او با اشاره به شرایط سیاسی و اقتصادی کشور تأکید کرد که بدون ثبات سیاسی، اساساً نمیتوان از اقتصاد پایدار سخن گفت. یک زندگی روزمره متلاطم و دائم در حال بیثباتی، شکل میگیرد که پیامد آن، افزایش فشار بر زندگی مردم است.
ثبات سیاسی؛ پیششرط شکلگیری اقتصاد
زیدآبادی با بیان اینکه ثبات سیاسی در داخل، نیازمند رضایت بخش بزرگی از جامعه است، گفت: جامعه باید باز و آزاد باشد تا خشمها و نارضایتیها امکان طرح و تخلیه پیدا کنند.
به گفته او، اگر اکثریت قاطع مردم از شرایط موجود رضایت نداشته باشند، نمیتوان از ثبات سیاسی واقعی سخن گفت. مردمی که احساس کنند حذف شدهاند، نادیده گرفته شدهاند، حقوقشان پایمال شده یا مورد تبعیض قرار گرفتهاند، حتی اگر دست به طغیان نزنند، در پشت صحنه نسبت به وضعیت موجود واکنش نشان خواهند داد.
او تأکید کرد: جامعه بسته ممکن است برای مدتی به ثبات برسد، اما این ثبات در بلندمدت پایدار نخواهد بود و یک روزی، یک نقطه میرسد که آن نظم تحمیلی از هم میپاشد.
زیدآبادی در ادامه، ثبات داخلی را به مناسبات خارجی نیز مرتبط دانست و ادامه داد: هر کشوری که با محیط پیرامون خود یا نظم بینالمللی در تخاصم باشد، همواره در معرض تهدید، جنگ، تحریم و محاصره قرار دارد و مجموعه این عوامل، وضعیت اقتصادی و اجتماعی آن کشور را متزلزل میکند.
اقتصاد ایران؛ زندگی در شرایط «شانسی»
این تحلیلگر سیاسی با اشاره به اثر بیثباتی سیاسی بر اقتصاد گفت: در بسیاری از کشورها عوامل اقتصادی تا اندازهای قابل پیشبینی و محاسبه هستند، اما در ایران بخش مهمی از زندگی اقتصادی به شانس وابسته شده است. …

























