ایرنا: برای شروع بفرمایید چطور با سینما آشنا شدید؟
یشایایی: من زندگیام را با سینما آغاز کردم و به جز آن کار دیگری نکردم. البته این کار مقدماتی داشت. نخست به کارهای ابتدایی سینما پرداختم و سپس جزء حرفه ایهای سینما شدم.
وضع زندگیتان چطور بود؟ آیا خانواده شما به کار سینما علاقمند بودند؟
آنها اصلا کاری به این کارها نداشتند و در یک فاز دیگری بودند. ما یک خانواده یهودی بودیم که پدرم فوت کرده بود و مادرم هم کاری به این کارها نداشت.
چه سنی وارد عرصه سینما شدید؟
من از ۲۰ سالگی وارد کار حرفه ای سینما شدم. البته مستقل نبودم و با دیگران کار می کردم.
در خانواده تان فقط شما درس خواندید؟
خیر. همه درس خواندند. منتهی من اولین نفری بودم که لیسانس گرفتم. دوره ابتدایی و متوسطه را همه خوانده بودند.
در دبیرستان با بیژن جزنی آشنا شدید و مبارزاتی را هم علیه حکومت وقت داشتید؟
بله. آن زمان گروه های مبارز در اشکال و عقاید مختلف بودند. مثلا جبهه ملی گروه و طرفداران خودش را داشت. حزب توده هم همین طور. احزاب مستقل دیگری هم بودند. آن دوره یک دوره سخت مبارزاتی، البته نه به معنای درگیری های فیزیکی، بلکه به صورت مبارزات فکری بین گروه های مختلف بود.
گرایش فکری شما در آن دوره به کمک سمت بود؟ بیشتر طرفدار دکتر مصدق بودید؟
به طور کلی آن دوره، دوره مصدق بود. من تمایلات جبهه ملی داشتم و عضو فعال آن بودم.
در این راه محاکمه و زندان هم شدید؟
بله.
ظاهرا دوستی عمیقی با بیژن جزنی داشتید. جایی گفته بودید بدترین خاطره عمرم اعدام آقای جزنی بود؟ …



























































































































