اینجا دیگر صحبت از دیوار و پنجره و سقف نیست؛ صحبت از جایی است که کودکان قرار بود در آن درس بخوانند، دوست پیدا کنند، آیندهشان را تصور کنند و برای چند ساعت از جهان بزرگسالان فاصله بگیرند.
حالا آمار رسمی میگوید یکهزار و ۲۸۸ مدرسه در جریان جنگ آسیب دیدهاند. در مجموع نیز یکهزار و ۵۰۷ فضای آموزشی، پرورشی و ورزشی آسیب دیده و ۱۶ مدرسه با خسارتهای جدی مواجه شدهاند؛ مدارسی که برای بازگشت به وضعیت قابل استفاده، به مقاومسازی یا بازسازی اساسی نیاز دارند.
برآورد اولیه برای بازسازی این فضاها نیز حدود ۳.۷ همت اعلام شده است. اما پشت این عددها، چیزهایی وجود دارد که در جدول خسارتها دیده نمیشود.
یک کلاس که دیگر قابل استفاده نیست، یعنی دانشآموزانی که ممکن است مجبور شوند برای رسیدن به مدرسهای دیگر مسیر طولانیتری را طی کنند. یعنی معلمی که باید در فضای آسیبدیده تدریس کند. یعنی خانوادهای که در میانه ناامنی و اضطراب، باید نگران ادامه تحصیل فرزندش هم باشد. جغرافیای آسیب
بر اساس اعلام رئیس سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور، هرمزگان، مرکزی و بهویژه خمین، آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، فارس، اصفهان، کردستان و کرمانشاه از جمله مناطقی هستند که بیشترین آسیب به مدارس آنها گزارش شده است.
این فهرست، نقشهای از خسارت جنگ است؛ اما در واقع نقشهای از اختلال در زندگی کودکان نیز هست.مدرسه فقط یک ساختمان نیست. مدرسه بخشی از زیرساخت غیرنظامی جامعه است؛ جایی که کارکرد اصلی آن آموزش و حمایت از کودکان است. وقتی قانون جنگ درباره مدرسه حرف میزند
حقوق بینالملل بشردوستانه، حتی در زمان جنگ، برای زندگی غیرنظامیان مرزهایی تعیین کرده است. بر اساس اصول بنیادین حقوق بشردوستانه، طرفهای درگیر باید میان اهداف نظامی و غیرنظامیان و اشیای غیرنظامی تمایز قائل شوند و حملات را فقط متوجه اهداف نظامی کنند. …



































































































































































