قیمت طلا امروز




 ناتور دشت

 خبرگزاری ایسنا / ۲ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۵

چگونه جی. دی. سالینجر افسانه‌ سرباز قهرمان آمریکایی را درهم شکست

جاسپر کریون - روزنامه‌نگار پژوهش‍گر - که عمده آثار او با مضمون انسان و جنگ در نشریاتی چون «نیویورک تایمز»، «پولیتیکو» و «هارپر» منتشر شده است، در مقاله‌ای در سایت ادبی «لیترری‌هاب»، به نقش جنگ در شکل‌دهی مفهوم قهرمان‌پروری کاذب و درهم شکستن این تابو در ادبیات آمریکا، به‌ویژه در رمان «ناتور دشت» پرداخته است.
 چگونه جی. دی. سالینجر افسانه‌ سرباز قهرمان آمریکایی را درهم شکست
به گزارش ایسنا، او در این مطلب می‌نویسند: از جمله اقلامی که سربازان در میدان‌های نبرد جنگ جهانی دوم با خود همراه داشتند، «انجیل محافظ قلب» بود؛ کتابی مذهبی و جیبی که توسط ارتش توزیع می‌شد و گاه جلدی فلزی داشت و به‌خوبی در جیب پیراهن فرم سربازان جای می‌گرفت. دست‌کم در یک مورد شگفت‌انگیز، همین کتاب همچون زرهی جان‌بخش عمل کرده و جلوی گلوله‌ای پیش از ورود به بدن سربازی را گرفت. با این حال، این کتاب به‌طور کلی همان کارکرد سنتی خود را داشت: آرام‌بخش وجدان و القای حسی روحانی...

زمانی که «جروم دیوید سالینجر» در ۲۳ سالگی به‌عنوان سرباز وظیفه به خط مقدم جبهه اعزام شد، تمثیل‌های مسیحی را کنار گذاشت و حماسه خود را نوشت؛ او در کنار تجهیزات نظامی‌اش، کاغذ سفید و یک ماشین‌تحریر نیز با خود داشت. یک‌بار، هنگامی که یگان او زیر آتش سنگین دشمن قرار گرفته بود، سربازی که برای پناه گرفتن می‌دوید، سالینجر را دید که زیر میزی خم شده و با شتابی دیوانه‌وار - همچون خبرنگاری که برای رساندن خبر تلاش می‌کند - مشغول تایپ کردن بود.

این سرباز جوان نویسنده که امروزه در سطح جهانی با نام مستعار ادبی‌اش، «جی. دی. سالینجر»، شناخته می‌شود، بسیاری از هولناک‌ترین وقایع جنگ را از سر گذراند. او در عملیات پیاده‌شدن نیروها در سواحل نرماندی شرکت کرد، در «نبرد بولج» جنگید و در آزادسازی «کائوفرینگ» که یکی از اردوگاه‌های فرعی بازداشتگاه «داخائو» بود، نقش داشت. او پیش‌نویس‌های اولیه‌ آثارش را همراه خود می‌برد؛ نوشته‌هایی که آغشته به عرق تنش و بازتاب‌دهنده‌ واکنش‌های غریزی و بی‌پرده‌اش نسبت به وقایع جنگ بود. این تأملات و نوشته‌ها بعدها صیقل یافتند و به نخستین متون آمریکایی بدل شدند که بی‌پروا تصویر مقدس‌مابانه‌ی سرباز آمریکایی و افسانه‌های زیبا و فریبنده درباره‌ جنگ را به چالش می‌کشیدند. کلمات سلینجر همچنین با قدرتی تمام، آن الگوی اغواگر و مسحورکننده‌ مردانگی آمریکایی را که در گذشته، حال و آینده موتور محرک اصلی جذب نیرو برای ارتش ایالات متحده بوده و هست، در هم می‌شکست.

داستان‌های تاثیرگذار سالینجر به‌سرعت او را به یکی از رساترین و موفق‌ترین صداهای «نسل خاموش» (Silent Generation) بدل کرد. سالینجر نیز همچون بسیاری دیگر، با آسیب‌های روانی عمیقی از جنگ بازگشت. او تجربیات دوران جنگ خود را تمام‌وکمال در قالب داستان‌نویسی واکاوی می‌کرد. او به‌ندرت درباره‌ سوابق خدمت نظامی‌اش سخن می‌گفت یا می‌نوشت، هرچند تصاویر همان لحظات نادر که با صراحت و صداقت بیان می‌شد، تکان‌دهنده و دلهره‌آور بود. او یک بار خطاب به دخترش گفته بود: «بوی گوشت در حال سوختن، هرگز به‌طور کامل از مشامت پاک نمی‌شود؛ مهم نیست چقدر عمر کنی.»

افکار و نظریات او درباره جنگ جهانی دوم اغلب در لایه‌های داستانی مربوط به زندگی داخلی پنهان می‌شد یا در مکان‌های نظامی دور از خط مقدم جریان داشت. سالینجر تنها یک بار درباره درگیری مستقیم و فعال نوشت؛ در داستان کوتاهی منتشرنشده به نام «سنگر جادویی» (The Magic Foxhole) که شرحی درباره از دست رفتن اعضای بدن و سلامت روان برخی از «سربازان جوان» آمریکایی در جریان بمباران نرماندی است. این داستانی هولناک، به‌ویژه برای آن دوران است و همچون احساسات عذاب‌آلود خود سالینجر درباره «عذاب وجدان بازماندگان» جلوه می‌کند. شاید سالینجر با نوشتن این داستان می‌کوشید، دریابد که آیا جان سالم به در بردن حیرت‌انگیزش از مهلک‌ترین صحنه‌های نبرد، صرفا ناشی از شانس محض بوده یا مداخله‌ای الهی در کار بوده است.

داستان «سنگر جادویی» با نمادی تاثیرگذار از ماهیت دردآور جنگ آغاز می‌شود: کشیشی نظامی که در میان غرش انفجار گلوله‌ها، سراسیمه و چهار دست‌ و پا به دنبال عینکش می‌گردد. سپس با سرباز جوانی به نام «گاردنر» آشنا می‌شویم که به‌ طرز معجزه‌آسایی خود را به سنگرهایی می‌رساند که از بمباران در امان مانده‌اند. گاردنر از نظر جسمی آسیبی نمی‌بیند، اما روانش در حال فروپاشی است. در مقطعی، او دچار توهم می‌شود و مرد دیگری را با کلاه‌خودی عجیب درحال پیشگویی در سنگر خود می‌بیند؛ کسی که گمان می‌کند، پسر هنوز متولد نشده‌اش، «ارل» است.

اگرچه گاردنر «ظاهری دیوانه‌وار» داشت اما سالینجر تصریح می‌کند که او «مجنون» نبود. بلکه به تعبیر نویسنده، گاردنر دچار نوعی «فرسودگی ناشی از نبرد» شده بود؛ حالتی که «در آن آدم شبیه مرده‌ها به نظر می‌رسد، یا شروع می‌کند به فریاد زدن و گفتن این حرف به همه که ای کاش غیرنظامی بود و نه عضوی از این ارتش لعنتی.» در اواخر داستان، گاردنر تصمیم می‌گیرد پسر خیالی‌اش را بکشد تا او را از رنج‌های جنگ مصون نگه دارد، اما وقتی می‌بیند پسرش مشتاق است که به سربازی شریف بدل شود، از تصمیم خود منصرف می‌شود. گاردنر با لحنی سرد توضیح می‌دهد: «می‌خواستم به او شلیک کنم، اما گفت که می‌خواهد اینجا باشد.»

بخش عمده‌ای از نوشته‌های دیگر سالینجر در طول جنگ، از طریق الگوی کم‌مایه و تخیلی از روی خودش به نام هولدن کالفیلد، هدایت می‌شد. هولدن شوخ‌طبع، بدبین و بسیار ترش‌رو است؛ یک ملحد که خود را بی‌رحم توصیف می‌کند و بی‌رحمانه به جنگ و نهادهای وابسته به آن حمله می‌کند.

پس از آتش‌بس، سالینجر به خانه‌اش در کنتیکت بازگشت؛ جایی که قطعات خود را به رمانی کاملا منسجم با عنوان «ناتور دشت» تبدیل کرد که امسال ۷۵ ساله می‌شود. این رمان، هولدن را در یک مدرسه خصوصی در خارج از فیلادلفیا به نام «پنسی پرپ» قرار داد که جایگزینی برای مدرسه واقعی سالینجر بود: آکادمی نظامی ولی فورج. سالینجر اولین بار در سال ۱۹۳۴ پس از اخراج از مدرسه مقدماتی منهتن مک‌برنی، در سنترال پارک وست به «فورج»، آن‌طور که افراد داخلی آن را می‌نامند، وارد شد. او ۱۵ ساله بود.

فورج به اشخاصی که «سیب‌های گندیده» می‌نامیدند، خدمات ارائه می‌داد و می‌توانست بسیار تنبیه‌کننده باشد. کمی قبل از اینکه سالینجر نام‌نویسی کند، یک دانشجوی دانشکده افسری در شرایط مشکوکی از پنجره دانشکده سقوط کرد و جان باخت. سالینجر مانند بسیاری از دانشجویان دانشکده افسری، در مورد آن مکان دچار تناقض بود. او شعری احساسی در سالنامه کلاس خود نوشت که هنوز در گردهمایی‌های مدرسه خوانده و در مکاتبات شخصی علاقه عمیق او نسبت به دانشجویانی که تجربه او را به اشتراک گذاشته بودند، نشان داده می‌شود. با این وجود، نویسنده «ناتور دشت» همچنین ناامیدی‌های شدید خود را در مورد مدرسه در رمان خود بیان کرده است. در حالی که گروه «زندگی پسر»، ارگان داخلی پیشاهنگان پسر، دکان آهنگری را به‌عنوان دژ رهبری نظامی تبلیغ می‌کرد، سالینجر آن را پناهگاهی برای پسران گمشده می‌دانست. هولدن در صفحه اول می‌گوید: «آنها در پنسی هیچ کاری بیشتر از هر مدرسه دیگری انجام نمی‌دهند؛ من هیچ کس را در آنجا نمی‌شناختم که فکری باز داشته باشد. شاید یک یا دو پسر. اگر همین هم بوده تعداد زیادی بوده است و احتمالا آنها از این طریق به پنسی آمده بودند.»

در روایت سالینجر، پنسی گرفتار جمعیتی از جوانان مشکل‌دار، معلمان فاسد و بچه‌های پولدار لوس است، ترکیبی که اغلب باعث سوءاستفاده می‌شد. خود آهنگری دقیقا در حال تبدیل شدن به همین بود، نوعی جهش‌یافته از نخبه‌پرورترین آکادمی نظامی آمریکا - وست پوینت - که بر روی یک بدنه‌ آموزشی بسیار جوان‌تر کار می‌کرد. مدرسه در آن زمان برنامه‌ درسی منسجم و فوق‌برنامه‌های قوی داشت؛ از جمله یک گروه موسیقی در سطح جهانی که برای مقامات به اجرای کنسرت می‌پرداختند که شامل رئیس جمهور وقت - ریچارد نیکسون - نیز می‌شد. اما به لطف گروه بزرگی از دانشجویان سرکش از هر سن و پیشینه‌ای، محیطی پویا و خونسرد نیز وجود داشت. این گروه برای مدتی شامل شاه سیمئون، پادشاه تبعیدی بلغارستان نیز می‌شد. سیمئون در حالی که یک روز در پاییز ۱۹۵۸ چکمه‌هایش را واکس می‌زد، به یک خبرنگار محلی عطش خود را برای بازپس‌گیری قدرت در خارج از کشور اعلام کرد. او با غرولند گفت: «من برای تاج و تخت به دنیا آمده‌ام و هرگز از سلطنت کناره‌گیری نکرده‌ام و هیچ برگه‌ای را برای واگذاری سلطنت امضا نکرده‌ام.»

در حالی که خدمت سربازی بعدی در فورج، مانند اکثر مدارس نظامی دیگر از این نوع، اجباری نبود، با این وجود میزبان یک برنامه قوی و داوطلبانه برای استخدام افسران، به علاوه یک خط لوله جذب نیرو به آکادمی‌های خدمت بود. در عوض، مدارسی مانند فورج، یک الگوی نظامی جدید را به‌وجود آوردند که پیروان آن اغلب ممتاز، بی‌ادب و آسیب‌دیده بودند؛ درست مانند هولدن کالفیلد.

هولدن مشتاقانه علیه پنسی پرپ شورش می‌کند، اخراج می‌شود و به نیویورک سیتی فرار می‌کند، جایی با رذایل و خطرات خاص خود، اما بدون آن نوع تبلیغات و تظاهری که جنبه تاریک مدرسه را پنهان می‌کند. هولدن مانند اکثر پسران مدرسه نظامی خصوصی، جوان است. در ۱۶ سالگی، او با لحنی تسلیم‌شده مانند یک جانباز خسته از جنگ صحبت می‌کند. او با انرژی جنسی فروخورده، عادت بد سیگار و دیدگاهی تاریک از جهان دست‌وپنجه نرم می‌کند. دیوید شیلدز و شین سالرنو در زندگینامه‌ خود با عنوان «سالینجر» که در سال ۲۰۱۳ منتشر شد، اظهار می‌کنند که «کچر» عمیقا از تجربیات سالینجر در خطوط مقدم آگاه بوده است. آن‌ها گزارش می‌دهند که او در دوران خدمتش به عنوان مامور اطلاعات ارتش، برای درمان بیماری روانی در بیمارستان بستری شده بود و در آنجا، از جمله موارد دیگر، بازجویی‌های سختی را متحمل می‌شد.

او از این تجربه با این باور بیرون آمد که «دیگر نمی‌توانست به آن آرمان‌های قهرمانانه و والایی که دوست داریم، تصور کنیم نهادهای فرهنگی‌مان (آمریکا) پاسدار آن‌ها هستند، اعتقاد داشته باشد.» در اینجا شاهد دیدگاه‌های تند و تلخ سالینجر درباره جنگ جهانی دوم در همان بخش‌های آغازین رمان «ناتور دشت» (Catcher) هستیم؛ آنجا که هولدن جزئیاتی از دوران خدمت برادرش، «دی.بی.»، را بازگو می‌کند. دی.بی. به هولدن می‌گوید که ارتش ایالات متحده «عملا به اندازه نازی‌ها پر از آدم‌های پست و عوضی است.» دی.بی. در دوران مرخصی‌اش بسیار افسرده و دلسرد بود. هولدن تعریف می‌کند: «تقریبا تمام وقتش را روی تخت دراز می‌کشید. حتی به‌ندرت به اتاق نشیمن می‌آمد.» این توصیف شباهت عجیبی به وضعیت روحی خود سالینجر در دوران خدمت نظامی دارد؛ به‌ویژه در روزی که قاعدتا باید سرشار از شور و شعف می‌بود. در ۸ مه ۱۹۴۵، زمانی که ارتش آلمان سرانجام تسلیم شد، سالینجر روز را در اروپا به تنهایی سپری کرد؛ او روی تخت‌خوابی صحرایی دراز کشیده بود و در حالی که تپانچه کالیبر ۴۵ خود را در دست داشت، به شلیک کردن به کف دستش فکر می‌کرد.

رمان «ناتور دشت» پس از انتشار در سال ۱۹۵۱، به‌سرعت به یکی از کتاب‌های پرممیزی (سانسورشده) در آمریکا بدل شد.

اگرچه تا اواسط دهه ۱۹۵۰ تب‌​​وتاب پسران آمریکایی برای کسب اعتبار از طریق خدمت نظامی رو به فروکش بود، اما همه آن‌ها به سلامت از این دوران عبور نکردند. ارنست همینگوی نماد ادبی آن نسل از سربازان سنتی بود؛ کسی که همچون بسیاری از مردان هم‌نسل خود، از همان دوران کودکی سرنوشتش با خدمت نظامی گره خورده بود. همینگوی در سال‌های آغازین قرن بیستم و در دوران کودکی، با استدلالی ساده می‌پنداشت که جنگ، کاری است که «مردان همواره انجام می‌داده‌اند.» تصورات رویاپردازانه او درباره خدمت نظامی، همچون بینایی‌اش، مبهم و تار بود. پس از آنکه ارتش در هجده‌سالگی به دلیل ضعف بینایی، همینگوی را نپذیرفت، او به‌عنوان راننده آمبولانس به صلیب سرخ پیوست و در جریان جنگ جهانی اول در خطوط مقدم جبهه در ایتالیا فعالیت کرد، تا اینکه در حوادثی پیاپی بر اثر آتش خمپاره و مسلسل مجروح شد.

همینگوی بعدها مسیر دیگری برای حضور در میدان نبرد یافت: فعالیت به‌عنوان خبرنگار. در اوت ۱۹۴۴، او در حین پوشش خبری وقایع جنگ جهانی دوم، برای کمک به آزادسازی پاریس سلاح به دست گرفت. کمی بعد، با سالینجر دیدار کرد؛ مشخصا در بار هتل «ریتز»، جایی که سالینجر از روز آزادسازی، بخش عمده‌ وقت خود را در آنجا می‌گذراند، محفل‌داری می‌کرد و نوشیدنی می‌نوشید. همینگوی از داستان‌های کوتاه سالینجر که در آن زمان گروهبان‌یکم ۲۵ ساله‌ای بود، تمجید کرد و آن دو ساعت‌ها با یکدیگر به گفت‌وگو پرداختند. همینگوی بعدها در نامه‌ای به سالینجر نوشت: «گوش فوق‌العاده‌ای داری؛ با لطافت و عشق می‌نویسی، بی‌آنکه [نوشته‌ات] آبکی و لوس شود.»

سالینجر در همینگوی، خدای نویسندگی و روحیه‌ای خویشاوند می‌دید. با این حال، گاهی اوقات از مردانگی بی‌رحمانه‌ همینگوی، که به‌نظر سالینجر اغلب شامل پنهان کردن حقیقت کامل وجود یک سرباز بود، خشمگین می‌شد. در رمان «ناتور دشت» هولدن «وداع با اسلحه» همینگوی را به عنوان یک «کتاب ساختگی» مسخره می‌کند. خود سالینجر نیز یک فیلم جنگی تماشا می‌کند که احساسات‌گرایی‌اش تقریبا او را به حالت تهوع می‌اندازد. سالینجر یک بار به دوستی گفته بود که نسبت به بیش‌ارزش‌گذاری همینگوی از شجاعت فیزیکی محض که معمولا «شهامت» نامیده می‌شود، به‌عنوان یک فضیلت احساس منفی دارد، پیش از آنکه اعتراف کند «من خودم [شهامت] کمی دارم. 

در زیر پوست پرحرفی همینگوی، دردی پنهان و ضعیف نهفته بود. آثار او با تنش پیرامون رابطه‌ نیروبخش و اغلب خودویرانگر بین مرد آمریکایی و نظامی‌گری شکل گرفته است. این تعامل در هیچ کجا به اندازه‌ «خورشید همچنان طلوع می‌کند»، کتابی درباره‌ یک قهرمان جنگ که زخم‌هایش او را از نظر جنسی ناتوان کرده است، آشکار نیست. با وجود تفاوت‌های بین این دو نویسنده، سالینجر با روحیه‌ای تازه از هتل «ریتز» بیرون آمد تا بنویسد. او همچنین از رفتار نرم همینگوی در حضورش شگفت‌زده و تا حدودی آرام شد. همینگوی به وضوح حقیقت را در تز مهم سالینجر دید: اینکه در میان بسیاری از چیزهایی که جنگ نابود کرده، بخش‌های مهمی از خود، مانند معصومیت کودکی، آرامش درونی و خوش‌بینی، وجود دارد. در حالی که همینگوی هرگز علنا درباره «ناتور دشت» اظهار نظر نکرد، گفته می‌شود که یک نسخه از رمان را که توسط سالینجر شخصی‌سازی شده بود، در خانه‌ محبوبش در هاوانا نگهداری می‌کرد. سالینجر در نامه‌ای منتشر نشده در سال ۱۹۹۵ به یکی از همکلاسی‌های سابقش در دانشکده نظامی فورج، از شعر سه‌بیتی شاد و پرانرژی که درست قبل از فارغ‌التحصیلی سروده بود و پس از شهرت نویسنده در کلیسای مدرسه به نمایش گذاشته شد، ابراز پشیمانی کرد. بخشی از آن چنین است:

در این آخرین روز اشک‌هایت را پنهان مکن

غم تو شرم‌آور نیست؛

دیگر در میان خطوط خاکستری قدم نزن؛

دیگر بازی نکن.

چهار سال به شادی گذشت -

آیا آن دوران گذشته عزیز می‌ماند؟

پس اکنون،

این روزهای زودگذر را گرامی بدار،

تا زمانی که اینجا هستی، اندک روزهایی که می‌گذرند.

سالینجر که در آن زمان ۷۶ سال داشت، گویی احساس می‌کرد ارزیابی‌اش از مدرسه سابق خود بیش از حد اغراق‌آمیز و شیرین‌کارانه بوده است. او خطاب به دوستش نوشت: «سال‌هاست که قصد دارم سری به آنجا بزنم و یا آن نمایشگاه را برچینم و یا دست‌کم، پایین‌تر از آن دیوارنوشته‌ای‌ رکیک اضافه کنم.» سالینجر همچنین به یاد «مجموعه جالبی از آدم‌های ناسازگار» می‌افتاد که در «فورج» (مدرسه نظامی) با آن‌ها دوست شده بود و خاطرات تلخ و شیرینی که با هم داشتند.

با این حال، ترک مدرسه نظامی بود که بیشترین لذت را نصیب سالینجر کرد؛ او نوشت: «اگرچه [فورج] در مجموع برای من شوخی بسیار بدی بود و تظاهرها و ژست‌هایش به‌شکلی جبران‌ناپذیر پوچ و حقیرانه به نظر می‌رسید، اما با خود می‌اندیشم که آیا هرگز دوباره آن‌قدر احساس آزادی و رهایی لذت‌بخش داشتم که در آن پیاده‌روی دلپذیر به سمت شهر «وین» و آن غذاخوری، در یک روز یکشنبه و پس از دریافت مجوز خروج، تجربه کردم؟»

در نوشته‌ای دیگر که هنوز منتشر نشده و پسرش «مت» آن را به اشتراک گذاشته است، سالینجر از «نقص عمیقی» سخن می‌گوید که از همان سنین پایین در آمریکایی‌ها شکل می‌گیرد. او این پدیده را «احترام ناسالم به اقتدار صرفا اسمی» می‌نامید. سالینجر درباره تجربه شخصی خود نوشت: «این شرطی‌سازی در دوران کودکی و جوانی‌ام، متغیر اما بی‌وقفه ادامه داشت: اقتدار مطلق والدینم (که آدم‌های ناآگاهی بودند)، اقتدار مطلق تقریبا تمام معلمان مدارس ابتدایی در دهه‌های بیست و سی (که بیشترشان — یا بسیاری‌شان — عاشق قدرت و پیردخترهایی عبوس و تلخ‌خو بودند، البته با استثناهایی نادر) و سپس در مراحل بعد، مدرسه نظامی و اقتدار بی‌رحمانه و قدرت مطلق کادر آموزشی، افسران دانشجو و درجه‌داران (که در مجموع، گروهی به همان وحشتناکی بودند که ذهن آدمی می‌تواند تصور کند).»

روی دیگر این تصویر تیره‌وتار سالینجر، کودکی‌ای سرشار از آزادی بیان و رشد طبیعی است؛ دورانی که زیر بار سنگین قدرت، قوانین و انضباط تحمیل ‌شده از سوی بزرگسالان دل‌زده از دنیا و شیفتگان قدرت، قرار نداشت.

انتهای پیام







چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۵ - 19 August 2026
ورود صاحبان سالن‌های زیبایی به عرصه تئاتر/ شاخ‌های مجازی اینستاگرامی روی صحنه آمده‌اند
سایت عصرایران

ورود صاحبان سالن‌های زیبایی به عرصه تئاتر/ شاخ‌های مجازی اینستاگرامی روی صحنه آمده‌اند

منوچهری خاطرنشان کرد: یادم هست سالن تئاتری که صاحبش سبزی فروش بود و در میدان میوه و تره‌بار کار می‌کرد یکبار از من خواست به عنوان مشاور به او کمک کنم؛ او اصل...
سایت خبرفوری

داستان عجیب کشف جسد بی سر یک دختر در دماوند

«ادب» میراثی فراتر از یک نام
روزنامه آرمان امروز

«ادب» میراثی فراتر از یک نام

فردین کمانگر آرمان امروز : هر سال با نزدیک شدن به سالروز درگذشت مهندس بهاءالدین ادب، بار دیگر نام او در فضای سیاسی، اجتماعی و رسانه‌ای کردستان زنده می‌شود؛ پیام‌های تسلیت و یادبود منتشر می‌شود و بسیاری از چهره‌های سیاسی و اجتماعی از او به نیکی یاد می‌کنند. این اتفاق، اگرچه نشانه ماندگاری نام یک [ ]
‌جایزه‌ای برای آنهایی که معلمی را زندگی می‌کنند
سایت جوان آنلاین

‌جایزه‌ای برای آنهایی که معلمی را زندگی می‌کنند

‌محمد رضایی: ۶۰ هزار معلم در فرآیند «جایزه معلم» نامزد شده‌اند و مردم نیز ۲۰۰ هزار معرفی از معلمان اثرگذار داشته‌اند
         
‌عادی‌شدن قانون‌شکنی در خیابان‌های پایتخت
سایت جوان آنلاین

‌عادی‌شدن قانون‌شکنی در خیابان‌های پایتخت

تهران مدت‌هاست با پدیده‌ای فراتر از چند تخلف پراکنده رانندگی روبه‌رو است؛ بی‌توجهی به قانون راهنمایی و رانندگی در بخش‌هایی از شهر به رفتاری عادی تبدیل شده است
سایت جوان آنلاین

‌متهم: آن‌قدر مست بودم که نمی‌دانم چه شد!

با این طرح، مراجعه به سفارتخانه‌ها ممنوع می‌شود!
سایت برترینها

با این طرح، مراجعه به سفارتخانه‌ها ممنوع می‌شود!

روزنامه اعتماد در گفتگو با محسن برهانی حقوقدان، طرح جدید مجلس با عنوان «مقابله با نفوذ سرویس‌های اطلاعاتی، دولت‌ها و نهادهای بیگانه» را بررسی کرده است.
آدرس «بی‌اعتمادی» اشتباهی داده شد!
سایت جوان آنلاین

آدرس «بی‌اعتمادی» اشتباهی داده شد!

مردم ایران- و بلکه جهان- روزنامه نمی‌خرند ولی روزنامه می‌خوانند، زیرا روزنامه‌نگاران اصلی که در سکو‌ها تولید محتوا می‌کنند همچنان یک پای‌شان در روزنامه است!...
روایت حبیب‌الله؛ مرثیه‌ای بی‌پایان برای عدالت گمشده
روزنامه توسعه ایرانی

روایت حبیب‌الله؛ مرثیه‌ای بی‌پایان برای عدالت گمشده

سال ها کار کردن، در بدترین شرایط و عرق ریختن و استخوان خرد کردن، برای آنکه نان آور آبرومند خانواده ات باشی، همگی به این امید است که روزی در
روایتی متفاوت از ریشه‌های «تعلیق و اخراج» در دانشگاه
روزنامه توسعه ایرانی

روایتی متفاوت از ریشه‌های «تعلیق و اخراج» در دانشگاه

طهمورث گیلانی در حالی که فضای عمومی کشور همچنان تحت تأثیر وقایع سیاسی و اقتصادی ماه های اخیر قرار دارد، نهاد دانشگاه بار دیگر به کانون اصلی تنش ها
سه شهر تشنه، یک خطای مشترک
روزنامه شرق

سه شهر تشنه، یک خطای مشترک

بزرگ‌ترین مصرف‌کننده آب دشت نیز کشاورزی است. براساس ارقام ارائه‌شده در نشست ۵۴.۹ درصد آب دشت مشهد در این بخش مصرف می‌شود؛ حدود ۴۸۷.۵ میلیون مترمکعب در سال. در مقابل حدود ۹۲۳ هزار تن محصول زراعی تولید می‌شود و بهره‌وری آب نزدیک به ۱.۷ کیلوگرم محصول به ازای هر مترمکعب است.
سایت عصرایران

حریق مرموز در قلب گرگان؛ از سیم‌کشی فرسوده تا شایعات داغ / گرگان چه چیزی را از دست داد؟

سایت تابناک

جزئیات جنایت مقابل مترو: متلک به زن و قتل شوهر

جاسوس کشف شده مهمتر از جاسوس پنهان/ زمانی که صداها خاموش شود دیگر خیلی دیر شده/ نشانه های پوسیدگی و اضمحلال سازمان
سایت خبرآنلاین

جاسوس کشف شده مهمتر از جاسوس پنهان/ زمانی که صداها خاموش شود دیگر خیلی دیر شده/ نشانه های پوسیدگی و اضمحلال سازمان

ناپلئون شمشیر داشت، فوشه گوش داشت. ناپلئون فرمان می‌داد، فوشه نجوا جمع می‌کرد. و در بسیاری از مواقع، این نجواها از توپخانه مهم‌تر بودند. فوشه خوب می‌دانست که بهترین جاسوس، آن کسی نیست که پنهان باشد؛ آن کسی است که در هیأت دوست، همکار، محرم و همراه ظاهر شود. اما درس بزرگ‌تر فوشه فقط ساختن شبکه‌ی خبرچینی …
پاسخ قوچانی به نقد مهدوی و واکاوی متناقض‌نماهای جریان سروشیه/ استبداد صوفیانه یا اصلاح‌گری دینی؟ /قوچانی «سروشیه» را فرقه‌ای منزوی و متناقض می داند
سایت خبرآنلاین

پاسخ قوچانی به نقد مهدوی و واکاوی متناقض‌نماهای جریان سروشیه/ استبداد صوفیانه یا اصلاح‌گری دینی؟ /قوچانی «سروشیه» را فرقه‌ای …

چه کسی گفته است مقاله نوشتن هیاهوست و بیانیه صادر کردن فروتنی؟ هیاهو و محکمه، مصاحبه‌ی سروش است که یک جا در یک مصاحبه به حساب رضا داوری و احمد فردید و محسن کدیور و آرش نراقی و دکتر وحید دستجردی و … رسیده است و در پوستین خلق افتاده و به منکرات و مسکرات فردید پرداخته است و یکی را (ولو نابخرد) ملعون خوانده …
چرا در طوفان‌ها، جوان‌ها زودتر غرق می‌شوند؟
سایت خبرآنلاین

چرا در طوفان‌ها، جوان‌ها زودتر غرق می‌شوند؟

فردا که زیردریایی‌های تغییر، کشتی کسب‌وکار ما را هدف گرفتند، این آپدیت‌های نرم‌افزاری نیستند که ما را نجات می‌دهند؛ این سرسختی روانی آدم‌هاست. در طوفان، آن‌که تکنیک می‌داند شاید خیلی خوب شنا کند و دست‌وپا بزند؛ اما آن‌که دریا را می‌شناسد، کشتی را به ساحل می‌رساند.
خبرگزاری ایلنا

کودک ۸ ساله بیمار را در مرکز نگهداری کتک زدند/دوربین‌ها خاموش شدند

مقاله قوچانی علیه سروش فاقد اعتبار علمی است / نازنینی تو ولی در حد خویش / الله الله پا منه از حد بیش
سایت خبرآنلاین

مقاله قوچانی علیه سروش فاقد اعتبار علمی است / نازنینی تو ولی در حد خویش / الله الله پا منه از حد بیش

روش به‌کاررفته در این مقاله عقیم است و نتایج آن فاقد اعتبار علمی است۰ زیرا به‌لحاظ منطقی گرفتار مغالطه کنه و وجه شده؛ به‌لحاظ عقلانی از قانون تناسب حکم و سند پیروی نکرده؛ به‌لحاظ اخلاقی جنبه‌های بسیار روشن شخصیت منتقد را کاملا نادیده گرفته و به‌لحاظ حقوقی مجرم را (به زعم قوچانی) در حد جرمش تقلیل داده …
سایت خبرآنلاین

ببینید | روایتی از نجات معجزه آسای جان کودک قمی با سرعت عمل کارشناس اورژانس

خبرگزاری همشهری‌آنلاین

لحظه تکان‌دهنده انفجارهای پی‌درپی در خیابان شریعتی تهران ناشی از بمباران؛ ویدئوی تازه از «جنگ رمضان»

پاییز پربارش و خطر سیلاب، سوغات ال‌نینو برای ایران است
روزنامه هفت صبح

پاییز پربارش و خطر سیلاب، سوغات ال‌نینو برای ایران است

اغلب مدل‌های عددی بارش‌های قوی برای پاییز و زمستان آینده، پیش‌بینی می‌کنند
سایت هم میهن

عجیب‌ترین اعتیاد دنیا: اشتیاق شدید یک دختر به نوشیدن بنزین

سایت تابناک

اعترافات خجسته، رپری که تازه معروف شده

تحلیل داده از موج توئیتری مرتبط با قتل حمیدرضا رجب‌زاده/ از تسویه‌حساب امنیتی تا پرونده جنایی: افکار عمومی چگونه ماجرای قتل مداح تهرانی را روایت کرد؟
سایت جماران

تحلیل داده از موج توئیتری مرتبط با قتل حمیدرضا رجب‌زاده/ از تسویه‌حساب امنیتی تا پرونده جنایی: افکار عمومی چگونه ماجرای قتل …

تحلیل داده‌محور موج توئیتری قتل حمیدرضا رجب‌زاده نشان می‌دهد که شبکه‌های اجتماعی در ایران همچنان بستری فعال برای شکل‌گیری و رقابت روایت‌های متفاوت درباره رویدادهای بحرانی هستند. این پرونده، با وجود ماهیت جنایی و خشونت‌بار خود، به‌سرعت در معرض تفسیرهای سیاسی و اجتماعی متفاوت قرار گرفت و هر یک از طیف‌های …
روزنامه هفت صبح

انتقام اسیدی مرد قهوه‌چی از همکاران همسرش

روزنامه هفت صبح

ال‌نینو باران می‌آورد؛ سیلاب در کمین ایران

جنگلبانان با جیب خالی به مراسم روز ملی جنگلبان آمدند
روزنامه هفت صبح

جنگلبانان با جیب خالی به مراسم روز ملی جنگلبان آمدند

جنگلبانان با حقوق حداقلی و مشکلات معیشتی، همچنان مسئول حفاظت از میلیون‌ها هکتار عرصه طبیعی کشور هستند
فرمولی برای حذف تبانی و حقوق‌های صوری
روزنامه هفت صبح

فرمولی برای حذف تبانی و حقوق‌های صوری

حقوق بازنشستگان آینده چگونه محاسبه خواهد شد؟ بررسی جزئیات پیشنهاد تامین اجتماعی برای محاسبه مستمری در گفت‌وگو با کارشناسان
ماتقدم و ماتأخر و قضاوت مردم؛ تلنگر جدی به متعرضان به تأمین‌اجتماعی
سایت عصر خبر

ماتقدم و ماتأخر و قضاوت مردم؛ تلنگر جدی به متعرضان به تأمین‌اجتماعی

مهین داوری، روزنامه‌نگار
دردسرهای بیلبورهای تبلیغاتی شهر تهران / از آسیب به زبان فارسی تا خطر تصادف
سایت اعتماد آنلاین

دردسرهای بیلبورهای تبلیغاتی شهر تهران / از آسیب به زبان فارسی تا خطر تصادف

بسیاری از این بیلبوردها در بزرگراه‌ها، تقاطع‌ها و معابر پرتردد نصب می‌شوند؛ جایی که رانندگان باید در کسری از ثانیه پیام را دریافت کنند. نوشتن کلمات به صورت تکه‌تکه یا با حروف جدا از هم مستلزم صرف زمان و تمرکز ذهنی بیشتری است. راننده‌ای که با سرعت مجاز در حال حرکت است ناخودآگاه برای فهم متن از هم گسیخته …
سایت فرارو

توقف آسفالت کشی رودخانه الیگودرز

سایت فرارو

اعتراض دانشجویان دانشگاه آزاد به برگزاری حضوری امتحانات ترم تابستان / ۳۰ هزار امضا برای یک مطالبه

سایت فرارو

تصاویر؛ بازسازی صحنه قتل قهرمان کراسفیت

خبرگزاری ایسنا

ویدیو/ درختان شهرک صدرا قربانی اختلاف میان دو نهاد

سایت خبرآنلاین

ببینید | پایان شرارت دو اوباش قمه‌کش در تهران با شلیک پلیس

نسل Z؛ بی‌آرمان یا وارث آرمان زندگی؟
سایت خبرآنلاین

نسل Z؛ بی‌آرمان یا وارث آرمان زندگی؟

نسل Z و آلفا با همدلی برای درمان یک بچه‌گربه آسیب‌دیده نشان دادند شاید آرمان‌خواهی نسل جدید نه در شعار، بلکه در تلاش برای کاهش رنج موجودات و پاسداشت زندگی نمود پیدا می‌کند. (عکس تزئینی است.)
هزینه های پنهان انتقادکُشی - سایت خبری اقتصاد پویا
سایت اقتصاد پویا

هزینه های پنهان انتقادکُشی - سایت خبری اقتصاد پویا

حسین کریمی با این حال، وقتی فضای مدیریتی به‌جای پذیرش نقد به مقابله با منتقد عادت کند، پدیده‌ای شکل می‌گیرد که می‌توان از آن با عنوان «انتقادکشی» یاد کرد؛ یعنی به جای پاسخ دادن به پرسش و اصلاح خطا، تلاش می‌شود صدای منتقد خاموش شود.انتقادکشی لزوماً با برخورد مستقیم اتفاق نمی‌افتد. گاهی با برچسب زدن [ …
یک واژه مبهم می‌تواند برای هنرمند به پرونده کیفری تبدیل شود/ نقدی بر یک جرم انگاری هنری
سایت عصرایران

یک واژه مبهم می‌تواند برای هنرمند به پرونده کیفری تبدیل شود/ نقدی بر یک جرم انگاری هنری

او از همین زاویه ماده ۱۴ این طرح را قابل نقد جدی دانسته و نوشته است: «اصل مقابله با نفوذ و برخورد با فعالیت سازمان‌یافته سرویس‌های بیگانه کاملاً قابل دفاع اس...
سایت عصرایران

هشدار مهم به داوطلبان کنکور؛ موبایل و ساعت هوشمند می‌تواند محرومیت ۱۰ ساله داشته باشد

سایت خبرآنلاین

کاوه مدنی، جوان‌ترین برنده «نوبل آب» در سال ۲۰۲۶ شد

بحران زباله در شمال ایران؛ جان جنگل‌های هیرکانی در خطر است
سایت عصرایران

بحران زباله در شمال ایران؛ جان جنگل‌های هیرکانی در خطر است

دقیقاً چه فاجعه‌ای باید رخ دهد تا سیاستِ مسئولان عوض شود؟ چند رودخانۀ دیگر باید آلوده شود؟ چند هکتار جنگل باید از بین برود؟ چند روستا باید در بوی زباله و دود...
         
این وضعیت در صداوسیما دیگر قابل تحمل نیست/ حتی نمایندگان هم به جبلی پشت کردند!
سایت اطلاعات آنلاین

این وضعیت در صداوسیما دیگر قابل تحمل نیست/ حتی نمایندگان هم به جبلی پشت کردند!

همزمان با افزایش انتقادات از عملکرد صداوسیما و اظهارات جنجالی برخی مجریان افزایش یافته، خبرها از تلاش معاونت پارلمانی این سازمان برای جلب حمایت نمایندگان از پیمان جبلی، رئیس فعلی صداوسیما، حکایت دارد.
سایت اطلاعات آنلاین

کشف جسد دختر گمشده در ارتفاعات دماوند؛ پای مدیر بومگردی در میان است؟

هوای شمال هم دیگر سالم نیست
سایت سلامت نیوز

هوای شمال هم دیگر سالم نیست

آنچه استان‌های شمالی ایران یا استان‌های حاشیه جنوبی دریای کاسپین را از دیگر مناطق کشور متمایز می‌کند، افزون بر جغرافیا و چشم‌انداز متفاوت، هوای پاک آن‌ها بوده است. اهمیت این ویژگی در حوزه سلامت و بیماری‌های قلبی‌عروقی و ریوی نیز سابقه‌ای طولانی دارد. پیش از آنکه گردشگری سلامت و آسایش آب‌وهوایی مطرح شود، …
    
روزنامه پیام ما

جابه‌جایی ۱۰۰ کیلومتری هلیا

دو چهره‌ برای یک معلم؛ خسته‌ در ‌مدرسه، پرانرژی در کلاس خصوصی
روزنامه هفت صبح

دو چهره‌ برای یک معلم؛ خسته‌ در ‌مدرسه، پرانرژی در کلاس خصوصی

تعدادی از معلمان به دلیل مشکلات معیشتی، محتوای کامل‌تر و انرژی بیشتر خود را به کلاس‌های خصوصی و مجازی منتقل کرده‌اند
    
زندگی روی دور «اثر رژ لب» - همدلی
روزنامه همدلی

زندگی روی دور «اثر رژ لب» - همدلی

بهمن اکبری فعال رسانه ای شلوغی کافه‌ها در روزگاری که تورم، کاهش قدرت خرید و نااطمینانی اقتصادی بخش مهمی از زندگی مردم را تحت تأثیر قرار داده است، در نگاه نخست یک تناقض به نظر می‌رسد: اگر سفره‌ها کوچک‌تر شده‌اند، چرا کافه‌ها همچنان مشتری دارند؟ آیا این پدیده نشانه رفاه است یا واکنشی روانی [ ]
آیا کافه‌نشینی تهرانی‌ها، «بی‌دغدغگی» است؟ | تفریح یا فرار از زندگی روزمره | پشت پرده یک آمار عجیب
سایت خبرفوری

آیا کافه‌نشینی تهرانی‌ها، «بی‌دغدغگی» است؟ | تفریح یا فرار از زندگی روزمره | پشت پرده یک آمار عجیب

اظهارنظر اخیر استانداری تهران درباره اینکه «روزانه بیش از ۴۵۰ هزار نفر ساعت» از وقت جوانان پایتخت در کافه‌ها سپری می‌شود، در نگاه نخست آماری بزرگ و قابل توجه به نظر می‌رسد.
خبرگزاری ایسنا

پلمب واحدهای رمالی و دعانویسی در جنوب تهران/ دستگیری عامل نفوذی در پایتخت

سایت انتخاب

ببینید/ عجیب اما واقعی؛ رودخانه‌ای که در الیگودرز آسفالت شد

یک استان چندمسئله جمعیتی/چرا نسخه واحدجوانی جمعیت درتهران جواب نمی دهد
خبرگزاری مهر

یک استان چندمسئله جمعیتی/چرا نسخه واحدجوانی جمعیت درتهران جواب نمی دهد

تهران-مسئله جمعیت، دیگر صرفاً به توصیه برای فرزندآوری یا ارائه مشوق‌های مقطعی محدود نمی‌شود، در استانی مانند تهران که شهرستان‌های آن تفاوت‌های چشمگیری با یکدیگر دارند،این امر مشهودتر می شود.
 هشدار در خصوص کشت چوب به جای تولید مواد غذایی در جنوب کرمان
خبرگزاری مهر

 هشدار در خصوص کشت چوب به جای تولید مواد غذایی در جنوب کرمان

کرمان- جنوب کرمان با تولید ۵.۵ میلیون تن انواع محصولات کشاورزی قطب تولید مواد غذایی کشور است اما طی سال های اخیر زراعت چوب در حال جایگزین شدن با کشت محصولات استراتژیک است.
مدارای تهران با ساختمان‌های ناایمن؛ هشدارها روی کاغذ، جان مردم در خطر!
خبرگزاری مهر

مدارای تهران با ساختمان‌های ناایمن؛ هشدارها روی کاغذ، جان مردم در خطر!

تهران سال‌هاست با پدیده ساختمان‌های ناایمن دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ ساختمان‌هایی که بعضی از آنها بیمارستان‌اند، بعضی مرکز تجاری، برخی محل کار و تعدادی نیز محل زندگی مردم.
سایت خبرآنلاین

گزارش مردمی؛ قمه‌کشی در اتوبوس بی‌آرتی وحیدیه/ راننده زیر ضربات مشت و لگد

ناامنی اقتصادی علیه فرزندآوری - سایت خبری اقتصاد پویا
سایت اقتصاد پویا

ناامنی اقتصادی علیه فرزندآوری - سایت خبری اقتصاد پویا

دانیال امینی / آنچه می‌توان با اطمینان بیشتری درباره آن سخن گفت، اثر فشار اقتصادی بر تصمیم‌های باروری است. وقتی خانوار نسبت به تأمین هزینه‌های اولیه زندگی خود اطمینان ندارد، طبیعی است که فرزندآوری را با نگرانی بیشتری ارزیابی کند. در چنین شرایطی، بارداری ناخواسته یا بارداری‌ای که خانواده احساس می‌کند …
خرس‌های سبلان راه خانه آدم‌ها را  پیدا ‌ کردند
روزنامه هفت صبح

خرس‌های سبلان راه خانه آدم‌ها را پیدا ‌ کردند

کاهش منابع غذایی زیستگاه، برداشت بی‌رویه، پسماند، غذارسانی و توسعه انسانی، خرس‌های اردبیل را به مناطق مسکونی کشانده است
آوار جنگ بر سر بیمارستان مطهری؛ بیماران کجا منتقل شدند و چرا ۳ نفر جان باختند؟
سایت اقتصاد ۲۴

آوار جنگ بر سر بیمارستان مطهری؛ بیماران کجا منتقل شدند و چرا ۳ نفر جان باختند؟

مسئولان بیمارستان مطهری از آنچه در روزهای جنگ بر بیمارستان، بیماران و کادر درمان گذشت‌ گفتند
نسخه ۶۵ میلیاردی برای پسر مبتلا به ALS/ مادری که خانه اش را برای فروش گذاشته است
سایت خبرفوری

نسخه ۶۵ میلیاردی برای پسر مبتلا به ALS/ مادری که خانه اش را برای فروش گذاشته است

پسرش ۳۶ ساله است؛ سنی که هنوز برای بسیاری از آدم‌ها ابتدای سال‌های پرکار زندگی است، اما برای او بیماری، زندگی را به خانه و تخت و دستگاه تنفسی محدود کرده است. مادرش حالا به جای آنکه نگران کار و آینده پسرش باشد، هر روز با یک سؤال تازه از خواب بیدار می‌شود: دارویش را از کجا بیاورم؟
سایت فرارو

تصاویر؛ زندگی در گرمای ۵۰ درجه

تعطیلی مدارس؛ چالشی که باید جدی گرفته شود/ دغدغه رفع شکاف معیشتی معلمان
خبرگزاری ایسنا

تعطیلی مدارس؛ چالشی که باید جدی گرفته شود/ دغدغه رفع شکاف معیشتی معلمان

وزیر آموزش و پرورش از تداوم آموزش در شرایط جنگی، ساخت نزدیک به ۲۴۰۰ فضای آموزشی، ایجاد نزدیک به ۲۴ هزار کلاس درس، بهسازی بیش از ۱۵۰ هزار کلاس و افزایش ۲۰۰ درصدی بودجه دانشگاه فرهنگیان خبر داد و گفت: تعطیلی مدارس نباید به یک رویه تبدیل شود؛ چراکه خسارت واردشده به نظام تعلیم و تربیت از این ناحیه جبران‌ناپذیر …