تیمی که بازیکنانش برای هم دویدند، برای هم جنگیدند و کمتر کسی را میشد دید که از جریان بازی خارج شود یا مسئولیتش را به دیگری پاس بدهد. شاید همینجاست که ارزش این استقلال بیشتر دیده میشود.
استقلال تنها تیم حاضر در لیگ نخبگان است که در ابتدای فصل، به دلیل بسته بودن پنجره نقلوانتقالات حتی فرصت تقویت خودش را هم نداشت. نه تنها ستارهای به تیم اضافه نشد، بلکه ستارگانی سرشناس مانند رامین رضاییان و منیر الحدادی هم جدا شدند؛ اما در عوض، چیزی شکل گرفت که گاهی از خریدن ستارهها مهمتر است: اعتماد به آنهایی که همینجا بودند.
جوانانی مانند سحرخیزان، رزاقینیا، کوشکی، قلیزاده و سامان فلاح، در کنار باتجربههایی مثل حردانی، آقاسی و چشمی و البته فوقستارهای به اسم یاسر آسانی، آرامآرام تصویری ساختهاند که شاید کمتر کسی در ابتدای فصل انتظارش را داشت؛ یک تیم یکدست. یک تیم جنگجو. تیمی که برای هر توپ جوری میجنگد، انگار آخرین توپ مسابقه است.
یکی از مهمترین نشانههای این تیم بودن، شدت فشاری است که استقلال به حریف وارد میکند. استقلال فقط عقب نمینشیند تا نتیجه را حفظ کند؛ بازیکنانش از همان جایی که باید، برای گرفتن توپ میجنگند و اجازه نمیدهند حریف به راحتی نفس بکشد. حردانی، سحرخیزان، قلیزاده و رزاقینیا بارها با دویدنهای بیامان و پرسهای شدید، السد را تحت فشار گذاشتند؛ فشاری که فقط یک حرکت تاکتیکی نیست، حاصل روحیه تیمی است که حاضر نیست برای یک توپ، یک متر زمین و حتی یک ثانیه از مسابقه … …



































































































































































