هنگامه جنگ رمضان و تجمعات بعد از آن، آیه «تقوموا لله مثنی و فرادی» به گفتمان عمومی تبدیل شد. تا جایی که در مداحیها، بیلبوردهای شهری و صدا و سیما نیز پررنگ شد. شعار «قیام لله» که از سال ۱۳۲۳ وارد ادبیات سیاسی امام خمینی شد و اکنون که شعار «باید برخاست» به شعار محوری تشییع رهبر شهید تبدیل شد (منهای مثنی و فرادی) زیاد دیده شد. آنچه محل بحث نگارنده در این وجیزه است اینکه قیام مثنی و فرادی (دو نفری و فردی) کجا معنا مییابد؟
اولین خوانش از تقوموا لله، جهاد است. قیام برای خدا در مقابل فسق و فجور و ظلم و ستم و حکومت ظالمان در اولین خوانش به ذهن متبادر میشود.
اما سؤال این است که در حکومت اسلامی چنین امکانی وجود دارد؟ در ایران قبل از انقلاب اسلامی فدائیان اسلام، اعضای مؤتلفه اسلامی و خصوصاً امام خمینی یا نواب صفوی مصادیق قیام لله هستند که به صورت فردی عمل کردند و طبیعی است که در سرزمین کفر نیز این موضوع قابل دفاع است. شهدای راه اجرای فتوای قتل سلمان رشدی مرتد، نمونه این قیام فردی است که در تاریخ ثبت است یا شهدای راه آزادی فلسطین که با انگیزه الهی -اسلامی وارد مبارزه و جهاد شدند، نمونه دیگری است. اما این قاعده هنگام استقرار نظام دینی معنا ندارد. یعنی نمیشود و باید هشدار داد که در زمان حاکمیت دینی کسی نمیتواند تشخیص دهد اکنون باید قیام فردی و اعمال خشونت کند. مثلاً تصمیم بگیرد فرد مفسدی را حذف کند یا زنی فاسده یا عریان نما را برای خدا به قتل برساند.
در سال ۱۳۷۸ مطلب طنزی با عنوان «ظهور وقت کنکور» در نشریهای دانشجویی در دانشگاه امیرکبیر چاپ شد که جنجال وسیعی برپا کرد و توهین به امام زمان عجلالله تعالی فرجه الشریف تلقی شد. فرد شناخته شده و موجهی که از چهرههای ملی است و هم اکنون هم در قید حیات است، اعلام کرد که اگر ۲۰ سال دیگر هم به نویسندگان آن دسترسی پیدا کند، آنها را خواهد کشت. رهبر شهید بلافاصله واکنش نشان دادند که: در نظام اسلامی اجرای حکم برخورد با افراد به … …























































































