سه شنبه, ۲۴ تیر, ۱۳۹۹ / 14 July, 2020
نیم گپ
دانشجویان پزشکی در صف کرونا
۳۳ ساعت قبل
دانشجویان پزشکی در صف کرونا
محمدصادق خسروی علیا- خبر‌نگار  نیم ساعت مانده به شروع ساعت کاری. هفت و نیم صبح است. هنوز درهای آکاردئونی بانک‌ها مهر و موم است اما دانشجویان با هول و هراس وارد بن‌بست«دانش» می‌شوند. خیابان شریعتی، خیابان خاقانی، بن‌بست دانش؛ دانشگاه علوم پزشکی آزاد اسلامی تهران. طولی نمی‌کشد که روپوش‌های سفید را تن می‌کنند و در محوطه دانشگاه حاضر می‌شوند. خبری از همهمه‌های دانشجویی و گپ و گفت نیست. جمعیت با هم بیگانه‌اند و هر کس سعی می‌کند تا آنجا که ممکن است در این فضای محقر از دیگری فاصله بگیرد. ماسک‌ها را محکم …
تحولات سیاسی اخیر در عراق
۵ روز قبل / نیم گپ / عراق / ایرج مسجدی
تحولات سیاسی اخیر در عراق
گفتگوی زنده با سردار مسجدی، سفیر ایران در عراق پیرامون تحولات سیاسی اخیر در عراق را مشاهده می کنید.
چطور کودک کتاب خوار پرورش دهیم؟
۱۳۹۹/۰۴/۱۰ / نیم گپ / کتاب و کتابخوانی / کتاب
چطور کودک کتاب خوار پرورش دهیم؟
این ویدیو گزارش پخش زنده گفتگوی مهر با اسماعیل آذری نژاد فعال فرهنگی و مروج کتاب و کتابخوانی می‌باشد.
جهان مردی به نام چمران
۱۳۹۹/۰۳/۳۱ / شهید چمران / شهید / مصطفی چمران / نیم گپ
جهان مردی به نام چمران
گفتگوی زنده مهر با مهندس چمران و آقای صفی الدین نماینده حزب الله لبنان، پیرامون نقش شهید چمران در عرصه‌های بین‌المللی و فعالیت‌های مبارزاتی را مشاهده می کنید.
تجربه مدارس در روزهای کرونایی
۱۳۹۹/۰۳/۲۴ / نیم گپ / آموزش و پرورش / ویروس کرونا
تجربه مدارس در روزهای کرونایی
گفتگوی زنده مهر با دکتر غلامرضا کریمی قائم مقام وزیر آموزش و پرورش و رئیس مرکز بین الملل و مدارس خارج از کشور، پیرامون آموزش مجازی وتجربه مدارس در روزهای کرونا در دنیا را مشاهده می کنید.
چرا خانه پدری استاد مشکاتیان را تخریب کردند؟
۱۳۹۹/۰۳/۲۴ / آثار باستانی / پرویز مشکاتیان / حوزه هنری / نیم گپ
چرا خانه پدری استاد مشکاتیان را تخریب کردند؟
بهداد بابایی خواهرزاده استاد پرویز مشکاتیان به نمایندگی از خانواده استاد درباره چگونگی تخریب منزل پدری مشکاتیان در نیشابور توضیح داد و گفت: ما اصرار داشتیم این بنا ثبت ملی و حوزه شود.
۱۳۹۹/۰۲/۱۸
شاگرد تو خواهم ماند
گفت: اینجا اه اه هست و بیرون به به و من نمی‌فهمیدم. نقد می‌شد کلمات داستان‌هایم به بی‌رحمانه‌ترین شکل ممکن، دور ریخته می‌شد. ساعت پنج و سی دقیقه هر یکشنبه زنگ قدیمی خانه‌اش را می‌زدم و وارد نور می‌شدم با چایی که روی سماور در حال دم کشیدن بود؛ کاغذهایی که روی میز جلو مبلش انتظار ما را می‌کشیدند و شاگردهایی که یکی‌یکی می‌آمدند. هشت سال پیاپی این مهم‌ترین مراسم هفتگی من بود.  هشت سال آیین شاگردی را به جا می‌آوردیم با دوستانی که هرکدامشان در هر کجای دنیا که باشند نویسنده قابلی شده‌اند حتی آنهایی که ننویسند و چاپ نکنند ؛ اما نوشتن در شیوه زیست‌شان جاری است. بعد از فاصله نیم ساعتی که بین دو قسمت کارگاه می‌داد …
 •  •  •  •  •  •  •  •  •  •  •  •  •