به گزارش فرارو به نقل از مجله «د امریکن کانسروتیو»، در شرایطی که تنشها و درگیریهای منطقهای وارد ششمین ماه خود شده است، برآوردهای رادیکال و سناریوهای اغراقآمیز اولیه محقق نشدهاند، اما چشمانداز پیش رو نیز نشانی از گشایش پایدار ندارد.
ایالات متحده حجم بالایی از توان تسلیحاتی و ذخایر خود را در منطقه فعال کرده، بیآنکه به مقاصد راهبردی و تحمیل شروط سیاسی خود دست یابد. نه حکمرانی ایران سرنگون شده و نه تهران زیر فشار حاضر شده به توافقی تن دهد که واشنگتن آن را یک پیروزی تلقی کند. چالشهای پایدار انرژی و پیامدهای تحریم
در این میان، بازارهای بینالمللی نفت همچنان تحت تأثیر بیثباتیهای ترانزیتی در خلیج فارس قرار دارند و بهای نفت خام برنت در کانالهای قیمتی بالا نوسان میکند.
پاسخها و اقدامات متقابل دفاعی ایران نشان داده است که هزینههای تداوم سیاستهای تقابلی برای پایگاهها و حضور منطقهای آمریکا بسیار سنگین خواهد بود.
شرکای منطقهای واشنگتن نیز بار اقتصادی قابلتوجهی را متحمل شدهاند. برای نمونه، آمارهای اخیر حاکی از افت چشمگیر ترانزیت انرژی در قطر به دلیل ریسکهای ژئوپلیتیک است.
با گذشت ماهها، هزینههای اقتصادی این منازعه برای تمامی بازیگران بینالمللی بسیار فراتر از برآوردهای اولیه بوده است.
رویکرد کاخ سفید بر همان الگوی تحریمی پنج دهه گذشته متمرکز مانده است؛ افزایش فشار بر شریانهای تجاری و تشدید محدودیتهای مالی.
تناقض بنیادین در رفتار واشنگتن این است که برای باز نگه داشتن گذرگاههای انرژی، خود دست به انسداد مالی و تنشزایی میزند. تجربه چند دهه گذشته نشان داده این قبیل ابزارهای تحریمی در تحمیل شروط یکجانبه به تهران ناکارآمد بودهاند. سیاست «روز دی اقتصادی» و چالشهای نظام دلاری
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، اخیراً طرح جدیدی موسوم به «عملیات طرد اقتصادی» (Operation Economic Outcast) یا «روز دی اقتصادی» را رونمایی کرد که طی آن تحریمهایی را علیه دهها نهاد، شناور و فرد مرتبط با حوزههای کشتیرانی، فناوری، داراییهای دیجیتال و فلزات گرانبها وضع نمود.
بسنت تهدید کرده است کشورهایی که با این سازوکار انزوای مالی همراهی نکنند، با ریسک قطع دسترسی به نظام مبادلات دلاری مواجه خواهند شد. با این حال، کارشناسان هشدار میدهند سلاحسازی افراطی از دلار ابزاری با کارایی محدود است که میتواند روند دلارزدایی و شکلگیری بلوکهای مالی جایگزین را سرعت بخشد.
تجربه تحریمهای اعمالشده علیه روسیه و قطع سوئیفت در سال ۲۰۲۲ گواهی میدهد که این شوکها نتوانستند اقتصاد هدف را وادار به تسلیم کنند.
در این میان، کشورهای منطقه نظیر پاکستان اعلام کردهاند از دستورکارهای یکجانبه تحریمی جدید آمریکا پیروی نخواهند کرد که این مسئله نخستین چالش اجرایی طرح بسنت به شمار میرود. انسداد دیپلماسی و نقش میانجیها
ایران همواره نشان داده که در برابر فشارهای فزاینده اقتصادی واکنشهای متوازن، بازدارنده و متقابل اتخاذ میکند و اجازه نخواهد داد ساختار تجارت خارجیاش مسدود گردد. با این حال، فضای دیپلماتیک با موانع جدی روبهروست. ترامپ اخیراً تصریح کرده عجلهای برای گفتگو ندارد و سخنگوی کاخ سفید نیز ادعا کرده که مسیر مذاکره مستقیم متوقف مانده است.
با وجود این رکود، تلاشهای منطقهای متوقف نشده است؛ رایزنیهای دیپلماتیک اخیر میان هیئتهای پاکستانی و قطری با مقامات در تهران حاکی از زنده بودن مجاری میانجیگری در منطقه است. چشمانداز صلح و تضاد منافع بنیادین
ریشه بنبست کنونی در تضاد اهداف دو طرف نهفته است. واشنگتن در پی تثبیت شروط یکجانبه و مهار کامل ظرفیتهای راهبردی ایران است.
در مقابل، جمهوری اسلامی ایران با تأکید بر حقوق تثبیتشده خود در پیمان منع گسترش (NPT)، استفاده از ظرفیتهای بازدارندگی و لغو کامل تحریمها و جبران خسارات را طلب میکند.
اختلاف موجود صرفاً بر سر جزییات فنی نیست، بلکه بر سر موازنه قدرت و حق حاکمیت ملی است. در ادبیات روابط بینالملل، توافق از مسیر بدهبستان متقابل حاصل میشود، اما رفتار کاخ سفید در تلقی مذاکره به عنوان تسلیم طرف مقابل، رسیدن به هرگونه چشمانداز باثبات را با دشواری روبهرو ساخته است. نویسنده : جود روسو



































































































































































