اسماعیل سقاب اصفهانی در اظهاراتی که طی روزهای اخیر بازتاب گسترده ای داشته، صراحتاً گفته است که «هر دو جناح» در قاچاق سوخت منافع دارند و اگر بخواهد جلوی این وضعیت را بگیرد، شیشه هایش را خرد می کنند. او البته پس از واکنش ها توضیح داده که منظورش الزاماً عضویت رسمی همه افراد در جریان های سیاسی نیست و ممکن است افرادی برای کسب منافع، خود را در پوشش جناح ها و جریان های مختلف قرار داده باشند.
این توضیح، شاید دامنه سیاسی سخنان اولیه را تعدیل کند، اما سؤال اصلی را از بین نمی برد؛ بلکه آن را جدی تر می کند.
اگر منظور معاون رئیس جمهور وجود شبکه هایی است که برای کسب منفعت، خود را پشت پوشش های سیاسی و جناحی پنهان کرده اند، این شبکه ها چه کسانی هستند؟ در کدام حلقه از زنجیره تولید، حمل، توزیع، تخصیص و صادرات یا خروج غیرقانونی سوخت فعالیت می کنند؟ چه کسانی از «الگوی تخصیص» و «امضاهای طلایی» بهره می برند که خود آقای سقاب اصفهانی از ضرورت اصلاح آن سخن می گوید؟
دولت نمی تواند از یک سو از وجود منافعی قدرتمند در قاچاق سوخت سخن بگوید و از سوی دیگر، شهروندان را تنها مخاطب صرفه جویی، کاهش مصرف و احتمالاً کاهش سهمیه قرار دهد. اگر مسئله به گفته یک مقام ارشد دولت، یک پدیده قارچ گونه نیست که با برخورد موردی حل شود، پس پیش از هر تصمیمی که مستقیماً سفره و زندگی مردم را تحت تأثیر قرار می دهد، باید روشن شود ریشه این شبکه کجاست و چرا تاکنون دست نخورده باقی مانده است. بحران بنزین؛ آمارها از چه می گویند؟
هم زمان با بالا گرفتن بحث اصلاح سیاست های بنزینی، آمارهای رسمی و اظهارات مسئولان از شدت گرفتن فشار بر شبکه تأمین سوخت حکایت دارد.
بر اساس اعلام مدیر منطقه تهران شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی، مصرف و توزیع بنزین در تهران روز گذشته به بیش از ۲۶ میلیون لیتر رسید و رکورد توزیع سال ۱۴۰۵ در پایتخت شکسته شد؛ رقمی که نسبت به گذشته افزایش قابل توجهی داشته و به گفته این مقام مسئول، توزیع بنزین در تهران حدود ۳۰ درصد افزایش یافته است.
در سطح کشور نیز دبیرکل انجمن صنفی کارفرمایی صنعت پالایش نفت اعلام کرده مصرف روزانه بنزین به حدود ۱۳۴ تا ۱۳۵ میلیون لیتر رسیده و در حال حاضر بیش از ۱۰ میلیون لیتر کسری روزانه میان تولید و مصرف وجود دارد.
برآورد ارائهشده از وضعیت تولید نیز نشان می دهد ۱۰ پالایشگاه بزرگ کشور بیش از ۱۲۱ میلیون لیتر بنزین تولید می کنند و بخشی دیگر از تأمین نیز از مسیرهای دیگر از جمله پتروشیمی ها و اختلاط و تأمین تکمیلی انجام می شود. با این حال، به گفته مسئولان، ظرفیت فعلی تولید پاسخگوی رشد مصرف نیست و پالایشگاه ها نیز با تمام ظرفیت و در سه شیفت فعالیت می کنند.
از سوی دیگر، سیامک طاووسی، مدیر امور هماهنگی و کنترل عملیات شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده های نفتی نیز مصرف روزانه بنزین را حتی در محدوده ۱۳۹ تا ۱۴۰ میلیون لیتر اعلام کرده و هشدار داده است که با رشد سالانه ۷ تا ۸ درصدی مصرف، صرف افزایش ظرفیت پالایشی نیز لزوماً ناترازی را حل نخواهد کرد. وقتی قاچاق «سیستماتیک» است، چرا نسخه برای مردم پیچیده می شود؟
مسئولان بارها از ضرورت مدیریت مصرف سخن گفته اند و اکنون نیز احتمال تغییر در شیوه توزیع بنزین، اصلاح سهمیه بندی و حتی افزایش قیمت سوخت در افکار عمومی مطرح است. در برخی جایگاه ها نیز طی روزهای اخیر گزارش هایی از اختلال یا کمبود بنزین مطرح شده و دولت و صنعت نفت از محدودیت در تأمین و فشار بر شبکه سخن می گویند. اما در این میان یک تناقض بزرگ شکل گرفته است.
اگر کشور روزانه با کسری بیش از ۱۰ میلیون لیتر بنزین مواجه است، اگر مصرف به ۱۳۵ یا حتی ۱۴۰ میلیون لیتر در روز رسیده، اگر پالایشگاه ها بیش از ظرفیت معمول خود امکان افزایش تولید ندارند و اگر مقام ارشد دولت هم زمان از قاچاق میلیارد دلاری و وجود منافع قدرتمند در آن سخن می گوید، چرا اولویت سیاست گذاری به گونه ای دیده می شود که شهروند عادی پیش از شبکه های اصلی قاچاق، در معرض فشار قرار گیرد؟
آیا کسی که روزانه برای رفت و آمد به محل کار خود چند لیتر بنزین مصرف می کند، عامل اصلی بحران است یا شبکه ای که امکان خروج سازمان یافته حجم عظیمی از سوخت یارانه ای را فراهم می کند؟
آیا عادلانه است که برای جبران کسری، ابتدا سهمیه خانوارها کاهش یابد یا قیمت افزایش پیدا کند، اما هم زمان مقام دولتی بگوید با شبکه ای روبه روست که آنقدر قدرتمند است که در صورت مقابله، «شیشه ها» را خرد خواهد کرد؟
این دقیقاً همان نقطه ای است که مسئله بنزین از یک موضوع صرفاً اقتصادی خارج و به مسئله عدالت در توزیع هزینه اصلاحات تبدیل می شود. مردم نباید هزینه ناتوانی در برخورد با شبکه های قدرتمند را بپردازند
هیچ تردیدی نیست که مصرف بنزین در ایران نیازمند اصلاح است. رشد مصرف، فرسودگی بخشی از ناوگان حمل و نقل، خودروهای پرمصرف، ضعف حمل و نقل عمومی، قیمت گذاری ناکارآمد و قاچاق، همگی در شکل گیری وضعیت کنونی نقش دارند. اما «مدیریت مصرف» نباید به معنای انتقال سادهترین بخش هزینه اصلاح به مردم باشد.
وقتی دولت از صرفه جویی سخن می گوید، باید ابتدا توضیح دهد خود دولت چه میزان از هدررفت و ناکارآمدی را مهار کرده است. وقتی قرار است سهمیه تغییر کند، باید روشن شود چه مقدار از قاچاق و انحراف سوخت شناسایی و مسدود شده است. وقتی افزایش قیمت به عنوان یکی از گزینه ها مطرح می شود، دولت باید پاسخ دهد آیا همه منافذی که به گفته معاون رئیس جمهور از طریق آنها منافع میلیاردی شکل گرفته، بسته شده اند؟
سخنان خود سقاب اصفهانی نیز از یک جهت اهمیت ویژه دارد. او تأکید کرده که برخورد با تک تک افراد راه حل نیست و باید الگوی تخصیص و سازوکارها به گونه ای تغییر کند که امکان قاچاق از بین برود و هیچ فردی، صرف نظر از وابستگی و جایگاهش، نتواند از خلأهای موجود استفاده کند. مسئله فقط «کم مصرف کردن مردم» نیست
گفتنی است اگرچه مردم بخشی از مسئله مصرف بنزین هستند، اما تمام مسئله نیستند. خودروهای پرمصرف، توسعه نامتوازن شهری، ضعف حمل و نقل عمومی، سیاست های قیمتی، ناکارآمدی مدیریتی و قاچاق سازمان یافته نیز در شکل گیری این بحران سهم دارند. بنابراین، اگر قرار است «کار سخت» از سوی دولت انجام شود و مسئولان به گفته خودشان آماده باشند امروز فحش بخورند تا فردا از آنها به نیکی یاد شود، سخت ترین کار افزایش قیمت یا کاهش سهمیه نیست. این طرح ها تصمیماتی هستند که اعمال آنها بر شهروند عادی، از نظر اجرایی، آسان تر از مقابله با شبکه های برخوردار از نفوذ و منافع است.
کار سخت واقعی همان جایی آغاز می شود که دولت باید میان مردم و صاحبان منافع قدرتمند، انتخاب کند. اگر معاون رئیس جمهور می گوید «چیزی برای از دست دادن ندارد» و می خواهد «یک بار برای همیشه» این فرایند را اصلاح کند، اکنون افکار عمومی منتظر است ببیند این اصلاح از کجا آغاز می شود: از سهمیه مردم یا از دکان هایی که به گفته خود مسئولان، پشت آنها منافع بزرگ قرار گرفته است؟
دولت نمی تواند هم زمان بگوید بنزین کم است، تولید دیگر کشش افزایش ندارد، مصرف باید مدیریت شود و قاچاق میلیاردی نیز توسط شبکه های قدرتمند ادامه دارد، اما در عمل نخستین و ملموس ترین پاسخ به بحران را در محدود کردن مردم جستجو کند.
پیش از آنکه سهمیه مردم کمتر و قیمت ها بیشتر شود، باید روشن شود سهم چه کسانی از بنزین یارانه ای کشور، اساساً هرگز به باک خودروهای مردم نمی رسد. بحران بنزین، آزمون مهمی برای دولت است: آیا اصلاح از پایین آغاز می شود، یا از بالا، جایی که به گفته معاون رئیس جمهور ممکن است شیشه ها را خرد کنند؟ پایان خبر / رکنا / کدخبر 1242256
اخبار وبگردی را در اینجا بخوانید: خبر ویژه پیشنهاد جدید آمریکا به ایران برای رفع تحریم/ ادعای العربیه آمار تکاندهنده استاندار تهران از تجهیزات برق تخریبشده در جنگ










































![[رضا کیمیایی] بنزین؛ از قاچاق تا فساد در جایگاهها](/news/u/2026-07-01/ettelaat-dywex.jpg)

































