مساله از آنجا آغاز میشود که برخی بانکها در فعالیت اصلی خود با حاشیه سود منفی مواجهند. هزینه تجهیز منابع، هزینههای عملیاتی و هزینه ریسک و مطالبات مشکوکالوصول، در مواردی از درآمد واقعی و قابل تحقق بانک بیشتر است. بنابراین بانک از نظر اقتصادی سودآور نیست؛ اما ممکن است در پایان سال مالی، با استفاده از رویههای حسابداری و شناسایی درآمدهای غیرقابل تحقق، صورتهای مالی خود را سودده نشان دهد.
این سود ظاهری، اگر در مجمع تصویب و میان سهامداران توزیع شود، دیگر صرفا یک مساله حسابداری نیست، بلکه خروج منابعی است که باید برای جبران زیان و حفظ سرمایه بانک باقی بماند.
در یک بانک سالم، سود باید حاصل درآمد واقعی و قابل وصول داراییها، پس از کسر هزینه تجهیز منابع، هزینههای عملیاتی و هزینه ریسک باشد. اما هنگامی که زیان واقعی شناسایی نمیشود، بانک میتواند سودی گزارش کند که پشتوانه نقدی و اقتصادی کافی ندارد.
در مرحله بعد، همین سود مبنای تقسیم سود قرار میگیرد و بخشی از منابع نقد بانک … …












































































