این دغدغه را میتوان در مطالبات ثبتشده در پلتفرم کارزار نیز بهوضوح دید. از میان بیش از ۷۰ هزار مطالبهای که تاکنون در این پلتفرم منتشر شده است، بخش قابلتوجهی به مطالبات صنفی و معیشتی اختصاص دارد؛ مطالباتی که معمولاً با کوچکترین تصمیم اقتصادی یا افزایش قیمت، دوباره اوج میگیرند. همین اتفاق درباره بنزین نیز رخ داد و تنها ساعاتی پس از انتشار خبر، دهها درخواست با ادبیات و لحنهای مختلف، از نقدهای تند تا درخواستهای آرام و کارشناسی، در کارزار ثبت شد. این واکنشها یک واقعیت مهم را نشان میدهد: مردم فقط درباره «قیمت بنزین» حرف نمیزنند؛ آنها درباره تجربهای طولانی از فشار اقتصادی، بیثباتی و نگرانی از آینده سخن میگویند.
اما پرسش مهمتر اینجاست: مگر نه اینکه در بسیاری از تحلیلهای اقتصادی، واقعیتر شدن قیمت حاملهای انرژی، بهویژه بنزین، میتواند به کاهش قاچاق، رانت و مصرف غیرمنطقی کمک کند و قیمت پایین بنزین نیز در نهایت هزینه خود را از مسیرهای دیگری مانند تورم و فشار بر منابع عمومی به جامعه تحمیل میکند؟ پس چرا جامعه تا این اندازه نسبت به چنین تصمیماتی بیاعتماد است و حتی حاضر نیست استدلالهایی را که ممکن است در نگاه کارشناسی برای خیر جمعی مطرح شوند، بشنود؟ پاسخی که پس از سالها دیدن مطالبات مردم در کارزار به ذهن میرسد، بیش از آنکه به خود تصمیم مربوط باشد، به اعتماد به فرایند تصمیمگیری مربوط است. جامعه به این … …







































































































































