بر پایه بررسی شرایط جنگ، مرحله نخست عملیات بر ترکیب فشار دریایی، حملات موشکی و پهپادی و هدف قرار دادن مواضع نظامی و زیرساختی وابسته به ائتلاف سعودی استوار بوده است. اهمیت این اقدام بیش از هر چیز در پیام سیاسی و امنیتی نهفته در آن است؛ انصارالله میکوشد نشان دهد که ابزار پاسخ به حملات و محدودیت های تحمیلشده بر یمن، تنها به دفاع در داخل مرزهای این کشور محدود نمیماند و میتواند حوزه های حیاتی اقتصاد و امنیت عربستان را نیز دربر گیرد.
محور نخست این رویکرد، آنچه نیروهای صنعا محاصره در برابر محاصره مینامند، بر پیوند میان وضعیت بنادر و فرودگاه های یمن با امنیت عبور و مرور دریایی در دریای سرخ، خلیج عدن و دریای عرب بنا شده است. یمن سال ها با محدودیت های شدید در زمینه ورود کالا، سوخت، دارو و تجهیزات حیاتی روبهرو بوده است و هرگونه اختلال در مسیرهای دریایی، پیش از آن که صرفاً یک مسئله نظامی باشد، آثار گسترده انسانی بر زندگی شهروندان بر جای میگذارد. از این منظر، تاکید صنعا بر تهدید کشتیرانی وابسته به عربستان، تلاشی برای تبدیل فشارهای اقتصادی و انسانی واردشده بر یمن به اهرمی برای واداشتن طرف مقابل به مذاکره و عقبنشینی از برخی سیاست ها ارزیابی میشود.
در مقابل، چنین روندی در صورت گسترش میتواند عبور و مرور تجاری در یکی از حساس ترین گذرگاه های دریایی جهان را با خطر روبهرو کند؛ گذرگاهی که نه تنها برای کشورهای حاشیه دریای سرخ، بلکه برای تجارت جهانی، انتقال انرژی و زنجیره تامین کالا اهمیت اساسی دارد.
هدف قرار دادن نفتکش های سعودی یا جلوگیری از تردد آنها، که در مقیاس گسترده و قابل تایید رخ داده است، پیامدهایی فراتر از میدان یمن خواهد داشت. بازار جهانی انرژی نسبت به ناامنی در مسیرهای دریایی حساس است و حتی تهدیدهای محدود نیز میتواند هزینه بیمه کشتی ها، کرایه حملونقل، زمان جابهجایی محموله ها و نگرانی درباره ثبات عرضه نفت را افزایش دهد. …












































































































































