در سالهای اخیر پروژههای متعددی برای تولید هیدروژن پاک در این منطقه اعلام شدهاند. بسیاری از این پروژهها به دنبال صادرات محصول نهایی یا مشتقات هیدروژن به اروپا هستند، در حالی که بخش مهمی از تجهیزات، فناوری و خدمات مهندسی مورد استفاده در آنها میتواند از چین تأمین شود.
به همین دلیل، MENA در حال شکل دادن به نقشی متفاوت در بازار جهانی هیدروژن است؛ منطقهای که میتواند از یک سو تولیدکننده انرژی پاک برای اروپا باشد و از سوی دیگر به محل حضور شرکتهای چینی در زنجیره تأمین فناوری هیدروژن تبدیل شود. با این حال، هنوز مشخص نیست که چه میزان از پروژههای اعلامشده واقعاً به مرحله تولید تجاری خواهند رسید. چرا خاورمیانه و شمال آفریقا برای تولید هیدروژن سبز جذاب است؟
منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا از آفتابیترین مناطق جهان محسوب میشود و همین ویژگی، ظرفیت بالایی برای توسعه انرژی خورشیدی ایجاد کرده است. در کنار آن، برخی مناطق این پهنه جغرافیایی از منابع بادی مناسبی نیز برخوردارند. ترکیب این دو منبع میتواند برق تجدیدپذیر مورد نیاز برای تولید هیدروژن سبز را فراهم کند.
هیدروژن میتواند در بخشهایی که کاهش انتشار کربن دشوارتر است، نقش مهمی داشته باشد. صنایع سنگین مانند فولاد و همچنین حملونقل، از جمله بخشهایی هستند که هیدروژن میتواند در آنها جایگزین بخشی از سوختهای فسیلی شود. هیدروژن همچنین ماده اولیه مهمی برای تولید آمونیاک است؛ مادهای که در صنعت کودسازی کاربرد گستردهای دارد.
هیدروژن سبز زمانی تولید میشود که فرآیند تولید آن با استفاده از انرژی تجدیدپذیر انجام شود و در نتیجه، انتشار کربن آن بسیار پایین یا نزدیک به صفر باشد. با این حال، بازار جهانی هیدروژن همچنان عمدتاً در اختیار هیدروژن تولیدشده از سوختهای فسیلی است.
بر اساس بررسی جهانی هیدروژن آژانس بینالمللی انرژی که در ماه ژوئن منتشر شده، کمتر از ۱ درصد از تولید جهانی هیدروژن در دسته هیدروژن «کمانتشار» قرار میگیرد. این آمار نشان میدهد که فاصله میان وضعیت فعلی بازار هیدروژن و اهداف اقلیمی جهان همچنان بسیار زیاد است. ظرفیت انرژی تجدیدپذیر MENA تا سال ۲۰۳۰ سه برابر میشود
یکی از مهمترین عواملی که جذابیت منطقه برای تولید هیدروژن سبز را افزایش داده، رشد سریع ظرفیت انرژیهای تجدیدپذیر است.
آژانس بینالمللی انرژی پیشبینی کرده است ظرفیت انرژیهای تجدیدپذیر در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا بین سالهای ۲۰۲۳ تا ۲۰۳۰ تقریباً سه برابر شود و از ۵۳ گیگاوات به حدود ۱۵۰ گیگاوات برسد.
این رشد میتواند زیرساخت برق مورد نیاز پروژههای بزرگ هیدروژن سبز را فراهم کند. برخی پروژههای منطقهای در مقیاس گیگاوات در تلاش هستند هیدروژن سبز را با هزینهای کمتر از ۳ دلار آمریکا به ازای هر کیلوگرم تولید کنند.
یوسف نعیم، کارشناس انرژی منطقهای در شرکت مشاوره و انرژی DNV، معتقد است برخورداری MENA از منابع غنی انرژی تجدیدپذیر میتواند این منطقه را به یکی از ارزانترین مناطق تولید هیدروژن در جهان تبدیل کند.
برای درک بهتر این اختلاف قیمت، هزینه مورد اشاره برای اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۳ حدود ۹ دلار آمریکا به ازای هر کیلوگرم اعلام شده است. در چین نیز این هزینه در سال ۲۰۲۵ بین ۳.۱ تا ۶.۸ دلار آمریکا به ازای هر کیلوگرم بوده است.
بنابراین، اگر پروژههای بزرگ MENA بتوانند واقعاً به هزینه کمتر از ۳ دلار در هر کیلوگرم برسند، تولیدکنندگان منطقه از نظر هزینه میتوانند موقعیت رقابتی بسیار مهمی در بازار جهانی پیدا کنند. نزدیکی به اروپا؛ برگ برنده خاورمیانه و شمال آفریقا
یکی از مهمترین مزیتهای MENA نسبت به بسیاری از رقبای احتمالی خود، فاصله نسبتاً کم با اروپا است. اروپا یکی از مهمترین بازارهای هدف برای هیدروژن سبز محسوب میشود و کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا در مقایسه با صادرکنندگانی مانند استرالیا و برخی کشورهای آمریکای لاتین یا دیگر مناطق آفریقا، مسیر حملونقل کوتاهتری تا بازار اروپا دارند.
این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا انتقال هیدروژن به شکل قابل حمل میتواند بخش قابل توجهی از انرژی موجود در آن را از بین ببرد. طبق گزارش آژانس بینالمللی انرژی، تبدیل هیدروژن به شکلی که امکان حملونقل آن فراهم شود، میتواند باعث اتلاف ۴۰ تا ۷۰ درصد انرژی شود.
به همین دلیل، فاصله میان محل تولید و بازار مصرف اهمیت زیادی دارد. پروژههایی که در نزدیکی بنادر، زیرساختهای صادراتی و صنایع مصرفکننده هیدروژن ساخته میشوند، میتوانند بخشی از هزینهها و اتلاف انرژی را کاهش دهند.
بسیاری از پروژههای بزرگ MENA نیز در کنار زیرساختهای صادراتی و صنایع پاییندستی مانند کارخانههای آمونیاک، پالایشگاهها و تأسیسات نمکزدایی قرار گرفتهاند. این مجاورت میتواند مسیر انتقال انرژی و مواد اولیه را کوتاهتر کند. برنامههای انتقال هیدروژن از شمال آفریقا و خاورمیانه به اروپا
نزدیکی جغرافیایی MENA به اروپا باعث شده پروژههای انتقال مستقیم هیدروژن نیز مورد توجه قرار گیرند. یکی از طرحهای مهم، کریدور SouthH2 است که قرار است شمال آفریقا را به ایتالیا، اتریش و آلمان متصل کند. هدف این طرح ایجاد مسیری برای انتقال هیدروژن از مناطق دارای ظرفیت بالای تولید در جنوب اروپا و شمال آفریقا به مصرفکنندگان اروپایی است.
همچنین یک کریدور دیگر برای انتقال هیدروژن مایع میان عمان، هلند و آلمان در نظر گرفته شده که برای سال ۲۰۳۰ برنامهریزی شده است.
ماتیاس لارسن، پژوهشگر ارشد سیاستگذاری در مؤسسه تحقیقاتی گرانتهام در مدرسه اقتصاد لندن، معتقد است اروپا احتمالاً یکی از بزرگترین بازارهای هیدروژن سبز جهان خواهد بود و کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا میتوانند یکی از مسیرهای اصلی دسترسی به این بازار باشند.
اروپا به دلیل محدودیت منابع طبیعی خود احتمالاً برای پاسخ به بخش مهمی از تقاضای آینده هیدروژن خود به واردات وابسته خواهد بود. تقاضای هیدروژن اروپا تا سال ۲۰۵۰ به ۶۸ میلیون تن میرسد
پیشبینیهای اتحادیه اروپا نشان میدهد تقاضای هیدروژن در این قاره میتواند در چند دهه آینده رشد بسیار زیادی داشته باشد.
بر اساس این پیشبینیها، مصرف هیدروژن اروپا از ۷.۳ میلیون تن در سال ۲۰۲۳ به حدود ۶۸ میلیون تن در سال ۲۰۵۰ خواهد رسید.
چنین رشدی، در صورت تحقق، بازار بسیار بزرگی برای تولیدکنندگان هیدروژن در مناطق دارای منابع تجدیدپذیر ایجاد خواهد کرد. MENA به دلیل نزدیکی به اروپا میتواند یکی از گزینههای اصلی برای تأمین این تقاضا باشد.
از سوی دیگر، اروپا تلاش میکند وابستگی خود به چین را در برخی زنجیرههای تأمین کاهش دهد. همین مسئله میتواند نقش کشورهای MENA را پررنگتر کند؛ زیرا این منطقه میتواند تولید هیدروژن را در نزدیکی بازار اروپا انجام دهد، در حالی که برای بخشی از تجهیزات و فناوری مورد نیاز پروژهها از شرکتهای چینی استفاده میکند. چین چگونه وارد پروژههای هیدروژن خاورمیانه شده است؟
در حالی که اروپا بازار هدف اصلی بسیاری از پروژههای هیدروژن MENA به شمار میرود، چین نقش مهمی در بخش ساختوساز، تجهیزات و مهندسی این پروژهها پیدا کرده است.
بر اساس گزارش سرمایهگذاری طرح کمربند و جاده چین در نیمه نخست سال ۲۰۲۶، خاورمیانه با ۳۶.۵ میلیارد دلار در صدر فهرست مشارکتهای ساختمانی چین قرار داشته است.
این سرمایهگذاریها تنها به هیدروژن محدود نمیشوند و حوزههایی مانند زیرساختهای حملونقل، ذخیرهسازی انرژی و تأسیسات انرژی را نیز دربر میگیرند. با این حال، حضور شرکتهای چینی در زیرساختهای انرژی منطقه میتواند به توسعه سریعتر پروژههای هیدروژن نیز کمک کند.
یکی از نمونههای مهم، مشارکت شرکت دولتی چینی سینوپک در پروژهای در ینبع عربستان سعودی است که هدف آن تولید ۴۰۰ هزار تن هیدروژن سبز در سال عنوان شده است.
در مراکش نیز یکی از پروژههای مرتبط با سرمایهگذاری چین برای تولید ۱.۴ میلیون تن آمونیاک سبز در سال برنامهریزی شده است. پروژه دیگری در عمان نیز هدف تولید ۳۰۰ تن آمونیاک سبز در روز را دنبال میکند.
این پروژهها نشان میدهند که همکاری چین با MENA فقط به فروش تجهیزات محدود نیست و در برخی موارد، سرمایهگذاری و حضور مستقیم در پروژهها نیز مطرح است. چرا چین به هیدروژن سبز خاورمیانه علاقه دارد؟
شرکتهای چینی در سالهای اخیر حضور گستردهای در زنجیره تأمین انرژیهای تجدیدپذیر داشتهاند و بخش مهمی از ظرفیت تولید تجهیزات مرتبط با انرژی پاک در جهان را در اختیار دارند.
ماتیاس لارسن معتقد است شرکتهای چینی ارزش بازار اروپا برای هیدروژن سبز را به خوبی درک کردهاند و به همین دلیل، مشارکت در پروژههای MENA را میتوان راهی برای دسترسی غیرمستقیم به بازار اروپا دانست.
ایزادورا وانگ، رئیس بخش چین در اندیشکده Transition Asia، نیز معتقد است همکاری چین با منطقه در چارچوب سیاست گستردهتر پکن برای توسعه انرژی سبز و کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی قرار میگیرد.
چین در برنامه میانمدت و بلندمدت توسعه صنعت انرژی هیدروژن برای سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۳۵، هیدروژن سبز را به عنوان یکی از «مرزهای جدید» صنعت معرفی کرده و صادرات جهانی آن را نیز مورد توجه قرار داده است.
حضور شرکتهای چینی در پروژههای MENA میتواند به این کشور اجازه دهد تجربه بیشتری در زمینه پروژههای بزرگ هیدروژن کسب کند و جایگاه خود را در بازار جهانی این فناوری تثبیت کند. چین خود یکی از بزرگترین تولیدکنندگان هیدروژن جهان است
نقش چین در صنعت هیدروژن تنها به صادرات تجهیزات محدود نمیشود. این کشور خود یکی از بزرگترین تولیدکنندگان و مصرفکنندگان هیدروژن جهان است.
چین در سال ۲۰۲۴ حدود ۳۶.۵ میلیون تن هیدروژن تولید کرده است؛ رقمی که بیش از یکسوم تولید جهانی را تشکیل میدهد.
مصرف هیدروژن چین در سال ۲۰۲۳ نیز حدود ۴۰ میلیون تن اعلام شده است.
با وجود این حجم بالای تولید و مصرف، کارشناسان معتقدند صادرات گسترده هیدروژن تولیدشده در MENA به چین در حال حاضر مسیر اصلی تجارت نخواهد بود. دلیل اصلی این است که چین از قبل زنجیره تأمین داخلی بزرگی در اختیار دارد و میتواند بخش زیادی از نیاز خود را از منابع داخلی تأمین کند.
یوسف نعیم نیز انتظار دارد تقاضای چین برای هیدروژن سبز عمدتاً از طریق منابع تجدیدپذیر و فرآیند الکترولیز داخلی تأمین شود.
حتی یک گزارش مشترک با حمایت دولتهای آلمان و چین هشدار داده است که رشد سریع ظرفیت تولید هیدروژن در چین میتواند خطر ایجاد «ظرفیت مازاد» را افزایش دهد.
به همین دلیل، به نظر میرسد نقش اصلی چین در هیدروژن MENA در کوتاهمدت بیشتر در زمینه فناوری، تجهیزات، مهندسی و سرمایهگذاری باشد تا خرید حجم زیادی از هیدروژن تولیدشده در منطقه. خاورمیانه چگونه به پل میان چین و اروپا تبدیل میشود؟
از این منظر، MENA میتواند نقش یک پل میان دو بازار بزرگ انرژی را ایفا کند. اروپا به هیدروژن سبز و محصولات مشتقشده از آن نیاز دارد، در حالی که چین از توان بالایی در تولید تجهیزات، ارائه خدمات مهندسی و اجرای پروژههای انرژی پاک برخوردار است.
در این مدل، کشورهای MENA میتوانند انرژی خورشیدی و بادی را به هیدروژن و سپس محصولاتی مانند آمونیاک تبدیل کنند. شرکتهای چینی نیز تجهیزات و فناوری مورد نیاز برای اجرای پروژهها را تأمین میکنند و در نهایت محصول تولیدشده میتواند به بازار اروپا صادر شود.
به گفته لارسن، منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا از برخی جهات همین حالا نیز به یک «پل» میان خریداران اروپایی و تأمینکنندگان فناوری چینی تبدیل شده است.
با این حال، این پل هنوز به یک مسیر تجاری کاملاً تثبیتشده تبدیل نشده است؛ زیرا مهمترین بخش زنجیره یعنی خریدار نهایی هنوز در بسیاری از پروژهها مشخص نیست. مشکل اصلی؛ پروژههای هیدروژن بدون خریدار قطعی
یکی از بزرگترین چالشهای صنعت هیدروژن در MENA، فاصله میان تعداد پروژههای اعلامشده و پروژههایی است که واقعاً به مرحله سرمایهگذاری نهایی میرسند.
بر اساس دادههای DNV، تنها حدود یکسوم از بیش از ۱۵۰۰ پروژه هیدروژنی اعلامشده در سراسر جهان به تصمیم نهایی سرمایهگذاری رسیدهاند.
یوسف نعیم میگوید یکی از رایجترین دلایل توقف یا کند شدن پروژهها، دشواری تأمین سرمایهگذاری قابل اعتماد و پیدا کردن خریداران قطعی است.
این مشکل در MENA میتواند شدیدتر باشد، زیرا تقاضای داخلی برای هیدروژن سبز در بسیاری از کشورهای منطقه محدود است و بخش قابل توجهی از توجیه اقتصادی پروژهها به صادرات وابسته است.
به عبارت دیگر، ساخت یک نیروگاه بزرگ تولید هیدروژن تنها زمانی منطقی است که خریدار حاضر باشد برای محصول تولیدشده قرارداد بلندمدت امضا کند. بدون چنین قراردادی، تأمین میلیاردها دلار سرمایه مورد نیاز پروژه بسیار دشوار میشود. تولید هیدروژن خاورمیانه تا سال ۲۰۳۰ به ۱۸ میلیون تن میرسد؟
بر اساس گزارش S&P Global Commodity Insights، خاورمیانه در سال ۲۰۲۲ بیش از ۴ میلیون تن ظرفیت تولید هیدروژن داشته است. پیشبینی میشود تولید هیدروژن منطقه تا سال ۲۰۳۰ به حدود ۱۸ میلیون تن برسد.
اما مسئله این است که رشد ظرفیت تولید لزوماً به معنای رشد مشابه تقاضا یا صادرات نیست. اگر خریداران قطعی برای این حجم از هیدروژن وجود نداشته باشند، بخشی از پروژهها ممکن است با تأخیر مواجه شوند یا اصلاً به مرحله اجرا نرسند.
این همان شکافی است که در حال حاضر میان عرضه و تقاضا در بازار هیدروژن MENA دیده میشود. اروپا؛ بازار بزرگ اما با سیاستهای متناقض
اروپا در ظاهر مهمترین بازار بالقوه برای هیدروژن سبز MENA است، اما سیاستهای این اتحادیه در سالهای اخیر همواره یک پیام کاملاً یکدست به تولیدکنندگان ارسال نکرده است.
در برنامههایی که در سالهای ۲۰۲۰ و ۲۰۲۲ منتشر شدند، کمیسیون اروپا هدف تولید ۱۰ میلیون تن هیدروژن تجدیدپذیر در سال در داخل اتحادیه اروپا تا سال ۲۰۳۰ را تعیین کرد و همزمان هدف واردات ۱۰ میلیون تن دیگر را نیز در نظر گرفت.
در سال ۲۰۲۳ نیز اتحادیه اروپا قوانین دقیقتر و اهداف الزامآوری را برای هیدروژن تجدیدپذیر تصویب کرد.
اما بعد از آن، چارچوب جداگانهای برای هیدروژن و سوختهای کمکربن نیز ایجاد شد. این چارچوب امکان استفاده از هیدروژن تولیدشده از منابع تجدیدناپذیر، از جمله گاز، را در شرایطی فراهم میکند که بتواند نسبت به استفاده بدون تغییر از سوختهای فسیلی، دستکم ۷۰ درصد کاهش انتشار گازهای گلخانهای ایجاد کند.
این تغییرات میتواند فضای بازار را پیچیدهتر کند؛ زیرا تولیدکنندگان MENA باید بدانند اروپا در آینده دقیقاً چه نوع هیدروژنی را با چه استانداردی و با چه سازوکار حمایتی خریداری خواهد کرد. آیا اروپا واقعاً به هیدروژن سبز سختگیرانه نیاز دارد؟
ماتیاس لارسن معتقد است یکی از دلایل تغییر رویکرد اروپا میتواند نگرانی از افزایش هزینه تولید هیدروژن سبز باشد. اگر استانداردهای بسیار سختگیرانه هزینه هیدروژن را افزایش دهند، صنایع اروپایی ممکن است در رقابت با تولیدکنندگان خارجی تحت فشار بیشتری قرار بگیرند.
از سوی دیگر، کاهش استانداردها میتواند به معنای ورود هیدروژن کمکربن تولیدشده از منابعی مانند گاز طبیعی به بازاری باشد که در ابتدا قرار بود بیشتر بر هیدروژن سبز متکی باشد.
این مسئله برای تولیدکنندگان MENA اهمیت زیادی دارد، زیرا تصمیمات سیاستی اروپا میتواند مستقیماً بر جذابیت اقتصادی سرمایهگذاریهای میلیارددلاری منطقه تأثیر بگذارد.
به همین دلیل، کشورهای MENA تلاش میکنند تنها به بازار اروپا وابسته نباشند و مسیرهای دیگری برای مصرف هیدروژن و محصولات مشتقشده از آن ایجاد کنند. NEOM و تلاش عربستان برای پیدا کردن بازار هیدروژن
یکی از مهمترین پروژههای هیدروژن منطقه، پروژه NEOM در عربستان سعودی است. این پروژه قصد دارد از سال ۲۰۲۷ روزانه ۶۰۰ تن هیدروژن پاک تولید کند.
با این حال، فروش این حجم از هیدروژن نیز با چالشهایی روبهرو شده است. در ماه ژوئیه، عربستان سعودی با شرکت جهانی تولید کود Yara توافق کرد که از سال ۲۰۲۷ تقریباً ۱.۲ میلیون تن آمونیاک سبز در سال به بازار عرضه کند.
این رویکرد اهمیت زیادی دارد، زیرا انتقال مستقیم هیدروژن دشوارتر از انتقال برخی مشتقات آن مانند آمونیاک است. ایزادورا وانگ، تبدیل هیدروژن به آمونیاک را یکی از سادهترین راهها برای فروش محصول در بازارهای مختلف میداند؛ زیرا آمونیاک محصولی است که در مقصد نیز کاربرد مشخصی دارد.
به این ترتیب، ممکن است بخشی از هیدروژن سبز منطقه به جای صادرات مستقیم به شکل هیدروژن، ابتدا به آمونیاک یا محصولات صنعتی دیگر تبدیل شود و سپس به بازارهای خارجی ارسال شود. بازار داخلی MENA شاید به اندازه اروپا مهم باشد
یکی از نکات مهم در آینده صنعت هیدروژن MENA این است که منطقه لزوماً نباید تمام محصول خود را صادر کند.
ایزادورا وانگ معتقد است شمال آفریقا نیز میتواند یک بازار داخلی قابل توجه برای هیدروژن سبز داشته باشد، زیرا این منطقه برای تأمین مواد غذایی به واردات کود نیاز دارد.
در چنین شرایطی، هیدروژن تولیدشده با انرژی خورشیدی و بادی میتواند به عنوان ماده اولیه تولید آمونیاک مورد استفاده قرار گیرد. سپس آمونیاک سبز در داخل منطقه به کود تبدیل شود.
اگر دولتها بتوانند با یارانههای مناسب هزینه تولید آمونیاک سبز را کاهش دهند و قیمت کود تولیدشده در داخل را به سطحی برسانند که بتواند با محصولات وارداتی رقابت کند، یک بازار داخلی بزرگ شکل خواهد گرفت.
این مدل علاوه بر ایجاد تقاضای داخلی برای هیدروژن، میتواند به کاهش وابستگی کشورهای منطقه به واردات کود و در نتیجه تقویت امنیت غذایی آنها نیز کمک کند. آیا MENA واقعاً میتواند قطب هیدروژن سبز جهان شود؟
خاورمیانه و شمال آفریقا از نظر منابع طبیعی، موقعیت جغرافیایی و ظرفیت توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، شرایط بسیار مناسبی برای تبدیل شدن به یکی از قطبهای تولید هیدروژن سبز جهان دارند. ظرفیت انرژیهای تجدیدپذیر منطقه طبق پیشبینی IEA قرار است از ۵۳ گیگاوات در سال ۲۰۲۳ به حدود ۱۵۰ گیگاوات در سال ۲۰۳۰ برسد و همین رشد میتواند پایه توسعه پروژههای بزرگ هیدروژن باشد.
برخی پروژههای منطقهای امیدوارند هیدروژن سبز را با هزینه کمتر از ۳ دلار به ازای هر کیلوگرم تولید کنند؛ رقمی که در صورت تحقق، میتواند بسیار رقابتی باشد. این در حالی است که هزینه مورد اشاره برای اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۳ حدود ۹ دلار و برای چین در سال ۲۰۲۵ بین ۳.۱ تا ۶.۸ دلار به ازای هر کیلوگرم بوده است.
از سوی دیگر، اروپا با پیشبینی مصرف ۶۸ میلیون تن هیدروژن در سال ۲۰۵۰ در مقایسه با ۷.۳ میلیون تن در سال ۲۰۲۳، میتواند بازار بزرگی برای تولیدکنندگان MENA ایجاد کند. نزدیکی منطقه به اروپا نیز در شرایطی که تبدیل و انتقال هیدروژن میتواند ۴۰ تا ۷۰ درصد انرژی را تلف کند، یک مزیت مهم به شمار میرود.
اما تعداد بالای پروژهها هنوز به معنای موفقیت قطعی این صنعت نیست. از بیش از ۱۵۰۰ پروژه هیدروژنی اعلامشده در جهان، تنها حدود یکسوم به تصمیم نهایی سرمایهگذاری رسیدهاند. در MENA نیز پیشبینی رشد تولید از بیش از ۴ میلیون تن در سال ۲۰۲۲ به ۱۸ میلیون تن در سال ۲۰۳۰، بدون وجود خریداران قطعی میتواند به یک ریسک جدی تبدیل شود.
چین نیز در این میان نقش مهمی دارد. این کشور در سال ۲۰۲۴ حدود ۳۶.۵ میلیون تن هیدروژن تولید کرده و بیش از یکسوم تولید جهانی را در اختیار داشته است. سرمایهگذاری ۳۶.۵ میلیارد دلاری چین در پروژههای ساختمانی خاورمیانه در نیمه نخست ۲۰۲۶ نیز نشان میدهد که حضور این کشور در زیرساختهای منطقه بسیار گسترده شده است.
در چنین شرایطی، به نظر میرسد نقش چین در هیدروژن MENA بیش از آنکه به خرید مستقیم هیدروژن محدود شود، بر فناوری، تجهیزات، مهندسی و سرمایهگذاری متمرکز خواهد بود. در مقابل، اروپا همچنان یکی از مهمترین بازارهای هدف برای محصول نهایی باقی میماند.
با این حال، آینده این صنعت احتمالاً فقط به صادرات هیدروژن وابسته نخواهد بود. تبدیل هیدروژن به آمونیاک سبز و استفاده از آن برای تولید کود در داخل منطقه میتواند هم یک بازار داخلی ایجاد کند و هم وابستگی کشورهای شمال آفریقا به واردات کود را کاهش دهد.
بنابراین، MENA ممکن است در سالهای آینده نه فقط به عنوان «صادرکننده هیدروژن»، بلکه به عنوان پل میان فناوری چین، انرژی تجدیدپذیر خاورمیانه و تقاضای اروپا شناخته شود. موفقیت این مدل اما به یک عامل تعیینکننده وابسته است: اینکه پروژههای اعلامشده بتوانند خریداران واقعی، قراردادهای بلندمدت و سرمایهگذاری قطعی پیدا کنند.





















































































































