همین ابتدا باید بگوییم که پاسخ روابط عمومی صداوسیما به گزارش هفتصبح در بخشهایی آنقدر از ادبیات حرفهای یک جوابیه رسانهای فاصله گرفته که بیشتر شبیه یک خطابه تبلیغاتی است. متن صدا و سیما سرشار از برچسب، اتهام و تحقیر است که قرار است به جای پاسخ به پرسشهای گزارش، منتقد را مرعوب کند.
در این جوابیه، گزارش هفتصبح «جهتدار و مغرضانه»، ادعاها «یکسویه»، مطالب «فاقد پشتوانه پژوهشی» و اظهارات «گزینشی» خوانده شدهاند. از «مغالطه آشکار ژورنالیستی»، «فقدان سواد رسانهای تحلیلی»، «سلیقهسازیهای مبتذل»، «مغالطهای آشکار» و «اتهامزنی سخیف» هم سخن گفته شده است. منابع منتقدان «فاقد صلاحیت پژوهشی» معرفی شدهاند و حتی از «نابینایی تعمدی»، «سودای سازش»، «القای یأس» و «تخطئه رویکردهای انقلابی» حرف زده شده است.
این حجم از ادبیات تحقیرآمیز در پاسخ روابط عمومی رسانهای که قرار است به تعبیر رایج، دانشگاه و شکلدهنده افکار عمومی باشد، واقعاً قابل تأمل است. رسانهای که باید محل گفتوگوی دیدگاههای مختلف باشد، چرا منتقد خود را با «سخیف»، «مضحک»، «مبتذل»، «جریانهای خاص سیاسی» و «مدعیان سیاسی» توصیف میکند؟
درعین حال منتقدان بهطور تلویحی به «سازش»، «القای یأس» و نپذیرفتن «مواضع صریح در برابر خباثت دشمنان و منافقین» متهم میشوند. به نظر بخشی از بحران رسانه ملی از همینجا شروع میشود که ادبیات رسمی این سازمان عریض و طویل چنین آستانه پایینی برای تحمل نقد دارد. طبیعی است بسیاری از نخبگان و کارشناسان ترجیح دهند وارد چنین فضایی نشوند و چند چهره و کارشناس محدود با دیدگاههای مشابه بارها در شبکههای مختلف ظاهر شوند.
…


































































































































































