بارز ارز در روزهای اخیر با جهش قابلتوجه قیمتها همراه شده است. نرخ اسکناس دلار در معاملات روز یکشنبه پس از ورود به کانال ۱۹۰هزار تومان به حدود ۱۹۸هزار تومان رسید و در برخی معاملات قیمتهای بالاتری نیز ثبت شد. این در حالی است که معاملات روز گذشته در سطوح پایینتر از ۱۹۰هزار تومان آغاز شده بود. به این ترتیب، دلار در یک روز بیش از 5درصد افزایش قیمت یافت. روز گذشته، نرخ دلار در معاملات فردایی به محدوده ۲۰۰هزار تومان وارد شد. همزمان، تتر نیز پس از حدود ۱۸روز نوسان در سطوح پایینتر از ۱۹۰هزار تومان، در کمتر از دو روز به بالای ۱۹۸هزار تومان رسید. دلار در معاملات روز یکشنبه به رکورد تاریخی جدیدی رسید و فاصله خود با مرز روانی ۲۰۰هزار تومان را به حداقل رساند.
شتاب گرفتن قیمت دلار در روزهای اخیر را میتوان حاصل همزمانی پنج عامل دانست؛ توقف اجرای تفاهمنامه ایران و آمریکا، کاهش صادرات و درآمدهای ارزی، افزایش تقاضای ارز برای مصارف وارداتی، اختلال در نقلوانتقالات ارزی و افزایش انتظارات تورمی. همزمانی این عوامل باعث شده است فشار بر سمت عرضه ارز افزایش یابد و در مقابل، تقاضای احتیاطی و تجاری برای ارز نیز تقویت شود. در این میان، شاید مهمترین عامل در شکلگیری انتظارات بازار، افزایش ابهام درباره سرنوشت تفاهم ایران و آمریکا باشد. تفاهمی که در شامگاه ۲۴خرداد اعلام شد و چند روز بعد به امضای روسای جمهور دو کشور رسید، در نخستین روزهای پس از اعلام، اثر کاهشی محسوسی بر بازار ارز گذاشت.
دلار که پیش از اعلام تفاهم در محدوده ۱۷۰هزار تومان معامله میشد، در روزهای بعد به کانالهای پایینتر وارد شد و حتی به محدوده ۱۵۰هزار تومان رسید. با افزایش ابهام درباره ادامه مذاکرات و پایبندی طرفین به تفاهم، این روند معکوس شد و نرخ دلار به سطوح بالاتر بازگشت. اکنون با تشدید تنش و افزایش فشارهای اقتصادی و تجاری، بازار نهتنها چشمانداز مذاکرات را با احتیاط دنبال میکند، بلکه ریسکهای مربوط به تجارت خارجی و دسترسی به منابع ارزی را نیز در قیمتها لحاظ میکند. رشدهای ثبتشده در بازار ارز روز گذشته در حالی رقم خورد که اخباری از احتمال بازگشت طرفین به تفاهمنامه منتشر شد. روز یکشنبه، خبر سفر فرمانده ارتش پاکستان به ایران با هدف رفع بنبست تفاهمنامه منتشر شد. کاهش عرضه ارز
دومین ضلع رشد دلار، کاهش درآمدهای ارزی کشور است. صادرات نفتی و غیرنفتی ایران در ماههای اخیر با محدودیتهای جدی مواجه شده است. در بخش نفت، محدودیتهای حملونقل، تحریمها و اختلال در مسیرهای صادراتی، دسترسی ایران به درآمدهای ارزی را دشوارتر کرده است. در بخش غیرنفتی نیز جنگ و اختلال در فعالیت بنادر و تجارت دریایی، محدودیتهای بیشتری برای صادرات ایجاد کرده است.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر مشخص میشود که بدانیم بخش قابلتوجهی از صادرات غیرنفتی ایران به محصولات پتروشیمی، فولادی و سایر کالاهای صنعتی وابسته است. آسیب واردشده به بخشی از ظرفیت تولید صنایع در جریان جنگ، به این معناست که حتی در صورت رفع برخی محدودیتهای حملونقل، ظرفیت صادراتی کشور در کوتاهمدت الزاما به سطح قبل از جنگ بازنمیگردد. در نتیجه، اقتصاد ایران همزمان با دو مساله مواجه شده است: از یک سو برای بازسازی و جبران خسارات جنگ به واردات کالا، تجهیزات و مواد اولیه بیشتری نیاز دارد و از سوی دیگر، ظرفیت ایجاد درآمد ارزی از محل صادرات کاهش یافته است. این عدم تعادل میتواند فشار مضاعفی بر بازار ارز وارد کند. افزایش تقاضای وارداتی
ضلع سوم، افزایش تقاضای ارز برای واردات است. پس از جنگ با توجه به خسارات واردشده، نیاز به واردات برخی کالاها، قطعات، تجهیزات، مواد اولیه و کالاهای سرمایهای افزایش یافته است. به بیان دیگر، اقتصاد در شرایطی قرار گرفته که همزمان با کاهش عرضه ارز، نیاز آن به ارز نیز بیشتر شده است. این مساله در شرایط عادی نیز میتوانست بازار ارز را تحت فشار قرار دهد؛ اما زمانی که نقلوانتقال ارز و تجارت خارجی با محدودیت مواجه باشد، اثر آن بر قیمت ارز شدیدتر خواهد بود. امارات حلقه مهم تجارت و تسویه ارزی بود
چهارمین ضلع، اختلال در نقلوانتقالات ارزی است؛ موضوعی که در روزهای اخیر با تصمیم امارات برای توقف تجارت و مبادلات مالی با ایران اهمیت بیشتری پیدا کرده است. امارات در سالهای اخیر یکی از مهمترین شرکای تجاری ایران و در عین حال یکی از مهمترین مراکز واسطهای تجارت خارجی کشور بوده است. امارات در سال ۱۴۰۳ بیش از ۳۰ درصد واردات ایران را به خود اختصاص داده بود و سهم این کشور از کل تجارت ایران نیز قابلتوجه بوده است. البته سهم امارات از واردات ایران را نباید با سهم این کشور در تسویه ارزی تجارت خارجی یکسان دانست. بخش مهمی از کالاهایی که از امارات وارد ایران میشوند، مستقیما از این کشور تولید یا صادر نمیشوند و امارات در موارد متعددی نقش هاب تجاری و واسطهای دارد. همین نقش واسطهای باعث شده است اختلال در فعالیت تجاری و مالی امارات، فراتر از تجارت مستقیم دو کشور بر تجارت خارجی ایران اثر بگذارد.
این موضوع در شرایط تحریمی اهمیت بیشتری دارد. بخشی از مبادلات ارزی ایران بهجای مسیرهای مستقیم، از شبکههای واسطهای منطقهای عبور میکند و درهم امارات نیز یکی از ارزهای مهم در این فرآیند بوده است. گزارشهای تحلیلی اخیر، سهم قابلتوجه امارات در تامین ارز واردات ایران را نیز مورد تاکید قرار دادهاند. از این منظر، تصمیم ابوظبی برای توقف تجارت و مبادلات مالی با ایران میتواند همزمان هزینه واردات را افزایش دهد، دسترسی به منابع ارزی را دشوارتر کند و بازگشت درآمدهای صادراتی را با مشکل مواجه سازد. امارات چهارشنبه هفته گذشته اعلام کرد که تجارت و مبادلات مالی با ایران را تا اطلاع ثانوی متوقف میکند؛ تصمیمی که بهطور مستقیم یکی از مهمترین مسیرهای تجاری و مالی ایران را هدف قرار داده است. انتظارات تورمی؛ ضلع پنجم
پنجمین ضلع رشد دلار، افزایش انتظارات تورمی است. رشد قیمت ارز صرفا نتیجه کاهش عرضه و افزایش تقاضای واقعی نیست؛ بلکه در شرایط نااطمینانی، تقاضای احتیاطی نیز افزایش مییابد. خانوارها و بنگاهها در چنین شرایطی تلاش میکنند بخشی از دارایی خود را در برابر کاهش قدرت خرید پول ملی مصون نگه دارند و همین رفتار میتواند تقاضا برای ارز و طلا را افزایش دهد. روند قیمت دلار در یک سال گذشته نیز اهمیت این موضوع را نشان میدهد. نرخ دلار در روز یکشنبه به محدوده ۱۹۸هزار تومان رسید؛ درحالیکه در مقطع مشابه سال گذشته پایینتر از ۱۰۰هزار تومان بود. بنابراین قیمت دلار طی یک سال تقریبا دو برابر شده است. در همین مدت، افزایش قیمت بسیاری از کالاها و خدمات حتی از رشد نرخ ارز نیز بیشتر بوده است. این مساله نشان میدهد که بازار ارز در حال حاضر علاوه بر متغیرهای روزمره عرضه و تقاضا، تحت تاثیر چشمانداز تورمی اقتصاد نیز قرار دارد. مواجهه بازار ارز با عامل تشدیدکننده
افزایش انتظارات تورمی را نمیتوان صرفا به یک خبر یا یک رویداد سیاسی نسبت داد. اقتصاد ایران سالها با تحریم مواجه بوده و در طول این سالها بخشی از فعالان اقتصادی با سازوکارهای دور زدن تحریم و تجارت غیرمستقیم با شرایط موجود سازگار شده بودند. اما جنگ، اختلال در تجارت دریایی، محدودیتهای مالی جدید و افزایش فشارهای تحریمی، ریسکهای جدیدی را به اقتصاد تحمیل کرده است. در چنین شرایطی، بازار ارز پیش از آنکه آثار کامل این تحولات در آمارهای اقتصادی منعکس شود، بخشی از ریسکهای آینده را در قیمتهای جاری لحاظ میکند. بنابراین بخشی از جهش اخیر دلار را باید پیشخور کردن ریسکهای آینده اقتصاد دانست. از سوی دیگر، کاهش صادرات تنها بر بازار ارز اثر نمیگذارد. دولت از یک طرف با کاهش درآمدهای ارزی مواجه است و از طرف دیگر، افت فعالیت بنگاهها درآمدهای مالیاتی را نیز کاهش داده است. افزایش هزینههای بازسازی و جبران خسارات جنگ نیز فشار بیشتری بر بودجه وارد میکند. ترکیب کاهش درآمدها و افزایش هزینهها میتواند کسری بودجه را تشدید کرده و در نهایت بر انتظارات تورمی اثر بگذارد. دلار در یک هفته ۸ درصد رشد کرد
آخرین موج صعودی بازار ارز از هفته گذشته شتاب گرفت. نرخ دلار در یکشنبه هفته گذشته حدود ۱۸۳هزار و ۵۰۰ تومان بود و در معاملات روز گذشته به محدوده ۱۹۸هزار تومان رسید؛ بنابراین نرخ دلار طی یک هفته حدود ۱۵هزار تومان، معادل نزدیک به ۸درصد، افزایش یافته است. همزمان با بازار ارز، بازار طلا نیز ششمین روز متوالی رشد خود را تجربه کرد. قیمت هر گرم طلای ۱۸عیار در معاملات روز یکشنبه به ۲۲میلیون و ۱۰۴هزار تومان رسید و سکه طرح جدید نیز در سطح ۲۱۸میلیون و ۵۰۰هزار تومان معامله شد. نیمسکه ۱۱۲میلیون تومان و ربعسکه ۶۰میلیون و ۵۰۰ هزار تومان قیمت خوردند.
در مجموع، همزمانی کاهش عرضه ارز، افزایش تقاضای ارز، اختلال در مسیرهای تسویه ارزی، ابهام در چشمانداز سیاسی و رشد انتظارات تورمی، شرایطی را ایجاد کرده که فشار صعودی بر بازار ارز افزایش یافته است. در چنین شرایطی، مرز ۲۰۰هزار تومان برای دلار بیش از آنکه صرفا یک سطح روانی باشد، به آزمونی برای سنجش میزان فشارهای انباشته بر بازار ارز تبدیل شده است. روز گذشته همزمان با رکوردزنیهای بازار ارز و طلا، مرکز مبادله ایران موعد برگزاری اولین حراج شمش طلای شهریورماه سال جاری را اعلام کرد. بر اساس اعلام این مرکز، یکصد و پنجاه و چهارمین حراج شمش طلا، سهشنبه 3شهریور در مرکز مبادله ارز و طلای ایران به صورت نقدی و حضوری برگزار میشود. هر متقاضی با واریز 5میلیارد تومان وجهالضمان تا ساعت 24 روز دوشنبه به ازای هر شمش میتواند تا 25 قطعه شمش خریداری کند. این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد

















































































































