این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
نسل ما، متولدین سالیان پایانی دهه ۵۰ و سالیان آغازین تا میانی دهه ۶۰، اگر سودای شاعری و نویسندگی و کار انتقادی داشت و میخواست جدی گرفته و دیده شود، راه نهچندان میانبرش این بود که وارد عرصه روزنامهنگاری شود. در این روند بود که فرصتی ناب نصیبمان میشد تا پای صحبت بزرگان ادبیات این سرزمین بنشینیم و گفتوگویی بگیریم برای روزنامه یا مجلهای. خب، جوان بودیم و نامهای بزرگ زنده در آن روزگار پرشمار بودند و از منظر جایگاه و اهمیتشان تا حدی رعبآور. گاهی میرفتی و طرف را میدیدی و کاری میکرد و چیزهایی میگفت که تصویر باشکوهش را در ذهنت فرومیپاشید و گاه میرفتی و چنان شیفته منش و زیست و گفتههای طرف میشدی که جایگاهش در ذهنت نهتنها تثبیت میشد که چندین پله ارتقا مییافت. … روزنامه پیام ما / ۱۹ ساعت قبل
مردی که میخندید
یادداشتی درباره جواد مجابی، شاعر و نویسندهای که با گرمی، طنز و بیتکلفی در خاطرها ماند؛ روایتی از نخستین گفتوگوها، غبطه به شخصیت و میراث ادبیاش.
































































































































































