قیمت طلا امروز




 خلبان نهاجا

 خبرگزاری تسنیم / ۱۰ ساعت قبل

پرچم غیرت خلبانان ارتش ایران بالاست؛ روایتی از اسارت خلبانان ایرانی - تسنیم

یک «مرداد» و 36 سال غیرتِ توام با درد؛ از اسارت 3 خلبان جنگ 40 روزه تا اسارت 51 خلبان در جنگ تحمیلی 8 ساله.
 پرچم غیرت خلبانان ارتش ایران بالاست؛ روایتی از اسارت خلبانان ایرانی - تسنیم
فرهنگی

خبرگزاری تسنیم، گروه فرهنگی، فاطمه مرادزاده: انگار قرار است ماه «مرداد» در تاریخ ایران‌زمین پیوندی با واژگان «اسیر» و «اسارت» و پیوندی عمیق‌تر با «آزاده و آزادگان و آزادگی» داشته باشد.

حکایت این پیوند اما از مرداد 1369 آغاز شد؛ وقتی خبر رسید اسرای دربندِ سلول‌های بعثِ عراق به کشور برمی‌گردند، و وقتی پای اولین گروه‌شان 26 مرداد، به خاکِ گرم وطن رسید و عشق و آرامش و امنیت دوباره سراپای وجودشان را دربرگرفت.

از آن روزگار پرالتهاب، از آن روزهای گرم و دلچسب تابستان که با عطر وجود دسته‌دسته آزادگانِ به‌میهن رسیده، مطبوع‌تر از هر تابستانی در تاریخ این سرزمین شده بود، 36 سال می‌گذرد.

مرداد امسال اما دوباره حس‌وحالی دارد شبیه همان سال‌های دور؛ آن‌وقت که یک ایران، هم دل‌نگران بود و هم لبریزِ هیجان و شادی... نگران از اینکه: «خبر راست است؟ اسرا برمی‌گردند؟ همه‌شان می‌آیند؟ حتی آنها که نام‌شان توی هیچ فهرستی نیست؟ حتی آنها که رژیم بعث وجودشان را انکار کرده و نام‌شان توی فهرست مفقودالاثرهاست؟...»

و یک ایران شاد و لبریز از هیجان بود از اینکه پس از سال‌ها چشم‌انتظاری دوباره فرزندانش را به آغوش می‌کشد؛ تو بگو حتی یک نفر... فکر بازگشت و رهایی و نجات جان یک فرزند از فرزندان ایران هم شیرین بود، چه رسد به بازگشت دهها و صدها و هزاران اسیر...

مرداد امسال هوای دلمان دوباره پر کشید سمت آن قطار اتوبوس‌های درحال حرکت؛ آن اتوبوس‌ها که پشت هم از مرزهای کشورمان وارد می‌شدند و خیابان شهرها را به بهشتی طرب‌انگیز از عطر وجودشان تبدیل کرده بودند و از پنجره‌های هر کدام‌شان دهها صورتِ رنگ‌پریده با چشمانی پرستاره به روی مردم شهر لبخند می‌زدند...

آن خیابان‌ها که اتوبوس‌های آزدگان را به آغوش کشیده و بوی اسپند و گلاب در زمین و آسمانشان پیچیده بود...

آن کاروان‌های بهشتی که مردم را دسته دسته به خیابان‌ها آورده بود و پس از 8 سال رنج و اندوهِ جنگ و ویرانی و کشتار و فراق، دوباره لبخند به لب‌هایشان و شادی روی دل‌هایشان نشانده بود...

آن اتوبوس‌های خوشبختی که ورودشان به ایران و شهرهای زیبایش از گرم‌ترین و پربرکت‌ترین ماه سال آغاز شد و تا ماه‌ها و سال‌های بعد کش آمد؛ آنها نام ایران و اسیر و آزاده و مرداد و شکوه شادی و خوشبختی مردم را بهم پیوند دادند و تا ابد روی تقویم تاریخ ایران نشاندند.

حالا دوباره در یک «مرداد» دیگر که سرشار از حس نوستالژی است،‌ واژه‌ها روی ‌آسمان ایران‌مان به خط شده‌اند؛ البته نه همه آن واژه‌های دوست‌داشتنی؛ فقط آنهایی که طعم تلخ اسارت و دلتنگی و نگرانی را زیرزبان‌ها می‌آورند و جان‌مان را دوباره به آتش می‌کشند؛ آن واژه‌ها که با جنگ و شهادت و اسارت درهم تنیده‌اند؛ این‌بار اما با جنگ تحمیلیِ 40 روزه...

واژه‌ها قطار شدند و ذهنمان دوباره رفت توی همان سال‌های سخت فراق و اسارت؛ وقتی همین چند روز پیش؛ 24 مردادماه، نامه سردار سیدمحمد باقرزاده خطاب به رئیس کمیته بین‌المللی صلیب سرخ منتشر شد که در آن به ایجکت خلبانان دو جنگنده سوخو24 ایرانی پس از هدف‌گیری توسط پدافند دشمن و شهادت خلبان مجید کاظمی و اسارت خلبان‌ها جواد صالحی، عبدالمجید دشتیان و عمران به‌روشیان به دست نیروهای قطری اشاره شده بود. به اینکه قطر با وجود سپری شدن 6 ماه و برخلاف تمام قوانین بین‌المللی، نه تنها اجازه تماس خانواده و مسئولان ایرانی به خلبانان را نمی‌دهد که حتی منکر وجود آنها در خاک قطر شده است. سردار باقرزاده به صلیب سرخ: 3 خلبان ایرانی در قطر اسیر هستند

شهادت خلبان «مجید کاظمی» دلمان را آتش زد و بُرد به آن روزها و ماه‌های ابتداییِ جنگ تحمیلی 8 ساله که F4ها و F5هایمان هر روز و با هر پرواز رعب به دل نیروهای اشغالگر بعثی می‌انداختند و هر از گاه یکی از آن پرنده‌های نازنین، طعمه آتش خفاشان می‌شد و خلبانش از آسمانِ زمینی به فلک‌الافلاک پر می‌کشید.

کمااینکه اسارت خلبان‌ها صالحی و دشتیان و به‌روشیان هم یاد و خاطرمان را بُرد به آن سال‌های پراندوه و حماسه،‌ که 51 خلبان نخبه و کاربلد و میهن‌دوستِ ایران‌مان، در طول سالها جنگ تحمیلی و پس از زخمی شدن پرنده‌هایشان مجبور به خروج و فرود اضطراری شده و یک‌به‌یک به اسارت دشمن بعثی درآمدند.

فکرمان رفت سمت قهرمانان پرنده‌ای که وقتی به اسارت در آمدند، زیر شکنجه، تا شهادت یا مرز شهادت رفتند و حاضر به خیانت به ایران و دشنام و ناسزا و همراهی با دشمن بعثی نشدند.

فکرمان رفت سمت اسیرانی که برخی‌شان تا سال‌ها نامشان در فهرست اسرا نمی‌آمد و حتی صلیب‌سرخ جهانی از وجودشان بی‌خبر بود و چشمِ یک ایران در فراق‌شان سفید شده بود.

یادمان آمد از خلبانِ جوان و نخبه و باغیرتِ ایران‌دوست؛ شهید سیدعلی اقبالی که پس از 22 سال بی‌خبری، خبر آمد که پیکرش پیدا شده؛ نیمی در قبرستان نینوا و نیمی در قبرستان موصل.

یا خلبان محمدصدیق قادری که 10 سال از بهترین سال‌های زندگی‌اش به اسارت گذشت و زیر شکنجه و در سلول انفرادی و... 

فکرمان رفت سمت خلبان فرشید اسکندری، که 3 ماه پس از ازدواجش به اسارت درآمد و وقتی برگشت پسری داشت 10 ساله. 

خیال‌مان پر کشید سمت خلبان حسین لشگری عزیز و اسطوره مقاومتی که در جوانی به اسارت رفت و 18 سال بعد که به میهن برگشت، پسرش دانشجوی دندانپزشکی شده بود؛ خلبانی که آخرین آزاده ایرانی بود که به میهن برگشت و از آقای شهیدمان لقب «سیدالاسرا» را گرفت. سیدالاسرایی که در سلول‌های خفه و تاریک بعثی‌ها پیر شد و شکنجه‌های مداوم کارش را به 70درصد جانبازی رسانده بود و همان جراحات چند سال پس از آزادی او را به فوز عظیم شهادت رساند و پرواز در هفت آسمان. 

زیبا اینکه اغلب خلبانان شجاع و نخبه ایرانی که به اسارت درآمده بودند و حاضر نشدند وطن‌فروشی کنند و به همین دلیل نام‌شان حتی در فهرست صلیب‌سرخ نیامده بود،‌ مثل شهید لشکری و شهید اقبالی و شهید قادری، تحصیل‌کرده و شاگرداولِ دوره‌های آموزشی در ایالات متحده امریکا بودند و آمریکا از آنها خواسته بود که به نیروی نظامی آن کشور بپیوندند، اما آن اسطوره‌های بی‌بدیل، حضور در نیروی ارتش جمهوری اسلامی ایران عزیز را به زندگی پررفاه در آمریکا ترجیح داده بودند و جنگ عراق علیه ایران هم که آغاز شد، شجاعانه با پرنده‌های آهنین‌شان به جنگ با اهرمن رفتند.

خلبانان پایگاه چهارم شکاری دزفول در اواخر دهه 50

ارتش را نتوانستند منحل کنند، ضعیفش کردند 

تازه انقلاب شده بود. صدام خیالات برش داشته بود که می‌تواند نامش را وارد تاریخ کند و «قهرمان و آقای دنیای عرب» بشود! و برای رسیدن به این نیت، چه بهتر که به کشور همسایه‌ که تازه‌ انقلاب کرده و حکومتش هنوز قوامی نگرفته، حمله کرده و به پیروزی شیرین و زودهنگام و سروری جهان عرب برسد و حتی با همسایه پرقدرت غیرعربش، تسویه حساب تاریخی بکند.

از سوی دیگر در داخل ایران خائنینی دست‌به‌کار شده بودند تا پرچم برافراشته انقلاب را به زیر بشکند، با هر وسیله و روشی که امکانش بود. یکی از آن راه‌ها، انحلال یا به‌ضعف‌کشاندنِ ارتش قدرتمند ایران بود. ایران آن‌وقتها پنجمین ارتش پرقدرت دنیا را داشت و سهم بزرگی از این قدرت، متعلق به نیروی هوایی آن بود. تجهیزات و هواپیماهای پیشرفته و مهمتر از آن، انبوه خلبانانی که بیشتر آنها نه تنها دوره‌دیده‌ی پایگاه‌های نیروی هوایی در آمریکا، که جزو شاگرداول‌های دوره‌های آموزشی خود بودند.

انحلال ارتش که خواست برخی بزرگان! در داخل کشور بود، با تلاش دکتر چمران و مخالفت امام خمینی (ره) و تاکید ایشان بر ضرورت حفظ ارتش، ناکام ماند، اما تلاش برای به‌ضعف‌کشاندن و از درون تهی‌کردن آن به قوت خود باقی بود.

به روایت بسیاری از خلبان‌های ارتش،‌ در همان اوایل انقلاب و به‌ویژه از همان شهریورماهی که صدام در شیپور جنگ دمید، نیرویی پنهان درصدد اخراج خلبان‌های دوره‌دیده‌ی نخبه و درجه یک ایرانی برآمد، آنچنان که فهرستی از این نخبگان تهیه شده و یکی یکی روی نام آنها خط کشیده می‌شد تا پرنده‌های قدرتمند ایران که به مقابله با دشمن بعثی به پرواز درآمده بودند را زمین‌گیر کند. 

خلبان اخراجی؛ از اسارت تا هم‌نشینی با سیدعلی‌اکبر ابوترابی‌فرد

یکی از آن خلبان‌های نخبه که سه‌بار حکم اخراجش از نیروی هوایی ارتش صادر و معلوم شد امضای بنی‌صدر دستِ کم پای سومین نامه اخراج بوده، امیرِ جانبازِ خلبان محمدصدیق قادری است، که در خاطراتش گفته بود: «فهرست 11 نفر اخراجی را به دست آوردم، اسم خودم اول بود. تمام شاگرداول‌های دوره آموزشیِ خلبانیِ ایران و آمریکا بودند.»

خلبان قادری در هشتمین روز جنگ تحمیلی، در سن 27 سالگی به اسارت درآمد و 10 سال بعد سند آزادی به‌دست، به میهن‌مان برگشت.

حکایت فعالیت حرفه‌ای خلبان قادری در ارتش؛ حکایت عجیبی است. او کمی پیش از اسارت، در 23 شهریور 1359، برای سومین‌بار از ارتش اخراج شده و قسم خورده بود که پایش را دیگر در پایگاه نگذارد و تسویه حساب کرده و برگشته بود سر زندگی و بالای سرخانواده‌اش. اما حدود یک هفته بعد؛ 31 شهریور، توپولوف‌های عراقی را روی آسمان پایتخت که دید، فهمید جنگ به‌طور رسمی آغاز شده است.

خلبان قادری اما آموزش دیده بود برای همین روزهای جنگی، برای همین بدون توجه به اخراجش و با پاگذاشتن روی قسمی که خورده بود، با عجله خودش را به پایگاه سوم شکاری همدان رساند و از صبحِ روز اول مهر، سوار پرنده آهنینش شد و علیه اهداف دشمن بعثی به پرواز درآمد.

رقص جنگنده‌اش در آسمان و عملیات‌های عقاب‌گونه‌اش اما 8 روز بیشتر دوام نیاورد و در 8 مهرماه در ماموریتی بر فراز بغداد و در شرایطی که مجبور به پرواز در ارتفاع پایین بود، هواپیمایش هدف پدافندهای دشمن قرار گرفت و برای نجات جانش مجبور به خروج اضطراری (ایجکت) شد و از هواپیما بیرون پرید. پریدن همان و به زمین خوردن و درهم شکستن 23 استخوان بدنش هنگام برخورد با زمین همان! شدت جراحت‌هایش به قدری بود که 7 سال نخست اسارت را نیمه‌فلج گذراند.

پایش اما به خاک عراق رسیده‌ونرسیده، ستون پنجم، آمارش را به عراقی‌ها داده بود، برای همین اول مورد توجه قرار گرفته و تمام بدن خردشده‌اش را گچ گرفته بودند، اما بعد که به درخواست آنها برای همکاری و ناسزا گفتن به مقدسات و رهبر و نظام جواب منفی داده بود، با همان بدن گچ‌گرفته و خردشده به جانش افتاده و تا 3 الی 4 ماه بعد، حسابی مورد عنایتش قرار داده بودند، طوری که در اولین بازجویی دستی را که تازه عمل شده بود، دوباره شکستند.

تعصبِ شدید روی ایران و وطن‌پرستیِ خلبان قادری از یک سو باعث محبوبیت او نزد اسرای ایرانی و به‌ویژه حجت‌الاسلام سیدعلی‌اکبر ابوترابی می‌شود، آنقدر که لقب «سردار اسلام» را به او بدهد. از سوی دیگر موجب بغض و کینه بعثی‌ها شده و روزهای بسیاری را در شرایط سخت زندان و انفرادی‌هایی سپری می‌کند که کار آدمی را به جنون می‌کشاند.

خلبانی که سه‌بار تلاش کردند از ارتش  جمهوری اسلامی ایران اخراجش کنند و جنگ تحمیلی دوباره او را به آسمان برگرداند، سرانجام پس از گذراندن 10 سالِ سخت و پرآزار در 24 شهریور 1369 به همراه مرحوم ابوترابی و چند خلبان دیگر و گروهی از اسرای بسیجی و سپاهی وارد خاک پاک میهن‌مان می شود.

خاطرات 10 سال اسارت این امیر سرافراز و عقاب آسمان‌های ایران، به همراه خاطراتی از زندگی شخصی و روزهای پس از انقلاب و شروع جنگ تحمیلی، در کتابی با عنوان «خلبان صدیق» نقش بسته و توانسته برگزیده بیست‌ویکمین جایزه کتاب سال دفاع مقدس باشد.

خلبان نابغه ایرانی با دو مزار در دو قبرستان عراق

سیدعلی اقبالی دوگاهه یک نابغه بود؛ یک خلبان باهوش و باسواد و نخبه، آنقدر که اساتید پروازش در آمریکا را شگفت‌زده کند و لقب «سلطان پرواز» به او بدهند و بخواهند که پس از گذران دوره آموزشی در آمریکا بماند و به نیروی هوایی ایالات متحده بپیوندد، اما سیدعلی که دلش برای ایران می‌تپید را چه به نیروی هوایی امپریالیسم آمریکا؟!...

خلبان جوان ایرانی اگرچه یک‌بار در 21 سالگی و یک‌بار در 27 سالگی برای گذران و تکمیل دوره‌های آموزشیِ خلبانی به آمریکا رفته بود، اما بچه‌ی محله دوگاهه رودبار گیلان بود و با همان صفای طبیعت شمال بزرگ شده و عشق ایران در رگ و پی و استخوانش ریشه دوانده بود.

همین بود که با شروع جنگ تحمیلی، بی‌قرارِ پرواز شد و هنگام خداحافظی به خانواده‌اش گفت: «من یک سربازم که برای چنین روزهایی تعلیم دیده و آماده شده‌ام. مملکتم برایم هزینه‌های زیادی کرده و حالا ناموس هموطنانم در اهواز و آبادان و خرمشهر در معرض تهدید عراقی‌هاست. در چنین شرایطی من نمی‌توانم فقط به خودم و خانواده‌ام فکر کنم. همه اعضای مملکت ما یک خانواده‌ایم و باید به همگی‌مان فکر کنیم. کاری که می‌خواهم بکنم در حکم وظیفه من است.»

اینها را گفت و رفت سمت پایگاه و بعد هم آسمان و بعد هم اهداف ریز و درشت در خاک بعثی‌ها...

آنچنان هوشمندانه و دلاورانه می‌رزمید، که در دوران کوتاه و پربرکت ماموریت‌هایش، بیشترِ تلمبه‌خانه‌ها و نیروگاه‌های برق عراق را از کار انداخته و موجب به صفر رسیدن صادرات 350 میلیون تنی نفت عراق شده بود.

پس طبیعی بود که عراقی‌ها به خونش تشنه شوند...

بادهای پاییزی تندتر می‌وزید و ورق‌های تقویم به اولین روز آبان 1359 رسیده بود، که جنگنده خلبان اقبالی و جنگنده خلبان شفیع، پادگان «العقره» در شمال عراق را درهم کوبیده و بیش از 300 کشته از دشمن گرفته بودند.

در راه برگشت صدای اقبالی در گوش خلبان شفیع پیچید که: «شفیع مرا زدند»... هواپیمای سیدعلی آتش گرفته بود و با همان آتش و دود به سمت کوه‌ها می‌رفت...

دقایقی که گذشت برای هواپیمای آتش‌گرفته رمقی باقی نمانده بود، در نزدیکی مرز ایران بی‌جان شد و از فراز ابرها به زیر افتاد و خلبانش خروج اضطراری کرد؛ خلبان سیدعلی اقبالی دوگاهه...

استادخلبانِ 33 ساله ایرانی که با چترش در خاک عراق به زمین نشست، طعمه چنگال‌های پر از خشم و نفرت بعثی‌ها شد که تا آن روزها ضربه‌های زیادی از پرنده‌های ارتش جمهوری اسلامی ایران خورده بودند.

روایت اینطور به ما رسیده که صدام دستور داد طناب‌هایی را به دو سمت بدن سیدعلی ببندند ( یک طناب به یک دست‌وپا و طناب دیگر به دست‌وپای دیگر)، و آن طناب‌ها را با دو ماشین جیپ از دو طرف آنقدر بکشند تا بدنش دو نیمه شود!

بعد، نیمی از پیکرش را در نینوا و نیمی را در موصل به خاک سپردند و برای سرپوش گذاشتن روی این جنایت هولناک، تا 22 سال، از وضعیت و سرنوشت خلبان ایرانی چیزی بروز نمی‌دادند. 

5 مرداد 1381 پس از محرز شدن سرنوشت سیدعلی و پس از آنکه پاره‌های پیکرش از دو قبرستان عراق پیدا شد و به میهن‌مان برگشت، تشییع شد و در قطعه خلبانان بهشت زهرا آرمید.

سیدعلی اقبالی خیلی جوان بود که به اسارت درآمد و به شهادت رسید؛ اما عمر پربرکتی داشت. بیش از 3 هزار ساعت پرواز عملیاتی در کارنامه‌اش بود و به ده‌ها دانشجوی جوان از جمله شهید سرلشکر عباس بابایی، آموزش عملیاتی خلبانی داده بود.

خلبانِ جوانِ خوش‌چهره، به همان اندازه که در آسمان تیز و جنگنده بود، در زمین، فروتن و مهربان و متین و گشاده‌رو بود و انس و الفت زیادی با قرآن داشت، آنقدر که هرچندوقت یک‌بار قرآن کریم را ختم می‌کرد، و شاید همین پیوند با قرآن، روحیه‌ای مقاوم در برابر شکنجه وحشیانه دشمنان به او بخشیده بود.

داستان زندگی این خلبان شجاع ایرانی نه تنها در کتاب‌های متعددی از جمله «نابغه‌ای در اوج»، «شکوه پرواز» و «شهریار شهر» به رشته تحریر درآمده است، که برای گرامیداشت یاد و خاطر او بنای یادبودی شامل مجسمه و ماکت هواپیمای F-5 در ساحل سفیدرود شهرستان رودبار احداث شده است.

18 سال اسارت، 10 سال انفرادی؛ سهم «سیدالاسرای» ایران از جنگ

از خلبانِ شهید حسین لشگری گفتن سخت است؛ شهید و خلبانِ نابغه دیگری که او هم دوره تکمیلی خلبانی را در سال 1353 در آمریکا گذرانده و پس از کسب عنوان خلبانی با درجه ستوان دومی به ایران بازگشته و در جایگاه خلبان هواپیمای شکاری اف5 به پایگاه دوم شکاری تبریز رفته بود تا به نیروی هوایی ارتش ایران خدمت کند.

گوشه‌هایی از رنج عظیمی که خلبان سرلشکر حسین لشگری در 6410 روز اسارت، و همسر محترمش در طول همین مدت فراق و بی‌خبری و تنهایی متحمل شدند را شاید بتوان در لابه‌لای چند کتابی که از خاطرات آنها برجای مانده تا حدی فهمید.

اولی کتاب «6410» که شامل یادداشت‌های شهید لشکری از دوران اسارت است. دومی کتاب «روزهای بی‌آینه»، که به چاپ دوازدهم رسیده و دوران اسارت خلبان لشکری و تاثیری که روی زندگی متاهلی‌شان گذاشته را از زاویه دید همسرش؛ منیژه لشگری روایت می‌کند و به غایت دردآلود و تاثربرانگیز است. و سومین کتاب «سید الاسراء» است.

حسین لشگری 20 اسفند 1331 در روستای ضیاءآباد در قزوین به دنیا آمد و سال 1358 با منیژه لشگری ازدواج کرد و به پایگاه وحدتی دزفول منتقل شد.

از حدود 20 شهریور و پیش از شروع رسمی جنگ تحمیلی، دسته‌های بزرگ تانک‌های عراقی از مرزهای غربی وارد خاک کشورمان شده و به سمت قصرشیرین و مهران درحال پیشروی بودند که جنگنده‌های ایرانی برای انهدام آنها به پرواز درآمدند. صبح روز 27 شهریور 1359 پرواز دومین دسته از جنگنده‌های ایرانی از پایگاه چهارم شکاری دزفول آغاز شد و جنگنده خلبان لشگری هم در میان آنها بود. ماموریت لشگری شناسایی وضعیت قوای نظامی در خاک عراق بود، اما در ارتفاع شش هزار پایی پرنده‌اش هدف آتش دشمن قرار گرفت و در خاک عراق سقوط کرد.

حسین اسیر شد و تا 14 سال کسی از او خبری نداشت. نامش جزو مفقودالاثرها بود و تقریبا بیشتر این سالها را در انفرادی و زیر شکنجه جسمی و روحی گذراند.

سرلشگر حسین لشگری پس از آزادی در مراسم نظامی ستاد فرماندهی نیروی هوایی 

یک عمر زندگی! در سلول انفرادی و شکنجه بی‌امان بی‌دلیل نبود! عراقی‌ها از او خواسته بودند جلوی دوربین بنشیند و در یک مصاحبه کوتاه تلویزیونی اقرار کند که ایران آغازگر جنگ بوده است.

زندگی حسین با همین چند دقیقه مصاحبه کوتاه، زیر و رو می‌شد، اگر می‌پذیرفت، چراکه عراق وعده آزادی و بهترین زندگی در بهترین کشورهای اروپایی امریکایی را به او داده بود، اما نپذیرفت...

حسین هم مثل آن دهها خلبان اسیر و نخبه ایرانی، عاشق ایران بود و متعهد به کشورش. او که به چند زبان زنده دنیا مسلط بود، در اسارت حافظ قرآن هم شد و هنگام آزادی در 17 فروردین 1377 اگرچه جسم سالمی برایش نمانده بود، اما روحیه بالایش نمایندگان صلیب‌سرخ جهانی را به حیرت آورده بود.

سرلشکر خلبان حسین لشگری 11 سال پس از آزادی، در کنار همسرش منیژه و پسرش علی‌اکبر با درد و رنج حاصل از شکنجه‌های دوران اسارت و 70درصد جانبازی، زندگی کرد و همان جراحات شدید در نهایت در 19 مرداد 1388 او را به فوز عظیم شهادت رساند.

علی اکبر؛ پسر و منیژه؛ همسر شهید سرلشگر خلبان حسین لشگری پس از شهادت او

رهبر شهید انقلاب در دیدار با شهید خلبان لشگری پس از آزادی‌اش، به او لقب «سیدالاسرای ایران» داده بود.

3 ماه پس از ازدواج رفت و وقتی برگشت پسرش 10 ساله بود

خلبان فرشید اسکندری هم سالیان دراز در اسارت بعثی‌ها بود و 10 سال تلخ دوران اسارت را در حالی سپری کرد که نامش جزو مفقودالاثرها بود و خبری از زنده بودنش در دست نبود.

خلبان اف 5 و از خلبانان پایگاه دوم شکاری تبریز بود و از 31 شهریور تا 2 مهر، پروازهای متعددی داشت و یکی از خلبان‌هایی بود که در عملیات 140 فروندی برای زدن موصل شرکت کرد.

سومین روز جنگ تحمیلی و در دومین روز از مهرماه، جنگنده‌اش بر فراز آسمان کرکوک هدف آتش دشمن قرار گرفت و سقوط کرد. خلبان اسکندری به اسارت درآمد و شکنجه‌های دوران اسارت به حدی بود که گردن و کمرِ خلبانِ جوانِ ایرانی آسیب‌های زیادی دید.

از ازدواج خلبان اسکندری فقط 3 ماه گذشته بود که با پرنده‌اش به نبردِ دشمنِ بعثی رفت و به اسارت درآمد و وقتی برگشت پسرش 10 ساله بود.

انتهای پیام/ 

 

   







پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ - 20 August 2026
روزنامه هفت صبح

پدرم به من لکسوس نداد نقشه قتلش را کشیدم

سایت دیدبان ایران

نجات زن جوان از چنگ گروگان‌گیر در غرب تهران

سایت عصرایران

تخریب برج ۱۰ طبقۀ ۲ هزار میلیاردی در اراضی ملی میگون

واقعاً فراجناحی بود؟!
روزنامه توسعه ایرانی

واقعاً فراجناحی بود؟!

محمدتقی زاده سه شنبه شب، ۲۷ مردادماه، اختتامیه جشنواره انجمن روزنامه نگاران ایران در حالی برگزار شد که بیانیه هیأت داوران و لحن و متن
سایت فرتاک

«غر زدن» بهانه حمله خونین به همسر؛ زن ۳۸ ساله تا یک قدمی مرگ رفت

سایت برترینها

تصویر کلثوم اکبری در نشریه نیویورک پست آمریکا

سایت تابناک

حادثه وحشتناک در علم‌کوه؛ داستان ۲۴ ساعت نجات!

سایت رویداد‌ ۲۴

ببینید| تصویری از آتش‌سوزی در پالایشگاه تهران

سایت تابناک

رانندگی پرخطر، جاده را جهنم کرد+شمار فوتی‌ها

آتش، بلای جان بازارها | همه آتش‌سوزی هایی که در بازارهای تاریخی اتفاق افتاد
خبرگزاری همشهری‌آنلاین

آتش، بلای جان بازارها | همه آتش‌سوزی هایی که در بازارهای تاریخی اتفاق افتاد

آتش‌سوزی‌های پیاپی در بازارهای تاریخی ایران، تنها چند حجره و مغازه را تهدید نمی‌کند؛ هر بار بخشی از میراث معماری و قلب تپنده اقتصادی شهرها در معرض تخریب و خسارت قرار می‌گیرند.
چرا برخی به روایت‌های غیررسمی اعتماد می‌کنند؟
خبرگزاری ایسنا

چرا برخی به روایت‌های غیررسمی اعتماد می‌کنند؟

یک کارشناس حوزه رسانه و ارتباطات گفت: اگر رسانه رسمی می‌خواهد دوباره جایگاه خود را تقویت کند، باید چیزی بیشتر از خبر درست ارائه دهد. باید اعتماد تولید کند. اعتماد با لوگو یا بخشنامه یا حتی با تکرار عبارت منابع آگاه ساخته نمی‌شود. اعتماد از شفافیت، پاسخگویی، سرعت، پذیرش خطا و مهمتر از همه از احترام به …
وقتی پسماندهای ساختمانی؛ روان جمعی شهرها را برهم می‌زنند
خبرگزاری ایسنا

وقتی پسماندهای ساختمانی؛ روان جمعی شهرها را برهم می‌زنند

روان‌پزشکان و متخصصان سلامت محیط هشدار می‌دهند که انباشت نخاله‌های ساختمانی در معابر شهری، فراتر از یک آلودگی بصری، عاملی قدرتمند برای افزایش استرس، اضطراب و فرسایش سرمایه روانی شهروندان است.
نقدی بر ابهام حکمرانی در «شستا»/ کارگران و بازنشستگان خواستار نظارت دائمی بر عملکرد شرکت‌ها هستند
خبرگزاری ایلنا

نقدی بر ابهام حکمرانی در «شستا»/ کارگران و بازنشستگان خواستار نظارت دائمی بر عملکرد شرکت‌ها هستند

یک فعال کارگری گفت: پرسش امروز میلیون‌ها بیمه شده‌ی تامین اجتماعی روشن است؛ وقتی هیچ نظام نظارتی جامع و قانونی برای نظارت بر شستا وجود ندارد، مدیران این مجموعه در برابر چه مرجع مستقلی و با چه سازوکار الزام‌آوری باید پاسخگوی تصمیمات و عملکرد خود باشند؟
آهسته برانید؛ هلیا در حال پیدا کردن قلمرو برای توله‌هایش
خبرگزاری ایسنا

آهسته برانید؛ هلیا در حال پیدا کردن قلمرو برای توله‌هایش

پناهگاه حیات‌وحش میاندشت جاجرم بار دیگر میزبان یوز ماده «هلیا» و سه توله‌اش شده است؛ حضوری که ضرورت همراهی مردم برای حفاظت از این گونه ارزشمند و در معرض خطر انقراض را دوچندان کرده است.
دریا تنها قاتلی که محاکمه نمی‌شود!
خبرگزاری ایرنا

دریا تنها قاتلی که محاکمه نمی‌شود!

ساری - ایرنا - همزمان با اوج‌گیری حضور مسافران در سواحل استان مازندران، گزارش‌های رسمی از جان باختن ۲۱ نفر در آب‌های ساحلی این استان خبر می‌دهد؛ رخدادهایی که ریشه در بی‌احتیاطی و نادیده گرفتن هشدارهای ایمنی دارد.
خبرگزاری ایرنا

شناسایی جنسیت یوزپلنگ رها در طبیعت؛ «هیوا» نر است

دانش‌آموزان در کشاکش کتاب و گوشی؛ وقتی «مهارت تمرکز» کمیاب می‌شود
خبرگزاری ایرنا

دانش‌آموزان در کشاکش کتاب و گوشی؛ وقتی «مهارت تمرکز» کمیاب می‌شود

بروجرد - ایرنا - کاهش تمرکز و عمق مطالعه دانش‌آموزان به موضوعی جدی برای خانواده‌ها و معلمان تبدیل شده است به نحوی که والدین از وابستگی فرزندان به گوشی می‌گویند، معلمان ضعف حل مساله و کارشناسان «تغییر سبک شناختی» نسل جدید را گزارش می‌کنند که به گفته آنان با هوش مصنوعی و بمباران اطلاعاتی، ابعاد تازه‌ای …
روایت هویت ایرانی در ۱۶۰ سند تاریخی؛ گشت‌وگذاری در موزه ثبت احوال تهران
خبرگزاری ایرنا

روایت هویت ایرانی در ۱۶۰ سند تاریخی؛ گشت‌وگذاری در موزه ثبت احوال تهران

تهران- ایرنا- موزه ثبت احوال ایران تاریخچه ای از فرایند سجلی ایرانیان را در خود به یادگار جای داده که در آن شناسنامه افراد و چهره‌های مشهور ایرانی برای نسل های آینده بایگانی شده است.
جنگل گلریز قرق هر روز زخم تازه‌ای برمی‌دارد
روزنامه هفت صبح

جنگل گلریز قرق هر روز زخم تازه‌ای برمی‌دارد

مدیرکل منابع طبیعی گلستان تنها یک مورد تخلف را تأیید می‌کند، در حالی که منابع محلی از تخلفات گسترده‌تری خبر می‌دهند
استخدام را از واسطه پس بگیرید
روزنامه هفت صبح

استخدام را از واسطه پس بگیرید

۳۱ هزار شرکت تأمین نیروی انسانی فعال‌اند اما میزان دریافتی‌شان و سهم واقعی کارکنان‌ آنها همچنان شفاف نیست
سایت رکنا

عکس صحنه مرگ دردناک 2 دختر 22 و 25 ساله در کوییک مچاله شده / ببینید خودرو ایرانی چه بر سر 2 دختر آورد

بازار سوخته
سایت روزنامه سازندگی

بازار سوخته

حریق گسترده بیش از ۲۰ مغازه را در بافت تاریخی گرگان خاکستر کرد
افتخار در استکهلم
سایت روزنامه سازندگی

افتخار در استکهلم

کاوه مدنی برنده جایزه نوبل آب جهانی شد
سرمقاله خراسان/ امیدهای جدید از انتصابات جدید عدلیه | آخرین خبر
سایت آخرین خبر

سرمقاله خراسان/ امیدهای جدید از انتصابات جدید عدلیه | آخرین خبر

خراسان/ «امیدهای جدید از انتصابات جدید عدلیه» عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم صادق غفوریان است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: قوه قضاییه روز گذشته، یک اتفاق بزرگ در عرصه مدیران عالی خود را تجربه کرد؛ صدور حکم انتصاب ۹ مدیر عالی‌رتبه این قوه در یک روز، صرفاً یک جابه‌جایی اداری نیست؛
مخل امنیت ملی است
سایت روزنامه سازندگی

مخل امنیت ملی است

معاون حقوقی پزشکیان خبر داد: طرح «مقابله با نفوذ» مغایر حقوق شهروندی و خلاف موازین شرع است
سایت رویداد‌ ۲۴

ببینید| حمایت ترانه علیدوستی از ملیکا پارسادوست شاکی پرونده پژمان جمشیدی

سایت رویداد‌ ۲۴

ببینید| یک روحانی خود را خلع لباس کرد؛ با لباس شخصی بر منبر حاضر می‌شوم

مسعود کوثری: خشم شهریِ «ناجنبش ها» و بیکاران، یک بمب ساعتی است که زیر جامعه و حکومت قرار دارد
سایت عصرایران

مسعود کوثری: خشم شهریِ «ناجنبش ها» و بیکاران، یک بمب ساعتی است که زیر جامعه و حکومت قرار دارد

ناجنبش‌ها گروه‌هایی از مردم هستند که دلخور و ناراضی‌اند، جای خودشان را در جامعه پیدا نمی‌کنند: مثل جوان‌ها ، زنان و گروه‌های تهیدست جامعه. اینها به سمت یک جن...
سایت رویداد‌ ۲۴

حکم اعدام قائم حسینی اجرا شد

روایت ملیکا پارسادوست از شب حادثه و دادگاه پژمان جمشیدی؛ پشت پرده پرونده‌ای که جامعه را تکان داد
سایت رویداد‌ ۲۴

روایت ملیکا پارسادوست از شب حادثه و دادگاه پژمان جمشیدی؛ پشت پرده پرونده‌ای که جامعه را تکان داد

روایت ملیکا پارسادوست از پرونده شکایتش علیه پژمان جمشیدی، فراتر از جزئیات یک پرونده قضایی، تصویری از دشواری مسیر شاکیان آزار جنسی در ایران ارائه می‌کند؛ از سرگردانی میان کلانتری و پزشکی قانونی تا حضور در دادگاهی که به گفته او، در آن احساس می‌کرد به جای شاکی، خودش زیر ذره‌بین قرار گرفته است.
سایت تجارت نیوز

تکذیب ‌آتش‌سوزی در پالایشگاه تهران/ ماجرای غلیظ ‌‌‌چه بود؟

ضعف ساختاری، مانع شکوفایی استعدادها - مردم سالاری آنلاین
روزنامه مردم سالاری

ضعف ساختاری، مانع شکوفایی استعدادها - مردم سالاری آنلاین

ایران در شاخص جهانی نوآوری ۲۰۲۵ (Global Innovation Index) که توسط سازمان جهانی مالکیت فکری (WIPO) ...
         
دو سال بلاتکلیفی محیط‌بان مجروح
روزنامه شرق

دو سال بلاتکلیفی محیط‌بان مجروح

پرونده قضائی محیط‌بان مجروح اصفهان در پله اول رسیدگی قضائی است و متخلفی که به سمت «علی جمشیدیان» شلیک کرده، از مشورت دو وکیل بهره می‌برد، اما علی که به ‌عنوان محیط‌بان و مأمور دولت هنگام خدمت مورد حمله قرار گرفته و دچار آسیب چشمی شده، از داشتن حتی یک وکیل هم محروم است.
مسأله کارگران افزایش روزانه قیمت‌هاست، نه استیضاح میدری
روزنامه توسعه ایرانی

مسأله کارگران افزایش روزانه قیمت‌هاست، نه استیضاح میدری

عضو تیم کارگری شورای عالی کار با اشاره به افزایش قابل توجه هزینه های زندگی، از دو برابر شدن هزینه سبد معیشت کارگران نسبت به رقم مصوب دی ماه سال
تاب آوری «اداراکی» ریشه‌ها ، مخاطرات و پیامدها
روزنامه آرمان امروز

تاب آوری «اداراکی» ریشه‌ها ، مخاطرات و پیامدها

آرمان امروز- حمید باقری زواره- کارشناس مسائل اجتماعی: در ادبیات کلاسیک امنیت ملی، همواره تمرکز بر حفظ مرزهای جغرافیایی و تمامیت ارضی بوده است؛ اما در پیچیدگی‌های جامعه مدرن، مفهومی بسیار حساس‌تر و حیاتی‌تر وجود دارد که می‌تواند ستون‌های یک ملت را در لرزه اندازد: «تمامیت ذهنی». آنچه امروز در لایه‌های …
چرا اصلاح مصرف باید پیش از افزایش نرخ باشد؟
روزنامه توسعه ایرانی

چرا اصلاح مصرف باید پیش از افزایش نرخ باشد؟

عضو پیشین کمیسیون انرژی با تأکید بر اینکه شرایط فعلی کشور برای افزایش قیمت بنزین مناسب نیست، اصلاح ناترازی انرژی را نیازمند مجموعه ای از سیاست های
    
شهرفروشی، نسخه ویرانی تهران
روزنامه شرق

شهرفروشی، نسخه ویرانی تهران

شهردار سابق تهران می‌گوید تصمیم‌های شهرسازی از آن تصمیم‌هایی هستند که «صدایشان بعدا درمی‌آید» و متخصصانی که پیامد این تصمیم‌ها را می‌دانند، وظیفه دارند نسبت به آنها حساس باشند. پیروز حناچی در گفت‌وگو با «شرق» از کاهش وابستگی بودجه شهرداری به درآمدهای شهرسازی در دوره مدیریتش، نقش کمیسیون ماده ۵، توسعه …
مصوبه دولت، ترس از تبرج؛ گواهینامه موتورسواری زنان قربانی نگرانی‌های حجاب شد؟
روزنامه شرق

مصوبه دولت، ترس از تبرج؛ گواهینامه موتورسواری زنان قربانی نگرانی‌های حجاب شد؟

علیرغم طی شدن تمام فرایندهای حقوقی و قانونی و همچنین مصوبه صریح دولت برای صدور گواهینامه زنان، اجرای این قانون در پیچ‌وخم جاده انتظامی گیر کرده است. در تبصره ماده ۲۰ قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی مصوب ۱۳۸۹، صدور گواهینامه موتورسیکلت برای «مردان» بر عهده نیروی انتظامی گذاشته شده است. از آنجا که در متن …
سایت رویداد‌ ۲۴

ببینید| تعقیب و گریز و تیراندازی پلیس به خودروهای سوخت‌بر در هرمزگان

سایت عصرایران

استعفای شهردار رباط‌کریم یک روز پس از انتخاب

سایت فرارو

۱۴ مصدوم و ۲ جان‌باخته در تصادفات جاده‌ای استان سمنان

«خالی‌فروشی طلا» مربوط به کدام پلتفرم بود؟
سایت فرارو

«خالی‌فروشی طلا» مربوط به کدام پلتفرم بود؟

معاون پلیس فتا با اشاره به موضوع خالی‌فروشی در پلتفرم‌های آنلاین طلا گفت: در این بازه زمانی، یک پلتفرم به دلیل خالی‌فروشی جمع‌آوری شد و حدود ۲۰۰ هزار مورد خالی‌فروشی در آن وجود داشت.
مقاله سیروس پرویزی که سروش دباغ از هویت او به عنوان جواد طباطبایی سوال کرد/ کشف فیلسوف زیرزمینی
سایت خبرآنلاین

مقاله سیروس پرویزی که سروش دباغ از هویت او به عنوان جواد طباطبایی سوال کرد/ کشف فیلسوف زیرزمینی

به نظر می‌رسد که دور جدیدی در بحث‌های نظری در ایران آغاز شده باشد و تردیدی نیست که از بسیاری جهات طباطبایی پیشگام این بحث‌های جدید است. من در نخستین بخش این نوشته از حضور غایب او سخن گفتم که تصور می‌کنم توصیف ناروایی نیست، اما به نوبه‌ی خودم تأسف می‌خورم که طباطبایی بیش از آن چه حضور دارد، حضور ندارد!
پرسش سروش دباغ از قوچانی و غنی نژاد: آیا سیروس پرویزی همان سیدجواد طباطبایی است؟ / قوچانی مفتون کاپیتالیسم
سایت خبرآنلاین

پرسش سروش دباغ از قوچانی و غنی نژاد: آیا سیروس پرویزی همان سیدجواد طباطبایی است؟ / قوچانی مفتون کاپیتالیسم

سروش دباغ روانشناس و فیلسوف، در متنی به مقاله محمد قوچانی به نام «لیبرالیسم نقابدار» پاسخ داد و نوشت که «اگر اقتصاددان و روزنامه‌نگار ما ذره‌بین در دست گرفته و مجدّانه و صادقانه از پی شناسایی و شناساندنِ جماعت شیاد روان گشته‎‌اند، بد نیست در اطرافیان و همفکران خود هم نظر کنند و سراغی از نویسندۀ واقعی …
امنیت سفر برای زنان در اسنپ؛ از پیشگیری تا پیگیری
روزنامه شرق

امنیت سفر برای زنان در اسنپ؛ از پیشگیری تا پیگیری

قابلیت ها و فرایندهای امنیت سفر اسنپ برای همه کاربران، فارغ از جنسیت، طراحی شده اند؛ با این حال، برخی از آن ها در پیشگیری و رسیدگی به
         
سایت رویداد‌ ۲۴

مرگ دختر ۶ ساله بر اثر مصرف تریاک پدرش

سایت رویداد‌ ۲۴

ببینید| سرقت آیفون ۱۶ از داخل ماشین در مشهد!

سایت رویداد‌ ۲۴

مشاهده موج جدید آلودگی نفتی در سوزای قشم

تخاصم کسالت‌بار کلیشه‌ها/ متهم‌کردن شریعتی به‌ خاطر ماجرای شاندل، یک داستان تکراری است
سایت فرارو

تخاصم کسالت‌بار کلیشه‌ها/ متهم‌کردن شریعتی به‌ خاطر ماجرای شاندل، یک داستان تکراری است

تا همین چند سال پیش برای فروش یک اتومبیل یا خانه ویلایی، عبارت «ناگهان چقدر زود دیر می‌شود» روی تابلوهای تبلیغات شهری دیده می‌شد. هدف ترغیب مشتری به خرید بود. معنایی جز این نداشت که شتاب کن از دستت نرود. اما این عبارت بخشی از شعر قیصر امین‌پور بود: حرف‌های ما هنوز ناتمام، تا نگاه می‌کنی، وقت رفتن است. …
سایت عصرایران

هشدار جدی درباره پل B1 کرج؛ ۶۰ متر از عرشه بدون کابل اصلی رها شده است

علت مرگ فوک‌های خزری چیست؟ / آیا بیماری ویروسی در میان فوک‌های خزری شیوع پیدا کرده است؟
سایت اعتماد آنلاین

علت مرگ فوک‌های خزری چیست؟ / آیا بیماری ویروسی در میان فوک‌های خزری شیوع پیدا کرده است؟

آیا یک بیماری ویروسی در میان فوک‌های خزری شیوع پیدا کرده است؟ آیا آلودگی‌های دریایی و ورود پساب‌ها و فاضلاب‌ها به خزر در این تلفات نقش دارند؟ آیا تغییرات اقلیمی و کاهش منابع غذایی، وضعیت این گونه را شکننده‌تر کرده است؟ یا بخشی از لاشه‌هایی که در سواحل مازندران پیدا می‌شوند، اساساً در آب‌های ایران تلف …
سایت عصرایران

رونمایی از «کوله اضطراری برای بقا» در تهران

سایت تابناک

درآمد شگفت انگیز زن گدا در نیم ساعت!

سایت تابناک

لحظات تیراندازی و قتل اشرار در سراوان با کلاشنیکف +18

دور همی بزرگان در هیات امنای دانشگاه‌ها/ سهمیه‌ای برای قدرت یا فرصتی برای توسعه؟
سایت تابناک

دور همی بزرگان در هیات امنای دانشگاه‌ها/ سهمیه‌ای برای قدرت یا فرصتی برای توسعه؟

از گیلان تا تهران و تبریز؛ آیا وقت آن نرسیده است کرسی‌های حقیقی هیات امنا به جای تکرار ظرفیت‌های سیاسی و اجرایی، به سراغ سرمایه‌های علمی، اقتصادی و اجتماعی ب...
جوانی جمعیت به سبک تامین اجتماعی
روزنامه عصر اقتصاد

جوانی جمعیت به سبک تامین اجتماعی

راضیه حسینی «حذف تا ۱۰ سال از سوابق بیمه‌گذاران از سامانه خدمات غیرحضوری تأمین اجتماعی» «اختلال گسترده در سامانه‌های تأمین اجتماعی باعث نگرانی بیمه‌گذاران شده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد برخی افراد تا ۱۰ سال از سوابق‌شان از سامانه خدمات غیرحضوری کسر شده و حتی مرکز تماس این نهاد ۱۴۲۰ نیز در برخی از مناطق …
خبرگزاری همشهری‌آنلاین

اولین تصاویر از عامل حمله به دادگستری بهبهان + ویدئو | جزئیات حمله از زبان متهم

خبرگزاری ایلنا

چه کسی پاسخگوی زن و فرزندان «محمد مولایی» است؟/ بازرسان از زیر کولر گازی بیرون بیایند و به کارگاه‌ها سرکشی کنند!

«حق امتناع از کار» چه تفاوتی با حق اعتصاب دارد؟/ کارگران در مقابل خطر ایستادگی کنند/ اخراج کاملاً ظالمانه است
خبرگزاری ایلنا

«حق امتناع از کار» چه تفاوتی با حق اعتصاب دارد؟/ کارگران در مقابل خطر ایستادگی کنند/ اخراج کاملاً ظالمانه است

مشاور کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، از راهکارهای حقوقی حمایت از کارگران در برابر دستورهای ناایمن و ضرورت تثبیت قانون‌مند «حق امتناع از کار» گفت. حامد اکبری تاکید کرد اخراج کارگران در صورت امتناع از کار ناایمن، ناعادلانه است.
خبرگزاری دانشجو

اختلال موقت در سامانه تأمین اجتماعی/سوابق بیمه شدگان حذف نشده است