این همان چیزی است که میتوان نامش را «زندگی قسطی» گذاشت؛ نه فقط به معنای خرید قسطی چند کالای بزرگ، بلکه به معنای تغییر رابطه مردم با پول، خرید و آینده. خرید قسطی البته پدیده تازهای نیست. سالها پیش، دفتر قسط مغازهدار یکی از ابزارهای آشنای زندگی خانوارها بود. پارچهفروش محله، فروشنده لوازم خانه یا وانتهایی که لباس و ظروف و وسایل آشپزخانه میآوردند، مشتری را میشناختند و مبلغ خرید را در دفتری ثبت میکردند تا هر ماه بخشی از آن پرداخت شود. خرید چکی و مدتدار هم سالها در بازار ایران وجود داشته است. حتی خرید نسیه از سوپرمارکت محله هم در تجربه جمعی ما وجود دارد. فروشنده جنس را در اختیار خریدار میگذاشت و پولش را مدتی بعد دریافت میکرد.
تفاوت امروز اما در شکل و مقیاس این اعتبار است. دفتر قسط جای خود را به اعتبار دیجیتال داده است. دیگر لازم نیست فروشنده مشتری را بشناسد یا صاحب مغازه برایش حساب دفتری باز کند. کافی است در یک پلتفرم ثبتنام کرده باشید؛ در لحظه پرداخت، یکی از گزینهها «پرداخت اقساطی» است. در این مدل، دیگر لزوما «کالای قسطی» نداریم؛ اعتبار قسطی داریم و این اعتبار میتواند به خرید طیف بزرگی از کالاها و خدمات وصل شود. گزارشهای منتشرشده از تجربه کاربران پلتفرمهای اعتباری نیز از خریدهایی از پوشاک و مواد شوینده تا بلیت سفر و طلا حکایت دارد. این تغییر کوچک، از نظر اجتماعی مهم است: قسط دیگر یک قرارداد خاص برای خرید یک یخچال یا خودرو نیست؛ بلکه به یکی از شیوههای معمول پرداخت، تبدیل شده است. وقتی دخل از خرج عقب میماند …































































































































