چین به دنبال ساخت نظمی مشابه نظم آمریکایی پس از جنگ جهانی دوم نیست، بلکه میخواهد قدرت آمریکا را محدود کند، موقعیت مسلط واشنگتن در آسیا را تضعیف کند، از قدرت اهرمهای مالی آمریکا بکاهد و فضای بیشتری برای افزایش نفوذ خود به دست آورد. مجموعه سیاستهای ۱۹ ماه نخست دولت ترامپ، خواسته یا ناخواسته، فضای بیشتری برای پیگیری این اهداف در اختیار پکن قرار داده است.
نشست ترامپ و شی جینپینگ در ۲ مهر از همین منظر اهمیت دارد. چین جنگ تجاری را پشت سر گذاشته، فاصله فناوری خود را کاهش داده، اهرم خود بر زنجیرههای تأمین حیاتی را نشان داده و فشار بر تایوان را افزایش داده است. در عین حال، فقدان یک سلسلهمراتب روشن از اهداف سیاست آمریکا در قبال چین، ارزیابی عملکرد واشنگتن را دشوار کرده است. تجارت و زنجیره تأمین؛ محدودیت اهرم آمریکا
سیاست تجاری دولت ترامپ نه کسری تجاری را به شکل مورد انتظار کاهش داده و نه آسیبپذیری آمریکا در برابر زنجیرههای تأمین چین را به میزان محسوسی برطرف کرده است. بخشی از صادرات چین به جای حذفشدن، از مسیر کشورهایی مانند ویتنام، تایوان و مکزیک به بازار آمریکا منتقل شده و همزمان نوسان تعرفهها برای تولیدکنندگان و مصرفکنندگان آمریکایی هزینه ایجاد کرده است.
مسئله مهمتر، وابستگی به عناصر خاکی کمیاب، آهنرباها و طیف گستردهای از نهادههای صنعتی است. واکنش چین به فشارهای تعرفهای نشان داد پکن نیز ابزارهایی برای مقابله در اختیار دارد. در بخش کشاورزی نیز وابستگی درآمد کشاورزان آمریکایی به خرید محصولاتی مانند سویا از سوی چین، قدرت مانور واشنگتن را محدود کرده است. اهمیت عناصر خاکی کمیاب در مذاکرات جاری دو کشور نیز همچنان پابرجاست و قرار است این موضوع در آستانه نشست دو رهبر یکی از محورهای مذاکرات باشد. …




















































































































