تماس غیرمنتظره
روز جمعه عباس فلاح در میان پیامها و تماسهای تلفنی کاری و شخصی متعددش، تماسی با پیش شماره تهران داشت که نمیدانست از طرف چه کسی است. او تعریف میکند: «وقتی تماس را جواب دادم سراغ پسرم را از من گرفتند و گفتند از بیت رهبری زنگ میزنیم و میخواهیم از طرف رهبر از شما و پسرتان تشکر کنیم که با شجاعت و فداکاری خود جان یک کودک را نجات دادید.» این تماس غیرمنتظره پسر نوجوان آقای آتش نشان را هم حسابی غافلگیر و خوشحال کرد: «باورم نمیشد که در این شرایط جنگی رهبر به این کار ما توجه نشان دادهاند. پسرم آقا حیدر هم وقتی متوجه شد از بیت تماس گرفتهاند، خوشحال و هیجانزده شده بود. همینکه تماس قطع شد من به مدیرم، مادرم و بسیاری از دوستانم زنگ زدم و این موضوع را برای آنها تعریف کردم.» سفر خانوادگی به مشهد هدیه خانواده فلاح و چاشنی این تماس تلفنی بود:«چند دقیقه بعد دوباره از بیت با ما تماس گرفتند و گفتند چند روز دیگر مقدمات سفر شما به مشهد فراهم میشود و میتوانید همراه خانواده به زیارت امام رضا (ع) بروید.»
یک روز کاری نهچندان متفاوت
آقای آتش نشان ماموریتهای پر خطر کمنداشته و روزی هم که همراه تیم عملیاتیاش به شهر رستمکلا اعزام شد، نمیدانست با این ماموریت فداکاری او و همکارانش مدتها در فضای مجازی نقل میشود و دهان به دهان میچرخد:«آن روز از آتشنشانی بهشهر با من تماس گرفتند و گفتند کودک خردسالی به داخل چاه سقوط کرده و باید با فوریت به رستمکلا اعزام … …







































