اختلافت با خانواده از چه زمانی شروع شد؟
مادرم همیشه بین بچه هایش فرق میگذاشت. دخترهایش را طور دیگری دوست داشت.
بعد از اینکه پدرم سرطان گرفت و مادرم به او گفت پسرها ممکن است سهم ارث دخترها را ندهند پس در اسرع وقت سهمشان را بده. پدرم هم سه واحد از آپارتمانها را به نام مادر و دو خواهرم کرد. بعد از مرگ پدرم، یک واحد دیگر هم به صورت ارث به دخترها رسید. من و سه برادرم ماندیم و سه واحد که مادرم مخالف فروش و انتقال آنها بود. از آن خانه، سهم من فقط اتاقکی در طبقه
همکف بود.
طبق شنیده ها ظاهراً در کار جعل و کلاهبرداری هم بودی؟
من آدم باهوشی بودم. با دوستی آشنا شدم که او جعل میکرد و من هم از او یاد گرفتم و افتادم در کار جعل و کلاهبرداری. بعد هم کم کم به این فکر افتادم تا با این کار حقم را بگیرم.
چرا در این مدت کسی پیگیر ناپدید شدن خانوادهات نبود؟
کسی نبود که بخواهد گزارش کند. مادرم 7 خواهر داشت که با هیچ کدامشان در رابطه نبود. روابط آنها بسیار محدود بود اگر کسی هم میپرسید میگفتم خانهها را فروخته و از اینجا رفتهاند. شاید اگر ما با اقوام و بستگانمان رفت و آمد داشتیم، انجام چنین کاری ممکن نمی شد و نمی توانستم خانواده ام را به قتل برسانم.
چه زمانی اولین قتل را مرتکب شدی؟
نیمه شهریور ۱۴۰۳ بود چون نمیتوانستم به تنهایی قتلها را انجام دهم برادرم مسعود را با خودم همراه کردم. روز حادثه، مادرم در خانه و الناز (خواهر کوچکترم) در محل کارش بود. محسن یکی از برادرهایم هم سر کار بود. با مسعود هماهنگ کردم به نسرین (خواهر بزرگم) تلفن بزند و در میدان پونک با او قرار گذاشت. مسعود، خواهرم را سوار خودرو کرد و من با اسلحهای که از قبل تهیه کرده بودم سوار ماشین شدم و نسرین را که روی صندلی عقب نشسته بود با شلیک چند گلوله به قتل رساندم.
کسی متوجه نشد؟ …



































































































































































