*گاهی برای فهمیدن وضعیت یک کشور، باید به جادهها، پلها و راهآهنهایش نگاه کرد؛ نه فقط به تولید ناخالص داخلی و آمار رشد اقتصادی.
*زیرساخت، حافظه فیزیکی یک کشور است یعنی آنچه نسلهای گذشته ساختهاند و نسلهای آینده باید از آن استفاده کنند.
* ایران امروز با یک دوگانگی در سیاست زیرساختی روبهرو است. از یک طرف، بخش قابل توجهی از زیرساختهای موجود کشور، بهخصوص راهها، پلها و ابنیه فنی، نیازمند نگهداری، بهسازی و بازسازی هستند و از طرف دیگر، با انبوهی از پروژههای نیمهتمام مواجهیم.
*آیا منطقی است که با بودجه محدود، هم پروژههای نیمهتمام گذشته را ادامه دهیم، هم شبکه موجود را نگهداری کنیم و هم مرتباً پروژههای جدیدی را آغاز کنیم؟ پاسخ روشن است: خیر.
*وقتی منابع محدود است، شروع هر پروژه جدید به معنای تقسیم بیشتر منابع است. به این معنی که در عمل نه پروژههای قدیمی بموقع تمام میشوند و نه پروژههای جدید و در نتیجه، پروژههای نیمهتمام، به پروژههای نیمهتمام جدید متصل میشوند و این چرخه سالها ادامه پیدا میکند.
*در اقتصاد زیرساخت، یک پروژه تا زمانی که به بهرهبرداری نرسیده، تمام ارزش اقتصادی خود را ایجاد نمیکند.
*اولویت دادن به اتمام پروژههای دارای توجیه اقتصادی و اجتماعی بالا، گاهی از شروع پروژههای جدید بسیار مهمتر است.
*پروژهای که تمام نمیشود، سرمایه نیست؛ سرمایه منجمدشده … …


















































































































![[سیدمسعود رضوی] تحول و تحمل در شرایط سخت](/news/u/2026-09-21/ettelaat-52ovt.jpg)
![[غلامعلی رموی] بازگشایی مدارس و هویت مبهم نسل آینده](/news/u/2026-09-21/ettelaat-nh65q.jpg)
![[رامتین مرتضوی] تهران دو قاب ندارد](/news/u/2026-09-21/ettelaat-go95a.jpg)














































