در این میان، دانشگاهها میتوانند یکی از مناسبترین بسترها برای آغاز و توسعه سیستمهای دوچرخه اشتراکی باشند. محیطهای دانشگاهی، بهدلیل حضور جمعیت جوان، سفرهای روزانه منظم، فاصلههای کوتاهتر میان مقصدهای مختلف و آمادگی بیشتر دانشجویان برای پذیرش تغییرات، ظرفیت بالایی برای ترویج شیوههای حملونقل فعال دارند. به همین دلیل، بسیاری از دانشگاههای جهان تلاش کردهاند با ایجاد زیرساختهای مناسب، ارائه خدمات دوچرخه اشتراکی و حمایت از فرهنگ سفرهای غیرموتوری، پردیسهای خود را به محیطهایی انسانمحورتر تبدیل کنند.
در پژوهشی که در دوره کارشناسی درباره حملونقل فعال دانشجویان و با مطالعه موردی پردیس «دانشگاه تهران» انجام دادم، تلاش شد عوامل مؤثر بر گرایش دانشجویان به پیادهروی و دوچرخهسواری، از دریچه تجربه زیسته آنان بررسی شود. یافتههای پژوهش نشان داد که اگرچه بسیاری از دانشجویان نگاه مثبتی به استفاده از دوچرخه دارند و آن را روشی سالم، کمهزینه و سازگار با محیطزیست میدانند، اما در عمل، مجموعهای از موانع سبب میشود این تمایل به رفتار واقعی تبدیل نشود.
یکی از مهمترین این موانع، کمبود زیرساختهای مناسب بود. بسیاری از دانشجویان معتقد بودند که نبود مسیرهای اختصاصی، پارکینگهای ایمن و امکانات پشتیبان، استفاده روزمره از دوچرخه را دشوار و پرریسک میکند. در کنار آن، یکپارچهنبودن شبکه دسترسی نیز بهعنوان چالشی جدی مطرح شد؛ به این معنا که حتی اگر بخشی از مسیر برای دوچرخه مناسب باشد، گسست مسیرها، تقاطعهای نامناسب و نبود ارتباط میان خوابگاهها، دانشکدهها، ایستگاههای … …
























































































































