85 سال پیش تهاجم متفقین به ایران، موجب اختلال در حملونقل و تجارت خارجی شد، تولید و سرمایهگذاری را به عقب راند و کشور را از ریل توسعه خارج کرد. خبر مرتبط شلیک آخر؛ قطعنامه ۵۹۸ چه درسهایی برای ایران امروز دارد؟ | آیا اقتصاد، جنگ را به پایان رساند؟ | قدرت ملی فقط با تجهیزات نظامی سنجیده نمیشود
اقتصادنیوز: ایران امروز با مجموعهای از چالشهای همزمان در حوزه امنیت، اقتصاد و سیاست خارجی روبهرو است. تجربه نشان میدهد هرچه تصمیمها دیرتر و بر پایه اطلاعات ناقص، ارزیابیهای خوشبینانه یا برآوردهای غیرواقعبینانه اتخاذ شوند، هزینه اصلاح آنها سنگینتر خواهد بود.
جنگها همواره فشار بر مردم را تشدید میکنند، تورم را افزایش میدهند و افراد بیشتری را به ورطه فقر میکشانند. اما تجربه شهریور 1320 چه درسهایی برای امروز ایران دارد؟
در همین رابطه، محمد طاهری، سردبیر هفته نامه تجارت فردا در یادداشتی نوشت؛
صبح سوم شهریور ۱۳۲۰، جنگی که در آن سوی جهان باعث مرگ هزاران انسان و ویرانی گسترده کشورها شده بود، گریبان ایرانیان را نیز گرفت. نیروهای اتحاد جماهیر شوروی از شمال و ارتش بریتانیا از جنوب و غرب وارد ایران شدند و ارتش رضاشاهی که سالها نماد اقتدار، معرفی شده بود، ظرف چند روز از هم پاشید. کمتر از سه هفته بعد، شاه از سلطنت کناره گرفت و نظم سیاسی متمرکزی که نزدیک به دو دهه شکل گرفته بود، پایان یافت.
جامعه ایران، با وجود تحولات قابلتوجهی که در سالهای پیش از جنگ تجربه کرده بود، در آستانه شهریور ۱۳۲۰ همچنان جامعهای فقیر و آسیبپذیر به شمار میرفت. اقتصاد کشور عمدتاً بر کشاورزی استوار بود و بخش بزرگی از جمعیت در روستاها زندگی میکردند. کشاورزی نزدیک به نیمی از تولید کشور را تأمین میکرد، اما بهرهوری پایین بود، ابزارهای تولید همچنان سنتی باقی مانده بود و اغلب مردم درآمد کافی برای گذران زندگی نداشتند. در شهرها نیز وضعیت بهتری حاکم نبود. بسیاری از شهرها به روستاهایی بزرگ شباهت داشتند و بخش قابلتوجهی از ساکنان آنها از دسترسی مناسب به آموزش، بهداشت و دیگر خدمات عمومی محروم بودند.
در چنین شرایطی، ایران بدون آنکه نقش مستقیمی در جنگ یا جهتگیری خاصی در تحولات جهانی داشته باشد، به اشغال متفقین درآمد و همان ثبات شکننده اقتصادی و اجتماعی خود را نیز از دست داد.
آن روزها موقعیت جغرافیایی ایران برای متفقین اهمیتی راهبردی داشت. بنادر، جادهها، راهآهن و ناوگان حملونقل کشور برای انتقال تجهیزات و تدارکات به شوروی به کار گرفته شد و ایران به کریدوری تبدیل شد که بعدها «پل پیروزی» نام گرفت. اما آنچه برای متفقین یک مزیت بزرگ لجستیکی بود، برای ایران معنایی جز تحمیل هزینههای جنگ و وارد آمدن فشار سنگین بر زیرساختهای محدود کشور نداشت.
بخش مهمی از امکانات حملونقل به جابهجایی نیروها و تجهیزات جنگی اختصاص یافت و حضور ارتشهای خارجی، تقاضا برای مواد غذایی، سوخت و دیگر کالاهای ضروری را افزایش داد. همزمان، اختلال در تجارت خارجی، واردات کالاهای مصرفی، مواد اولیه و قطعات صنعتی را دشوار کرد. کارخانهها با کمبود مواد اولیه و تجهیزات روبهرو شدند و برخی ناچار شدند تولید خود را کاهش دهند یا متوقف کنند. ناامنی، ضعف دولت مرکزی، احتکار و آشفتگی شبکه توزیع نیز بر دامنه بحران افزود.
این اختلالها با افزایش شدید حجم پول همراه شد. نیروهای متفقین برای پرداخت دستمزدها، خرید کالا و تأمین هزینههای حملونقل به ریال نیاز داشتند. تأمین این منابع، در کنار کسری بودجه دولت، فشار زیادی بر نظام پولی وارد کرد. حجم اسکناس و مسکوک در گردش میان سالهای ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۴ حدود پنج برابر شد، درحالیکه تولید و عرضه کالا امکان افزایش متناسب نداشت.
در نتیجه، تورم شتاب گرفت و ارزش واقعی پول و پساندازهای مردم بهشدت کاهش یافت. بااینحال، بار تورم میان گروههای مختلف جامعه بهطور یکسان توزیع نشد. سیاستمداران، نظامیان، سرمایهداران و نزدیکان دربار که به منابع قدرت، ثروت یا داراییهای واقعی دسترسی داشتند، بهتر میتوانستند خود را با افزایش عمومی قیمتها تطبیق دهند اما توده مردم، بهویژه حقوقبگیران و اقشار کمدرآمد، که درآمدشان متناسب با هزینههای زندگی افزایش نمییافت، بیشترین زیان را متحمل شدند. به این ترتیب، جنگ، فقر قدیمی و ساختاری جامعه ایران را به بحرانی فراگیر در معیشت مردم تبدیل کرد.
این بحران بیش از هر چیز در سفره مردم نمایان شد. نان مهمترین کالای مصرفی بخش بزرگی از جمعیت شهری بود و کمبود یا گرانی آن مستقیماً زندگی اقشار کمدرآمد را تهدید میکرد. کاهش تولید در برخی مناطق، اختلال در حمل غلات، آشفتگی توزیع و افزایش تقاضا دست به دست هم دادند تا مسئله نان از یک مشکل اقتصادی به بحرانی اجتماعی و سیاسی تبدیل شود.
سرانجام در آذر ۱۳۲۱، کمبود نان، افزایش قیمتها و نارضایتی از کیفیت آن، مردم تهران را به خیابانها کشاند و اعتراضهایی را رقم زد که در تاریخ معاصر ایران به «شورش نان» شهرت یافت.
ما در شماره این هفته به پیامدهای اقتصادی و اجتماعی اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰ پرداختهایم. این پرونده نشان میدهد جنگ چگونه ثبات شکننده جامعه و اقتصاد ایران را برهم زد، به کمبود کالا و جهش تورم انجامید و قدرت خرید مردم را بهشدت کاهش داد. همچنین بررسی میکنیم که چگونه فشارهای معیشتی سرانجام زمینه وقوع «شورش نان» در آذر ۱۳۲۱ را فراهم کرد.
همچنین بخوانید کشورها چگونه از چاه فقر بیرون آمدند؟ | ایران از کشورهایی که ثروتمند شدند، چه کم دارد؟ | جهان چگونه ثروتمند شد و چرا همه ثروتمند نشدند؟ خاموشی یک کارخانه چگونه زندگی یک شهر را مختل میکند؟ | عقربههای اقتصاد شهر کندتر حرکت میکنند | در ظاهر فقط 2 ساعت برق قطع شده اما... چرا رؤیای تمدن بزرگ نقش بر آب شد؟ | چرا حکومت پهلوی و اقتصاد ایران پس از کنفرانس رامسر در سرازیری قرار گرفت؟ | وقتی هشدار اقتصاددانان نادیده گرفت شد شلیک آخر؛ قطعنامه ۵۹۸ چه درسهایی برای ایران امروز دارد؟ | آیا اقتصاد، جنگ را به پایان رساند؟ | قدرت ملی فقط با تجهیزات نظامی سنجیده نمیشود

















