جنگ کنونی بین ایران، اسرائیل و ایالات متحده، خلیج فارس را از یک کریدور انرژی نسبتاً قابل پیشبینی به شبکهای از اهداف استراتژیک آسیبپذیر تبدیل کرده است. تهدید دیگر محدود به تنگه هرمز نیست؛ خطوط لوله، بنادر، نفتکشها و مسیرهای کشتیرانی جایگزین به بخشی از صحنه درگیری تبدیل شدهاند. نتیجه یک واقعیت تلخ است: هیچ مسیر کاملاً امنی برای خروج از بحران انرژی خاورمیانه وجود ندارد.
تنگه هرمز همچنان یک نقطه آسیبپذیر حیاتی است. پیش از درگیری فعلی، تقریباً 20 میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی روزانه از آن عبور میکرد که حدود یک چهارم تجارت دریایی نفت جهان را تشکیل میدهد. قطر و امارات متحده عربی نیز برای صادرات گاز طبیعی مایع خود به شدت به این تنگه متکی هستند.
وقتی مسیر جایگزین، هدف میشود
برای مدت طولانی، به نظر میرسید عربستان سعودی به دلیل در اختیار داشتن خط لوله نفت شرق-غرب، در موقعیت بهتری نسبت به سایر تولیدکنندگان خلیج فارس قرار دارد. این خط لوله که تقریباً ۱۲۰۰ کیلومتر امتداد دارد، نفت را از میادین شرقی پادشاهی به ینبع در دریای سرخ منتقل میکند و امکان صادرات را بدون عبور از تنگه هرمز فراهم میکند. با این حال، این مسیر جایگزین نیز مورد حمله قرار گرفته است.
عربستان سعودی پس از حملات پهپادی و آسیب دیدن تأسیسات مسیر این خط لوله، عملیات روی آن را موقتاً متوقف کرد. این خط لوله تقریباً ۴ تا ۵ میلیون بشکه در روز نفت منتقل میکرد که حدود ۴ تا ۵ درصد از عرضه جهانی نفت را تشکیل میداد.
اهمیت این موضوع در این واقعیت نهفته است که این خط لوله در ابتدا برای کاهش وابستگی عربستان سعودی به تنگه هرمز طراحی شده بود. با این حال، وقتی هرمز به یک تهدید تبدیل شد، مسیر جایگزین خود را مورد حمله قرار داد.
این مساله اساس محاسبه را تغییر میدهد. یک کشور ممکن است مسیر جایگزینی روی نقشه داشته باشد، اما اگر جنگ بتواند به آن برسد، ارزش استراتژیک آن کاهش مییابد.
…



































































































































































