یک دهه پیش زمانی که انصارالله کل یمن را آزاد کرد، در یکی دو روز اول دائم به بیبیسی فارسی نگاه میکردم. انتظار داشتم یک رسانه آزاد و مستقل و حرفهای کولاکی از خبر بهپا کند و بگوید سرنوشت یکی از راهبردیترین نقاط جهان عوض شد، ولی هیچ! (هیچ یعنی هیچ). نه در بخش «تاپنیوز» و نه حتی یک خبر کوتاه در لایههای پنهان سایت بیبیسی فارسی دیده نمیشد. همان زمان این مسئله را در روزنامه جوان بازتاب دادم و نوشتم هیچچیز جز دلارهای نفتی سعودی به ذهنم نمیرسد!
بریتانیا در عربستان و امارات منافع راهبردی دارد و بیبیسی در یک محیط نهادی، ژئوپلیتیکی و فرهنگی بریتانیایی فعالیت میکند و حتی با فرض استقلال تحریریه، افق انتخاب موضوع، اهمیتگذاری و چارچوببندی خبر نمیتواند کاملاً از محیط راهبردی کشور مادر منفک باشد.
اکنون یمنیها دوباره بخش فوقراهبردی سرزمین خود را از دست مزدوران سعودی آزاد کردند که یک فتحالفتوح آشکار و انشاءالله فتحبابی است بر فتوحات بزرگ دیگر. بیبیسیفارسی ولی اینبار تغییر محسوسی در وزندهی و قاببندی اخبارش داده است. هر جزیره و هر بخش تازهای را که یمنیها آزاد میکنند، پوشش میدهد. فقط اجازه ندارد که بگوید انصارالله! و میگوید «حوثی»ها چنین و چنان کردند.
من این تغییرات را یک شکست راهبردی برای بیبیسیفارسی میبینم، هرچند بیبیسی تغییر راهبرد نداده است و دلایلی برای آن دارم.
بیبیسیفارسی در رویکرد خود به جنگ امریکا علیه ایران نیز از اواسط جنگ همین تغییرات را نشان داد. «نفیسه» تیتر یک رسانههای داخلی حتی رسانههای نزدیک به حکومت میشد! حرفهایها میگفتند باید دید چه ریگی به کفش بیبیسی و نفیسه است. دوستانی دارم که میگفتند نخیر آقا! رسانهی آزاد یعنی همین که خبرنگار ارشدش از وسط میدان جنگ برخلاف مجری و کارشناس گزارش میدهد!
میدانم که تغییر محسوس در پوشش اخبار ایران تحلیل پیچیدهتری دارد و بهسادگی و روشنی نمیتوان تمامی واقعیت را برای همگان تبیین کرد. …



























































































































