ارتش پاکستان در بیانیهای هدف سفر منیر را «تقویت تلاشها برای دستیابی به حلوفصل مسالمتآمیز، پایدار و جامع درگیریها در غرب آسیا» دانسته است. برخی تحلیلگران نیز میگویند عاصم منیر حامل پیام آمریکا برای ایران است. در این شرایط پرسش آن است که آیا پاکستان میتواند به عنوان میانجی گشایشی در مسیر دیپلماتیک ایران و آمریکا و پایان جنگ میان این دو کشور ایجاد کند یا خیر؟
پاکستان برای میانجیگری وزن لازم را نداشت
روحالله مدبر، تحلیلگر مسائل بینالملل در پاسخ به این پرسش به «هفت صبح» گفت: «یکی از اشتباهات بزرگ، استراتژیک و جبرانناپذیر ایران، پذیرش پاکستان بهعنوان میانجی بوده است زیرا پاکستان فاقد وزن لازم در نظام بینالملل است، کشوری بحرانزده و حاصل کودتاست و با بحرانهای نظامی و امنیتی متعددی روبهرو است.
ارتش پاکستان نیز تحت سیطره سرویسهای امنیتی انگلیس و آمریکا قرار دارد و این کشور عملا فاقد یک دولت سیاسی مستقل است. پاکستان را میتوان یک دولت نظامی دانست که با عاملیت آمریکا روی کار آمدن است. ایران یک کشور فاقد ثبات سیاسی که از منظر آمریکا چشم و گوشبسته است را بهعنوان میانجی پذیرفت. شهباز شریف نیز با کودتای سیاسی روی کار آمد و عمران خان را با دستور آمریکا سرنگون کرد. وقتی ایران وارد جنگی شد که آمریکا آغازگر آن بود، انتخاب پاکستان بهعنوان میانجی باعث شد این کشور در تمام مذاکرات، حتی با ادبیاتی تهدیدآمیز، با طرف ایرانی وارد گفتوگو شود.»
روسیه میخواست میانحی شود اما...
او ادامه داد: «پاکستان با عربستان پیمان نظامی دفاعی دارد و ترکیه نیز به تازگی وارد این پیمان شده است. وقتی ایران در یک سوی ماجرا با عربستان درگیری دارد، چگونه به این نتیجه رسید که پاکستان میانجی خوبی است؟ در اسلامآباد نیز یک توافق ناقص شکل گرفت و اکنون عاصم منیر برای ابلاغ تهدیدهای آمریکا و ترامپ وارد تهران شده است. استمرار این روند علیه منافع ایران است.
تهران باید به سمت دوستان حقیقی خود میرفت. باید از روسیه و چین، که دو عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد هستند، درخواست میانجیگری میکرد زیرا روسیه و چین ابزارهای لازم برای اِعمال فشار بر آمریکا را دارند، اما پاکستان اصلا چنین ظرفیتی ندارد و عملا سرباز ارتش آمریکا محسوب میشود. من بارها گفتهام که عاصم منیر گروهبانی تحت فرمان آمریکاست.
استمرار رفتوآمد او نیز با امنیت ملی ایران مغایرت دارد و حتی ممکن است خلأهای امنیتی برای ایران ایجاد کند. قطعا چین و روسیه مورد پذیرش آمریکا قرار میگرفتند. متأسفانه ایران درخواست روسیه را نپذیرفت. پوتین ۱۶ مرتبه از ایران خواسته بود که در مسئله درگیری با آمریکا، روسیه را بهعنوان میانجی اعلام کند. لاوروف نیز گفته بود که آماده میانجیگری هستیم و آمریکاییها نیز تمایل دارند، اما ایران پاسخ نمیدهد. لاوروف میگفت ایران تمایل ندارد که روسیه میانجی باشد و ما نمیتوانیم خود را به عنوان میانجی تحمیل کنیم.»
اروپا پشت پرده میانجی نشدن روسیه بود
این تحلیلگر عرصه سیاست خارجی در پاسخ به اینکه چرا ایران روسیه را به عنوان میانجی نپذیرفت، مطرح کرد: «دلیلش اروپاییها بودند؛ به دلیل فشار تروئیکای اروپایی و تماسهای مکرون با آقای پزشکیان. آنها تلاش کردند که ایران را قانع کنند که در این شرایط بهتر است از ظرفیت روسیه استفاده نکنید. ایران هم پذیرفت و اروپاییها گفتند بهترین کشور برای میانجیگری پاکستان است.
در مسئله حمله رژیم کییف به یک کشتی ایرانی در دریای کاسپین که زلنسکی رسما مسئولیت این حمله را پذیرفت نیز اروپاییها بر واکنش نشان ندادن ایران تأثیرگذار بودند. به یاد داریم که آقای عراقچی موضع متفاوتی اتخاذ کرد زیرا کایا کالاس خواسته بود ایران واکنش نشان ندهد. با این اوصاف باید بدانیم که تله اروپاییها همیشه خطرناک بوده است.
استمرار این مسیر باعث ایجاد شکاف میان ایران و متحدان راهبردیاش میشود. امروز ایران حتی با روسها و چینیها رایزنیهای زیادی ندارد و بیشتر سفرهای آقای عراقچی به پاکستان و عمان است. با این وجود، روسیه در شورای امنیت سازمان ملل متحد جلوی دو قطعنامه ضدایرانی را گرفته، یکی را وتو کرده و اکنون نیز جلوی قطعنامه سوم را گرفته است. وقتی ایران در ادامه روسیه را در این روند وارد بازی نکند، به منافع خود ضربه میزند.»
تفاهمنامه اسلامآباد به نفع ایران نبود
او در خصوص اینکه آیا تفاهمنامه اسلامآباد هنوز قابلیت اجرایی دارد یا خیر، توضیح داد: «من تعجب میکنم چرا برخی مسئولان تفاهمنامه اسلامآباد را موفقیتآمیز میدانند؟ تفاهمنامه اسلامآباد موفقیتآمیز نبود زیرا پس از شهادت رهبر ایران، طرف ایرانی وارد مذاکراتی شد که اصل انجام مذاکرات را تکذیب میکرد اما آمریکا میگفت ما در حال مذاکره هستیم.
این اتفاق باعث شد مردم بیاعتماد شوند و آمریکا روایت را در دست بگیرد و بگوید ما درست میگوییم. در نتیجه، منبع اصلی خبر و روایت، آمریکاییها شدند. اتفاقا تفاهمنامه اسلامآباد یک بازی کاملا یکطرفه و برد برای آمریکا بود. آمریکا، هم روایت را در دست گرفت و هم وقفهای ایجاد کرد تا بتواند در همان دوره، خود را بیش از پیش تجهیز کند. قطعا آن تفاهمنامه به نفع آمریکاییها تمام شد. پاکستانیها به ایران میگفتند از برخی مطالبات خود کوتاه بیاید و صرفا درگیری متوقف شود و دقیقا همان خواسته آمریکا را به ما منتقل میکردند.
ما از ابتدا گفتیم آمریکا حتی یک سنت هم به ایران پول نمیدهد، اما برخی در داخل گفتند که بر اساس تفاهمنامه اسلامآباد آمریکا پولهای بلوکهشده ایران را آزاد میکند. برخی نیز روی آزادسازی پول مانور دادند، در حالی که اصلا حرف ترامپ این بود که من کار اوباما را که به ایران پول داد، تکرار نمیکنم. تفاهمنامه اسلامآباد در عمل هیچ دستاوردی برای ایران نداشت. ترامپ بهصورت ۲۴ ساعته علیه ایران فحاشی میکند و از رکیکترین الفاظ استفاده میکند. این چه تفاهمنامهای است که بعد از آن رئیسجمهور آمریکا همچنان مشغول هتاکی است؟»
تفاهمنامه در عمل از میان رفته است
مدیر در پایان گفت: «ما در ایران یک اشتباه طولانیمدت داریم و این مسئله فقط مربوط به دولت فعلی نیست. افرادی که مسئولیت دارند، کاری را که انجام میدهند، دستاورد میدانند و اگر اشتباه کرده باشند، تحت هیچ شرایطی اذعان به اشتباهات نمیکنند و حتی نمیگویند کارمان ناقص بوده است؛ در همه دولتها نیز همینطور بوده است و وقتی کاری اشتباه بوده و محاسبات ما نادرست از آب درآمده، کسی مسئولیت آن را نمیپذیرد. امروز نیز هیچکس نمیپذیرد که اکنون اصلا توافقی وجود ندارد.
آمریکا هم منظورش از مذاکرات اجرای تفاهمنامه اسلامآباد نیست بلکه میگوید یک تفاهمنامه جدیدی را امضا کنیم. کار آمریکا همین است؛ تحقیر، دریافت امضای جدید و گرفتن امتیازهای جدید. اکنون عدهای در تحلیلی نادرست میگویند باید به تفاهمنامه اسلامآباد برگردیم، در حالی که دیگر اصلا تفاهمنامهای وجود ندارد. اکنون پاکستان برای رساندن تهدید ترامپ به ایران آمده است.
آمریکایی که به ایران تجاوز کرده است، با امضای هیچ کاغذی متوقف نمیشود. آمریکا از ما سند تسلیم میخواهد. ایران باید ابزارهای قدرت و دفاعی خود را افزایش دهد و مقابله با آمریکا را با ابزارهای بینالمللی پیش ببرد. به این معنا که در مسکو، آمریکا را وارد روند مذاکرات کند و یک سند میان روسیه، آمریکا و ایران به امضا برسد و این سند در شورای امنیت سازمان ملل متحد بهعنوان قطعنامه تصویب شود؛ نه اینکه با تکیه بر میانجیگری پاکستان، این روند دنبال شود. تهران با آمریکا از این روش، نه به آتشبس میرسد و نه به رفع تخاصم. اکنون ضرورت دارد که ایران ابزارهای قدرت خود را بیش از هر زمان تقویت کند».




















































































































