طبق دادههای استخراج شده، حجم کل ورودی آب به مخازن سدهای کشور در سال آبی جاری به ۴۶ میلیارد و ۹۲۰ میلیون مترمکعب رسیده است. اگرچه این رقم در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته که ۲۸ میلیارد و ۲۱۰ میلیون مترمکعب بود، نشاندهنده جهش ۶۶ درصدی ورودیهاست، اما این افزایش ولوم آب، لزوماً به معنای خروج از وضعیت بحرانی نیست. واقعیت این است که با وجود رشد ورودیها، نیمی از ظرفیت مخازن همچنان بلااستفاده مانده است؛ موضوعی که گویای آن است که مدیریت منابع آبی همچنان در تله مصرف بیرویه، خشکسالیهای پیاپی و برداشتهای غیرمجاز از سفرههای زیرزمینی گرفتار است. پارادوکس افزایش ورودی و تراز منفی ذخایر
بحران در اینجا، تنها در اعداد و ارقام خلاصه نمیشود؛ نیمهخالی بودن سدها یک هشدار ساختاری است. جهش ۶۶ درصدی در ورودی آب به سدها، در نگاه اول ممکن است نوعی خوشبینی کاذب ایجاد کند، اما تحلیل دقیقتر نشان میدهد که این افزایش بیشتر از آنکه نشانه بهبود پایدار اقلیمی باشد، میتواند نتیجه نوسانات مقطعی بارش یا تغییرات فصلی باشد. وقتی با وجود چنین جهش بزرگی، همچنان ۵۰ درصد ظرفیت مخازن خالی است، یعنی تراز آبی کشور همچنان در وضعیت عدم تعادل قرار دارد. به عبارت دیگر، سدها پر نشدهاند، بلکه تنها شدت سقوط را به طور موقت کند کردهاند.
این وضعیت برای استانهایی که وابستگی مستقیم به ذخایر سدها دارند، به معنای ورود به دوران سهمیهبندی سختگیرانه، افت فشار شبکه و تهدید مستقیم امنیت غذایی است. این پارادوکس میان «ورودی بیشتر» و «ذخیره کمتر»، نشاندهنده فرسایش مدیریت توزیع و اتلاف گسترده در شبکه انتقال است. تزلزل معیشت و موج مهاجرتهای اجباری …




















































































































