغین و زشت، در شأن تئاتر نیست. فروش سریع بلیت، افتخار گیشه است، نه اعتبار نمایش.» اعتراض او فقط به یک شیوه تبلیغاتی نبود. پای مسئله بزرگتری وسط است. «چند دقیقهای فروختن» دارد به واحد تازه سنجش موفقیت در بازار اجراهای زنده تبدیل میشود.
مسابقهای که برندهاش چند دقیقه زودتر میفروشد
فروش سریع به خودی خود عجیب نیست. خوانندهای محبوب یا نمایشی با چند بازیگر مشهور میتواند هزاران نفر را پشت صفحه خرید بلیت بنشاند. ظرفیت سالن محدود است و تقاضا بالا. نتیجه هم روشن است: صندلیها واقعاً ممکن است در زمانی کوتاه تمام شوند.مسئله از جایی جالب میشود که خود «زمان فروش» تبدیل به محصول تبلیغاتی میشود.
دیگر کافی نیست بگویید اجرای ما پرفروش است. جذابتر است اعلام کنید پنج هزار بلیت در ۲۰دقیقه، ۱۰هزار بلیت در ۱۵دقیقه یا ظرفیت یک سانس در چند دقیقه تمام شده. هرچه عدد زمان کوچکتر باشد، خبر بزرگتر به نظر میرسد.این مسابقه یک مزیت مهم هم برای مرحله بعدی فروش دارد. مخاطبی که دیده مرحله قبلی بلیتها سریع ناپدید شدهاند، دفعه بعد فرصت فکر کردن را به خودش نمیدهد. ساعت فروش را تنظیم میکند و کارت بانکی را کنار دستش میگذارد. «اگر الان نخرم، تمام میشود» همان فشاری است که فروش بعدی را سریعتر میکند. رکورد قبلی، رکورد بعدی را میسازد.
چند صندلی واقعاً روی سایت بود؟ …




















































































































