چرا بعضی آدم ها حتی وقتی در یک تجربه واقعی و مهم حضور دارند، نمی توانند از ثبت کردن آن دست بکشند؟ وقتی ثبت کردن جای تجربه کردن را می گیرد
گوشی هوشمند فقط وسیله ارتباطی نیست. برای بسیاری از افراد، به ابزاری برای ثبت، اشتراک گذاری و دریافت واکنش دیگران تبدیل شده است. وقتی فرد در یک کنسرت، تئاتر یا حتی یک مهمانی مدام دوربین گوشی را بالا می برد، بخشی از توجه او دیگر روی تجربه اصلی نیست. مغز باید همزمان اتفاقی را که در حال رخ دادن است پردازش کند، کادر تصویر را تنظیم کند، ضبط را کنترل کند و گاهی هم به این فکر کند که این تصویر بعدا کجا منتشر خواهد شد.
در چنین شرایطی، فرد ممکن است از نظر فیزیکی در سالن حضور داشته باشد اما بخشی از توجهش جای دیگری باشد. این همان چیزی است که در روانشناسی شناختی می توان آن را با مفهوم توجه تقسیم شده توضیح داد؛ وقتی منابع محدود توجه میان چند محرک و فعالیت تقسیم می شوند، کیفیت پردازش تجربه اصلی می تواند کاهش پیدا کند.
چرا مغز اصرار دارد لحظه را ثبت کند؟
یکی از دلایل مهم می تواند ترس از دست دادن تجربه یا ترس از دست دادن (FOMO) باشد. فرد ممکن است ناخودآگاه احساس کند اگر فیلم نگیرد، چیزی را از دست خواهد داد؛ اگر عکس نگذارد، دیگران از تجربه او باخبر نمی شوند یا اگر لحظه را ثبت نکند، بعدا نمی تواند آن را به یاد بیاورد.
از طرف دیگر، شبکه های اجتماعی تجربه شخصی را به محتوای قابل نمایش تبدیل کرده اند. یعنی گاهی به جای اینکه سؤال کنیم من الان چه احساسی دارم؟، ذهن به سمت سؤال دیگری می رود: چطور می توانم این لحظه را ثبت کنم؟ …































































































































