اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که بدانیم در دهههای آینده، بخش بزرگی از جمعیت جهان در شهرها زندگی خواهند کرد. بنابراین کیفیت هوای شهری مستقیماً با کیفیت زندگی انسانها گره خورده است. شهرها سهم بزرگی در مصرف منابع طبیعی و انتشار آلایندهها دارند و در عین حال، شکل توسعه شهری نیز بر شدت آلودگی اثر میگذارد. یکی از مواردی که در سالهای اخیر مورد توجه برنامهریزان قرار گرفته، نقش فضای سبز در ایجاد تعادل محیطی در شهرهاست. فضای سبز تنها یک عنصر زیباییبخش نیست، بلکه میتواند مانند ریههای شهر عمل کند و در کاهش بخشی از آلایندهها مؤثر باشد. از همین رو، بررسی علمی رابطه میان فضای سبز و آلودگی هوا برای مدیریت بهتر شهرها ضروری است.
میثم محرمی، پژوهشگر گروه سنجشازدور و GIS دانشکده جغرافیا دانشگاه تهران، به همراه یک همکار دانشگاهی و با همراهی پژوهشگاه هواشناسی و علوم جو، در همین زمینه به بررسی الگوی پراکندگی آلودگی هوا در تهران و ارتباط آن با پوشش سبز شهری پرداخته و تلاش کردهاند تصویری روشنتر از این موضوع ارائه دهند که کدام بخشهای شهر بیشتر در معرض آلودگی قرار دارند و فضای سبز در این میان چه نقشی ایفا میکند.
در این پژوهش، محققان کلانشهر تهران را به عنوان محدوده مطالعه انتخاب کردند و به بررسی وضعیت آلودگی هوا در طول زمان و در نقاط مختلف شهر پرداختند. برای این کار از تصاویر ماهوارهای سنتینل-۵ استفاده شد. این ماهواره امکان پایش آلایندههای جوی را از فاصله دور فراهم میکند و به پژوهشگران اجازه میدهد بدون نیاز به اندازهگیری میدانی گسترده، تصویری کلی و قابل مقایسه از وضعیت شهر به دست آورند. در این مطالعه، پنج آلاینده مهم شامل مونوکسید کربن، فرمالدهید، دیاکسید نیتروژن، ازن و دیاکسید گوگرد در فصلهای مختلف سال بررسی شد. سپس الگوی پراکندگی این آلایندهها با وضعیت فضای سبز شهری مقایسه شد تا مشخص شود آیا میان این دو رابطهای وجود دارد یا نه.
نتایج این بررسیها نشان دادند که نواحی دارای آلودگی بیشتر، عمدتاً در مناطق ۶، ۷ و ۸ تهران قرار دارند، در حالی که مناطق ۲۱ و ۲۲ از آلودگی کمتری برخوردار بودهاند. همچنین بررسیها نشان دادند میان مناطقی که آلودگی بیشتری دارند و میزان فضای سبز شهری، یک رابطه معکوس مکانی وجود دارد، یعنی هرجا فضای سبز کمتر بوده، آلودگی بیشتر دیده شده است. این الگو بهویژه درباره مونوکسید کربن، فرمالدهید و دیاکسید نیتروژن پررنگتر بوده است. به گفته پژوهشگران، یکی از دلایل این موضوع آن است که پوشش گیاهی میتواند این آلایندهها را مستقیمتر جذب کند، در حالی که درباره ازن و دیاکسید گوگرد این توان کمتر است.
برخی یافتهها نیز با شرایط زمستانی تهران همخوانی دارند، زیرا در این فصل پدیده وارونگی دمایی رخ میدهد و آلایندهها بیشتر در سطح شهر جمع میشوند. در چنین وضعی، نقش تعدیلکننده فضای سبز بیشتر خود را نشان میدهد. از سوی دیگر، ارزیابی مناطق مختلف از نظر نیاز به توسعه فضای سبز نشان داد منطقه ۷ بالاترین اولویت را دارد، در حالی که منطقه ۲۲ کمترین اولویت را از این نظر داشته است. این نتیجه میتواند برای تصمیمگیریهای شهری اهمیت عملی داشته باشد.
طبق اطلاعات ارائهشده در این پژوهش که در «فصلنامه مهندسی ترافیک» وابسته به سازمان حمل و نقل و ترافیک شهر تهران انعکاس یافتهاند، تمرکز بالای برخی آلایندهها، بهویژه مونوکسید کربن، فرمالدهید و دیاکسید نیتروژن، در مناطق مرکزی تهران احتمالاً با نقش سوخت خودروها در تولید این مواد ارتباط دارد. این نکته از آن جهت مهم است که نشان میدهد مسئله آلودگی هوا در بخشهایی از شهر، مستقیماً با الگوی ترافیک و رفتوآمد در ارتباط است. در مقابل، در مناطق جنوبی شهر، تراکم بیشتر برخی آلایندهها مانند ازن و دیاکسید گوگرد میتواند با مجاورت با کارخانهها و صنایع مرتبط باشد. به این ترتیب، پژوهش نشان میدهد که منشأ آلودگی در همه مناطق تهران یکسان نیست و برای هر بخش باید راهکار متناسب در نظر گرفت.
نکته مهم دیگر آن است که توسعه فضای سبز، اگر با انتخاب درست گونههای گیاهی همراه باشد، میتواند اثر بیشتری داشته باشد. لذا بهتر است از گیاهانی استفاده شود که خود تولیدکننده ترکیبات آلی فرار نباشند و در عین حال توان بیشتری در کاهش دما و جذب آلایندهها داشته باشند. همچنین برای فصلهای سرد، استفاده از گیاهان همیشهسبز با قابلیت جذب بالای آلایندهها اهمیت دارد، زیرا در دوره وارونگی دمایی میتوانند نقش تعدیلکننده مؤثرتری ایفا کنند. در مجموع، این یافتهها بر این موضوع تأکید دارند که توسعه فضای سبز نباید صرفاً به افزایش تعداد درختان محدود شود، بلکه باید با نگاه علمی و متناسب با شرایط آلودگی هر منطقه انجام گیرد.
انتهای پیام



















































