اگر سال ها پیش، خرید اشتراک یک سرویس موسیقی یا تماشای یک فیلم در نتفلیکس یک «تجمل» محسوب میشد، امروز با وضعیت متفاوتی روبرو هستیم. با گسترش فیلترینگ، خرید فیلترشکن از یک ابزار جانبی، به یک «خرید اجباری» در سبد هزینههای خانوادهها تبدیل شده است.
در شرایط تورم افسارگسیخته، دانشجویی که برای تحقیق خود به گوگل اسکولار نیاز دارد، یا کاربری که برای اطلاع از اخبار جهان به ایکس (توییتر سابق) یا تلگرام میرود، ناچار است بخشی از بودجه محدود خود را صرف خرید اشتراکهای مختلف برای عبور از سد اینترنت کند.
این یعنی فیلترینگ، به طور غیرمستقیم، بر قدرت خرید مردم اثر گذاشته و فشار اقتصادی را بر لایههای آسیبپذیر جامعه، بهویژه جوانان، افزایش داده است. شکاف علمی؛ وقتی پژوهشگران در تاریکی میمانند
اما آسیب اصلی، «مرگ تدریجی پژوهش» است. طبق دادههای سال ۲۰۲۶، دسترسی به مجلات علمی معتبر در ایران در شرایط محدودیت اینترنت، دچار سقوط شدیدی شده است.
تصور کنید پژوهشگری که میخواهد از پایگاههای حیاتی مثل ScienceDirect یا Scopus برای نوشتن یک مقاله استفاده کند، با دو سد روبرو است، سد اول، فیلترینگ که مسیر دسترسی را مسدود میکند و سد دوم، تحریمها و هزینههای سنگین اشتراکهای پولی. وقتی دسترسی به منابع علمی (که ستون فقرات پیشرفت هر کشوری است) با اختلال مواجه میشود، نه تنها جامعه علمی، بلکه کل اقتصاد دانشبنیان کشور با بحران روبرو خواهد شد. ما در حال تجربه یک «انزوای علمی» هستیم که جبران آن سالها زمان میبرد. اقتصاد سیاه؛ سود نجومی در سایه محدودیت …




















































































































