وقتی هم از مسیر «چقدر پول واقعا صرف احداث بنا شده» نگاه میکنیم (یعنی حجم سرمایهگذاری در ساختمان)، دقیقا به همین عدد میرسیم. این همگرایی تصادفی نیست و نشان میدهد که این افت یک واقعیت محکم اقتصادی است، نه نوسان یا خطای آماری.
نکته دوم، روند پشت این عدد است. بخش ساختمان در کل سال ۱۴۰۴ رفتار آرامی داشت. آمارهای رسمی می گوید: سهماهه اول ۰.۴ درصد، ششماهه منفی ۰.۸ درصد، نهماهه ۰.۲ درصد و مجموع سال ۱.۴ درصدکه نشان دهنده یک نوسان کوچک و بیخطر حول صفر است. اما در بهار ۱۴۰۵ این آرامش یکدفعه به هم میخورد و به منفی ۶.۴ درصد میرسد. عددی که از وقوع اتفاق تازه ای در بهار خبر میدهد. چرا سازندهها دست نگه داشتهاند؟
برای فهم دقیق تر این اتفاق، باید دو گزارش اقتصادی را کنار هم بگذاریم. در گزارش تورم، گروه «مسکن، آب، برق، گاز» کمتورمترین گروه کل کشور بوده — فقط ۳۵.۹ درصد، در حالیکه شاخص کل قیمتها ۸۸.۶ درصد رشد کرده است. یعنی قیمت اجاره و خدمات مسکن بهکندی بالا رفته. اما در همان بازه، مصالح ساختمانی مثل سیمان و فولاد و دستمزد کارگر (که با تورم عمومی و نرخ ارز بالا و پایین میشوند ) خیلی سریعتر گران شدهاند.
حالا خودتان را جای یک سازنده بگذارید: هزینه ساختن با سرعت بالا زیاد میشود ولی قیمتی که میتواند برای فروش یا اجاره بگیرد، آنقدر بالا نمیرود. چرا؟ چون خانوارها هم پول کافی برای پرداخت آن ندارند، همان چیزی که در افت ۴.۰ درصدی مصرف خصوصی خانوار در همین فصل دیده میشود. پس سازنده بین دو آتش گیر افتاده: هزینهاش بالا میرود، ولی مشتریاش پول ندارد. …



































































































































































