مارگریت یورسنار، میشل بوتور، پل والری و ژان ژنه؛ چهار ادیبی هستند که اگرچه در فضاهای متفاوتی از ادبیات فرانسه درخشیدهاند، اما همگی در یک نقطه باهم تلاقی دارند: تأثیر عمیق موسیقی بر آفرینش کلام. کتاب «کوارتت فرانسوی» به گردآوری و ترجمه رضا رضایی، به جای تمرکز صرف بر زندگینامه این چهار نویسنده، در راستای ارائه تحلیلی تمام و کمال درخصوص ساختار و سبکشناسی آثارشان میکوشد.
نویسندهای با سابقه بزهکاری
آخرین فصل به ژان ژنه تعلق دارد که آن را آستین ادمند کوئیگلی نوشته است. کوئیگلی نوشته خود را با شرحی درباره بیوگرافی این شاعر، نمایشنامهنویس و رماننویس آغاز میکند، اینکه ژنه متولد دسامبر 1910 در پاریس بوده و محصول کار ادبیاش، تعداد زیادی شعر، چهار رمان و پنج نمایشنامه است، هرچند او بیشتر به خاطر نمایشنامههایش در یادها زنده مانده است.
کوئیگلی، مطالعه زندگی ژنه را اقدامی مؤثر در شناخت هر چه بیشتر و بررسی آثارش میداند. او زندگینامه مفصلی را که ژنه درباره خودش نوشته تا اندازهای آمیخته با خیال میداند و تأکید میکند ژنه طوری با رویدادهای زندگی خود روبهرو شده که گویی قصد رماننویسی داشته است! با آنکه امکان تمیز افسانه از حقیقت در زندگینامه ژنه به سبب قدرت قلم و تصویرسازیهای هنرمندانهاش وجود ندارد، اما آنچه دربارهاش اتفاق نظر وجود دارد آن است که ژنه مدت کوتاهی تحت مراقبت دولت بوده و بعد از آن خانوادهای دهقان، او را به سرپرستی قبول میکنند.
رفتارش در جوانی به گونهای بوده که او را به تأدیبخانهای نهچندان خوشنام میفرستند، مرکزی شهره به بیرحمی. او یک دهه از زندگیاش را در نابسامانی خانه به دوشی و دزدی سپری میکند و در حبس، شعری با عنوان «محکوم … …

































































