ترامپ و دولت آمریکا جنگ را با ادعای مقابله با یک تهدید فوری هستهای توجیه کردند؛ اما مشکل از همینجا آغاز میشود. پیش از آغاز جنگ، هیچ منبع مستقل و معتبر، از جمله آژانس بینالمللی انرژی اتمی، وجود یک برنامه ساخت سلاح هستهای در ایران را تأیید نکرده بود. رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، در آستانه جنگ صراحتاً گفت: آژانس «برنامه ساخت سلاح هستهای» در ایران مشاهده نمیکند. ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا نیز با ادعای وجود یک برنامه فعال ساخت بمب فاصله داشتند.
از این منظر، یکی از اصلیترین مبانی اعلامشده برای جنگ هنوز با یک پرسش بیپاسخ مواجه است: اگر تهدیدی که قرار بود با جنگ از میان برود، اساساً توسط نهادهای مستقل بهعنوان یک برنامه فعال ساخت سلاح تأیید نشده بود، دقیقاً چه چیزی قرار بود «نابود» شود؟
اما کارنامه «خشم حماسی» فقط به پرونده هستهای محدود نمیشود.
در آستانه آغاز جنگ، دولت ترامپ بر یک عملیات سریع و مؤثر تأکید میکرد. اما اکنون، چند ماه بعد، واقعیت میدان تصویری کاملاً متفاوت ارائه میدهد. جنگی که قرار بود کوتاه و تعیینکننده باشد، به درگیریای طولانی تبدیل شده که حتی پس از اعلام پایان «خشم حماسی» نیز ادامه دارد. استقرار نزدیک به ۵۰ هزار نیروی آمریکایی، ۱۹ ناو جنگی و تجهیزات پدافندی و هوابرد در منطقه تا سال ۲۰۲۷ تمدید شده است؛ وضعیتی که با روایت یک عملیات کوتاه و پایانیافته سازگار نیست. …















































