۱۰۵ گرم طلا را تحویل داده بود و خریدار هم با خیال راحت گفته بود: «سه، چهار ساعت دیگر شبا میکنم.» اما چند ساعت بعد، هرچه به حسابش نگاه کرد، خبری از پول نبود. تماس گرفت؛ گفتند بانک مشکل دارد. دوباره تماس گرفت؛ گفتند شماره شبا را دوباره بفرست.باز هم خبری نشد.وقتی دوباره سراغ مغازه رفت، کرکره پایین بود. مردی که چند ساعت قبل طلاها را تحویل گرفته بود، دیگر آنجا نبود.
این پایان ماجرایی بود که به گفته یکی از مالباختگان، از یک آگهی فروش طلا در سایت خرید و فروش «د» شروع شده بود؛ آگهیای که قرار بود راهی برای تأمین پول یک معامله خودرو باشد، اما حالا او را با پروندهای قضایی و حدود ۱۰۵ گرم طلای از دسترفته روبهرو کرده است. آگهی برای فروش ۱۰۵ گرم طلا
مالباخته در گفتوگو با خبرنگار رکنا میگوید چند روز پیش از تعطیلات هفته گذشته، برای تأمین نقدینگی مورد نیاز خود، آگهی فروش حدود ۱۰۵ گرم طلا را در سایت "د" منتشر کرد.
«من ماشین را قولنامه کرده بودم و باید پول جور میکردم. طلا داشتم و گفتم شاید بتوانم آن را کمی بالاتر از قیمت طلافروشی بفروشم. برای همین آگهی گذاشتم.»
چند ساعت بیشتر نگذشته بود که یک زن با آنها تماس گرفت. به گفته مالباخته، زن مدعی شد در بازار طلا فعالیت دارد و میتواند طلا را بالاتر از نرخ تابلو خریداری کند.
«گفت من بازاریابم، در بازار من را میشناسند. گفت ۱۰۰، ۱۵۰ یا حتی ۲۰۰ هزار تومان بالاتر میخرم. بعد گفت یک آقا را میشناسم؛ فامیلم است و مورد اعتماد من است. او میتواند معامله را برای شما به سرعت انجام دهد تا زودتر به پول خود برسید.»
همین معرفی، نقطهای بود که به گفته این زن، آنها را وارد معاملهای کرد که پایانش چیزی جز انتظار و اضطراب نبود.
همسر مالباخته برای انجام معامله به مغازهای رفت که فرد معرفیشده در آن حضور داشت.اما همان ابتدا یک چیز درست به نظر نمیرسید.ترازو.
«ترازو یک بار ۱۰۸ گرم نشان میداد، یک بار یک عدد دیگر. گفتم طلای من حدود ۱۰۴ گرم است، چرا ترازوی شما درست نیست؟ گفت اگر شک دارید، برویم طلافروشی.»
به گفته مالباخته، در نهایت برای وزن کردن طلا به طلافروشی رفتند ( تصاویر همدست این سارق در لحظه ورود به طلافروشی ثبت شده است).پس از محاسبه، ارزش معامله به حدود یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان رسید.طلا تحویل شد.اما پول هنوز نه. «سه چهار ساعت دیگر پول در حسابتان است»
مرد خریدار مدعی شد نمیتواند مبلغ بالا را به صورت یکجا منتقل کند. راهحلش چه بود؟ «شبا.»
مالباخته میگوید: «گفت یک قسمت را الان انجام میدهم، بقیه را شبا میکنم. گفت سه چهار ساعت دیگر پول در حسابتان مینشیند. حتی گفت فیش واریز را هم برایتان در روبیکا میفرستم.»
همین جمله کافی بود تا آنها با خیال اینکه معامله تمام شده، از مغازه خارج شوند.اما ساعت سه شد.پولی نیامد.ساعت چهار شد.باز هم خبری نبود.تماس گرفتند.پاسخ این بود: «بانک اختلال دارد، صبر کنید.» باز هم صبر کردند. اولین نشانه فرار
به گفته مالباخته، چند ساعت بعد دوباره تماس گرفتند. مرد این بار گفت شماره شبا پاک شده و باید دوباره ارسال شود.شماره ارسال شد.اما پول باز هم نیامد.بعد مدعی شد در بانک است.اما در همان زمان، به گفته مالباخته، رفتار او تغییر کرده بود.تماسها بیپاسخ ماند.و وقتی برای پیگیری به محل رفتند، صحنهای دیدند که تمام نگرانیهایشان را به یقین تبدیل کرد:
کرکره مغازه پایین بود.مرد رفته بود. اختلاف من با یک نفر دیگر است!
در یکی از تماسهای بعدی، به گفته مالباخته، مرد توضیح دیگری برای پرداخت نکردن پول ارائه کرد.او مدعی شد همان زن اول که بعد از آگهی در دیوار با این خانواده مالباخته تماس گرفته بود ۲ میلیارد تومان به او بدهکار است و تا زمانی که آن فرد پولش را پرداخت نکند، پول طلا را نمی دهد!
مالباخته میگوید به او اعتراض کرده است: «گفتم آقا، اینکه یک نفر دیگر به شما بدهکار است چه ربطی به من دارد؟ شما طلا را از من گرفتهای. پول من را بده و برو مشکل خودت را با آن شخص حل کن.»
اما به گفته او، در ادامه به جای پرداخت پول، با توهین و قطع تماس مواجه شده است.بعد از آن، تلفن یا خاموش بود یا پاسخ داده نمیشد. اما داستان مغازه از خود کلاهبرداری عجیبتر بود
مالباخته برای پیدا کردن سرنخ، سراغ همسایههای مغازه مرد کلاهبردار رفت. آنجا بود که به گفته خودش، با روایت عجیبی مواجه شد.
همسایهها مدعی شده بودند افرادی که چند روز در این مغازه حضور داشتهاند، هنگام اجاره محل به صاحب مغازه گفته بودند که آن را برای فیلمبرداری یک فیلم میخواهند.
مالباخته میگوید: «همسایهها گفتند اینها مغازه را برای چند روز اجاره کرده بودند و گفته بودند برای فیلمبرداری میخواهند. بعد از این ماجرا هم کرکره را پایین کشیدند و رفتند.»
اگر این ادعا درست باشد، مغازهای که قرار بود محل فیلمبرداری باشد، در روایت این مالباخته، به محل انجام یک معامله سنگین طلا تبدیل شده است.
البته این موضوع صرفاً ادعایی است که مالباخته به نقل از همسایههای مغازه مطرح کرده و تاکنون از سوی صاحب ملک یا مرجع رسمی تأیید نشده است. آدرس اشتباه، تلفنی به نام دیگری
مالباخته بعد از شکایت، برای شناسایی فرد موردنظر سرنخهایی را که در اختیار داشت پیگیری کرد.به گفته او، آدرسی که از این فرد در اختیارشان قرار گرفته بود، اشتباه از آب درآمد.«رفتیم بالای آدرس، اصلاً چنین جایی وجود نداشت.»
شماره تلفن هم به گفته او به نام فرد موردنظر نبود. مالباخته میگوید بعد از آن، موضوع را به پلیس و مراجع قضایی گزارش کرده و شکایت خود را ثبت کرده است.
همچنین از زنی که ابتدا با آنها تماس گرفته و این مرد را معرفی کرده بود نیز شکایت کرده است. ۱۰۵ گرم طلا کجاست؟
برای این زن، ماجرا دیگر یک معامله ناموفق نیست. او میگوید طلا را تحویل داده، اما پولی دریافت نکرده است؛ مردی که قرار بود خریدار باشد ناپدید شده، مغازهای که معامله در آن انجام شده کرکرهاش پایین رفته و حالا پرونده به پلیس و دستگاه قضایی رسیده است.
رکنا تأکید میکند اتهامات مطرحشده درباره افراد این پرونده، صرفاً بر اساس اظهارات مالباخته است و تا زمان رسیدگی قضایی و صدور حکم قطعی، نمیتوان فرد یا افراد مورد اشاره را مجرم دانست. هشدار به مردم
در معامله طلا، «شبا میکنم» یعنی هنوز پول را نگرفتهاید. نه عکس فیش، نه پیامک، نه وعده انتقال وجه و نه حتی معرفی یک فرد بهعنوان «آدم مطمئن» جای پول قطعی را نمیگیرد.
تا زمانی که وجه معامله واقعاً در حساب شما ننشسته و امکان برداشت آن وجود ندارد، طلا را تحویل ندهید.چون ممکن است وقتی برگردید، فقط یک چیز نصیبتان شود: کرکره پایینِ یک مغازه و تلفنی که دیگر جواب نمیدهد.
پایان خبر / رکنا / کدخبر 1240470
اخبار وبگردی را در اینجا بخوانید: خبر ویژه عکس وایرال شده از دزدان 14 میلیارد تومانی طلا در شمال ایران بازداشت 2 سارق گردنبند قاپ زنان شمال تهران با شلیگ گلوله پلیس + فیلم گفتگو








































































































































![[مینا حیدری] نسخه آسفالت برای مشکلات!](/news/u/2026-08-19/ettelaat-m66rd.jpg)


























