بعنوان یک جامعهشناس، آنچه امروز در لایههایی از فرهنگ عمومی جامعه ایران و فضای مجازی تحت عنوان «توقعات مالی زن از مرد» مشاهده میکنم، صرفاً یک سبک زندگی یا یک ترند گذرا نیست؛ بلکه نشانهای از یک «عقبگرد مدرن» است. ما در حال مشاهدهٔ بازتولید «سندرم سیندرلا» هستیم که این بار نه در افسانهها، بلکه در مناسبات واقعی زیست روزمره در ایران امروز در حال بازتولید است.
اگر بخواهیم با عینک جامعهشناختی به این پدیده بنگریم، باید به نظریه «تبادل اجتماعی» جورج هومنز اشاره کنیم. در این مدل، روابط انسانی به یک معادله «هزینه-فایده» تبدیل شده است. در گذشته، ازدواج در ایران ساختاری «سنتی-تکمیلی» داشت که پایداری نهاد خانواده بر پایه وظایف مشخص و مشارکت عملی زن و مرد استوار بود. اما امروز، با ورود به مدرنیتهای که هنوز در ایران به بلوغ نرسیده، شاهد هستیم که این ساختار به سمت «کالاییشدن رابطه» سوق یافته است. با تکیه بر مفاهیم فتیشیسم کالا، زن و مرد در این نگاه، دیگر شریک زندگی نیستند، بلکه خریدار بوده و کالا در یک بازار پرزرقوبرق مجازی تعریف میشوند.
این تغییر وضعیت، نوعی از «تنبلی ساختاری» را در قالب فانتزی تبلیغ … …
































































