قیمت طلا امروز




 پلیس‌آگاهی

 سایت جوان آنلاین / ۵۵ دقیقه قبل

شلیک در ساعت ۷:۱۰ دقیقه

ساعت، ۷:۱۰ دقیقه صبح را نشان می‌داد، صدای دو گلوله سکوت خیابان ایران‌زمین را شکست
 شلیک در ساعت ۷:۱۰ دقیقه
جوان آنلاین: ساعت، ۷:۱۰ دقیقه صبح را نشان می‌داد، صدای دو گلوله سکوت خیابان ایران‌زمین را شکست. گلوله اول آن‌قدر ناگهانی بود که نگهبان کوچه یکم ابتدا تصور کرد صدای ترکیدن چیزی از داخل یکی از ساختمان‌ها آمده است. گلوله دوم، اما، تردیدی باقی نگذاشت. مرد سالخورده‌ای که چند قدم دورتر از در خانه‌اش روی پیاده‌رو ایستاده بود، ناگهان دستش را روی سینه گذاشت و زانوهایش خم شد. کیف چرمی از دستش افتاد و چند برگ کاغذ روی زمین پخش شد. مردی با کلاه تیره و صورت پوشیده، چند متر آن‌طرف‌تر ایستاد. نگاهی کوتاه به اطراف انداخت. هیچ‌کس فریاد نمی‌زد. هیچ‌کس هنوز نمی‌دانست چه اتفاقی افتاده است. مرد نقاب‌دار چرخید و با قدم‌هایی سریع وارد کوچه شد. نگهبان فقط توانست سایه او را ببیند. وقتی خودش را به پیاده‌رو رساند، دکتر آرمان میلانی دیگر تکان نمی‌خورد. نگهبان با دست‌های لرزان تلفن را برداشت.

ـ پلیس؟ یک نفر تیر خورده... فکر کنم کشته شده.

کارآگاه سرگرد نادری وقتی به محل رسید، نخستین چیزی که توجهش را جلب کرد، ساعت بود. ۷:۲۸ دقیقه. ده‌ها بار به صحنه‌های قتل رفته بود، اما همیشه عقیده داشت صحنه جنایت پیش از آنکه درباره قاتل حرف بزند، درباره مقتول حرف می‌زند. او کنار جسد ایستاد. مردی حدوداً سالخورده، با لباس مرتب، کفش‌های واکس‌خورده و مو‌های کاملاً سفید. دو گلوله. فاصله نزدیک. فرار از پشت سر. نادری خم شد و یکی از برگه‌های روی زمین را برداشت. چند عدد و یادداشت روی آن نوشته شده بود.

ـ کسی کیفش رو دست زده؟

یکی از مأموران گفت: «نه قربان. اولین نفر نگهبان بوده. دورش رو هم حفظ کردیم.» نادری به انتهای خیابان نگاه کرد.

ـ دوربین‌ها؟

_چند تا داریم. یکی روبه‌روی کوچه، یکی هم سر خیابون.

ـ قاتل؟

ـ صورتش مشخص نیست. کلاه و پوشش صورت داشته.

نادری آهسته گفت: «پس از قبل می‌دونسته دوربین کجاست.»

افسر جوانی که کنار او ایستاده بود پرسید: «یعنی برنامه‌ریزی شده بوده؟»

نادری نگاهش کرد.

ـ قاتلی که صبح زود، نیم ساعت قبل از رسیدن مقتول، سر جای مشخصی کمین می‌کنه، دو تیر می‌زنه و بدون عجله از مسیر کور دوربین‌ها فرار می‌کنه، معمولاً برای اولین بار نیست که به نقشه‌اش فکر کرده.

نگاهش دوباره روی ساعت افتاد. ۷:۱۰ دقیقه.

ـ باید بفهمیم چرا دقیقاً ۷:۱۰ دقیقه.

آرمان میلانی مرد ناشناخته‌ای نبود. سال‌ها پیش ریاست سازمان پزشکی قانونی را بر عهده داشت و مدتی نیز معاون وزیر بهداشت بود. پس از بازنشستگی، به فعالیت ساختمانی روی آورده بود و چند پروژه بزرگ را مدیریت می‌کرد. زندگی حرفه‌ای طولانی او، فهرست بلندی از همکاران، دوستان، مخالفان و کسانی ساخته بود که از تصمیم‌هایش ناراضی بودند. نادری می‌دانست در چنین پرونده‌ای بزرگ‌ترین اشتباه این است که از همان ابتدا دنبال یک قاتل بگردد. باید دنبال انگیزه می‌گشت و انگیزه‌ها معمولاً در گذشته پنهان می‌شدند. پرونده‌های مالی بررسی شد. اختلاف‌های کاری بررسی شد. شرکت‌ها و پروژه‌ها زیرورو شدند. سرانجام نامی از میان انبوه اسناد بیرون آمد: کامران. مردی ۴۵ ساله که سرپرست یکی از پروژه‌های ساختمانی میلانی بود. در پرونده کاری‌اش نکته‌ای وجود داشت که توجه کارآگاه نادری را جلب کرد. کامران چند ماه قبل از کار اخراج شده بود. اما این تمام ماجرا نبود. آپارتمانی که میلانی در اختیار او گذاشته بود نیز پس گرفته شده بود؛ و دو برادر که از دوستان نزدیک کامران بودند، آنها هم از پروژه کنار گذاشته شده بودند.

کارآگاه نادری پرونده را بست و به افسرش گفت: «آدرس کامران رو پیدا کن.»

ـ فکر می‌کنید کار اونه؟

ـ هنوز نه.

ـ پس چرا؟

کارآگاه نادری لبخند کوتاهی زد.

ـ، چون اگر کار اون نباشه، باید بفهمیم چرا کسی می‌خواسته طوری به نظر برسه که کار اون باشه. کامران وقتی دستگیر شد، آرام بود. بیش از حد آرام. در اتاق بازجویی روبه‌روی کارآگاه نادری نشست و دست‌هایش را روی میز گذاشت.

ـ من دکتر میلانی رو نکشتم.

نادری هنوز سؤال نکرده بود.

ـ چه کسی گفت شما قاتلید؟

کامران مکث کرد.

ـ همه می‌دونستن من باهاش اختلاف داشتم.

ـ چه اختلافی؟

ـ مالی.

ـ آپارتمان؟

کامران نگاهش را پایین انداخت.

ـ اون هم پس گرفت.

ـ تهدیدش کرده بودید؟

چند ثانیه سکوت.

ـ نه.

کارآگاه نادری پرونده را ورق زد.

ـ مطمئنید؟

ـ بله.

کارآگاه یک عکس روی میز گذاشت. تصویری از خیابان ایران‌زمین.

ـ قاتل نیم ساعت قبل از قتل اونجا بوده.

کامران به عکس نگاه کرد.

ـ من نبودم.

ـ هنوز نگفتم شما بودید.

کامران چیزی نگفت.

کارآگاه نادری ادامه داد: «کسی که قاتل رو فرستاده، برنامه روزانه دکتر میلانی رو می‌دونسته. ساعت خروجش از خانه، زمان رسیدن راننده، مسیر رفت‌وآمدش... این اطلاعات رو هر کسی نداشته.» کامران سرش را بالا آورد.

ـ من از کجا باید بدونم؟

کارآگاه نادری به صندلی تکیه داد.

ـ، چون سال‌ها باهاش کار کردی.

سکوت.

ـ و، چون سه ماهه دنبال راهی برای برگشتن به پروژه بودی.

کامران ناگهان خندید.

ـ برگشتن به پروژه؟ منو اخراج کرد. همه چیزم رو گرفت. چرا باید برای کسی که زندگی منو خراب کرده کاری انجام بدم؟

کارآگاه نادری گفت:

ـ سؤال خوبی پرسیدی. چون گاهی آدم‌ها برای انتقام کاری می‌کنند که حتی اگر به قیمت آزادی‌شان تمام شود، باز هم انجامش می‌دهند.

بازجویی‌ها دو روز طول کشید. کامران ابتدا همه چیز را انکار کرد. بعد، وقتی مأموران ارتباط‌های مشکوک او را بررسی کردند، نام دو مرد دیگر وارد پرونده شد: میلاد و متین. دو برادر. هر دو سابقه‌دار. کارآگاه نادری وقتی اسامی را دید، به همکارش گفت: «اینجا داستان عوض می‌شه.»

ـ چرا؟

ـ، چون کامران اگر قاتل بود، خودش اسلحه می‌گرفت و می‌رفت. ولی اگر اجیرکننده باشه، باید آدم‌هایی داشته باشه که کار کثیف رو براش انجام بدن.

آدرس‌ها پیدا شد. اما پرنده‌ها پریده بودند. با این حال مأموران پلیس رد آنها را زدند و هر دو را در کرج بازداشت کردند. وقتی هر دو را به اداره آگاهی آوردند، پرونده دیگر تقریباً کامل شده بود. اما کارآگاه نادری هنوز یک سؤال داشت. چه کسی اسلحه را تهیه کرده بود؟ متین زودتر شکست. شاید به خاطر فشار بازجویی، شاید به خاطر ترسی که از آینده داشت. سرش را میان دست‌هایش گرفت و گفت:

ـ من شلیک کردم.

اتاق ساکت شد.

ـ چه کسی دستور داد؟

ـ کامران.

ـ چرا؟

ـ گفت با مقتول اختلاف مالی داره.

کارآگاه نادری به آرامی پرسید:

ـ پول؟

متین لبخند تلخی زد.

ـ پول.

ـ چقدر؟

ـ ۵۰ میلیون برای من، فعلاً.

ـ فعلاً؟

ـ قرار بود بعدش بیشتر بده.

ـ و ماشین؟

متین سرش را پایین انداخت.

ـ یک پراید هم داد.

کارآگاه نادری چند لحظه چیزی نگفت.

بعد پرسید:

ـ چرا قبول کردی؟

ایرج جواب نداد.

ـ تو دکتر میلانی رو می‌شناختی؟

ـ نه.

ـ می‌دونستی چه کسیه؟

ـ نه.

ـ عکس رو چه کسی داد؟

ـ کامران.

کارآگاه نادری کمی جلو آمد.

ـ همه چیز یعنی چی؟

متین آهسته گفت:

ـ ساعت خروج از خانه. مسیر رفت‌وآمد. محل کار. حتی اینکه راننده‌اش چه ساعتی می‌رسه.

کارآگاه نادری ناگهان به یاد ساعت افتاد. ۷:۱۰ دقیقه. پس دلیل آن زمان دقیق، همین بود. متین ماجرا را از یک ماه قبل تعریف کرد. کامران سراغ دو برادر رفته بود. اول پیشنهاد را نپذیرفته بودند. اما وقتی پول روی میز آمد، مقاومت‌شان کمتر شد. کامران گفته بود فقط می‌خواهد از مردی انتقام بگیرد که حقش را خورده است. هیچ‌کس تصور نمی‌کرد آن انتقام به دو گلوله ختم شود. متین گفت: «کامران گفت آدم مهمی نیست. فقط یک پیرمردیه که پول منو خورده.»

کارآگاه نادری پرسید:

ـ اسلحه؟

ـ برادرم تهیه کرد.

ـ روز قتل؟

متین نفس عمیقی کشید.

ـ من دو روز قبلش از شهرستان اومدم تهران. مقتول رو زیر نظر گرفتم.

ـ و روز حادثه؟

متین لحظه‌ای مکث کرد.

ـ برادرم منو با ماشین تا میدان آزادی آورد. بعد با تاکسی رفتم نزدیک خانه دکتر. از قبل می‌دونستم چه ساعتی بیرون میاد.

کارآگاه نادری چیزی ننوشت. فقط گوش داد.

ـ حدود نیم ساعت منتظر موندم. وقتی از خونه بیرون اومد، چند دقیقه بعد باید راننده‌اش می‌رسید. نزدیکش شدم.

ـ بعد؟

متین چشم‌هایش را بست.

ـ دو تیر زدم.

ـ چرا دو تیر؟

ـ ترسیده بودم تیر اول کافی نباشه.

ـ بعد؟

ـ فرار کردم.

اما یک چیز در اعتراف متین با گزارش صحنه قتل جور درنمی‌آمد. کارآگاه نادری دوباره تصاویر دوربین‌ها را بررسی کرد. قاتل نیم ساعت پیش از قتل وارد محدوده شده بود. سپس در نقطه‌ای ایستاده بود که از آنجا خروج دکتر میلانی کاملاً قابل مشاهده بود. اما در فیلم، چیزی عجیب وجود داشت. قاتل چند بار به تلفنش نگاه کرده بود. کارآگاه نادری تصویر را متوقف کرد.

ـ اینجا.

افسر جوان نزدیک شد.

ـ چی؟

ـ بزرگش کن.

تصویر واضح‌تر شد.

قاتل دستش را بالا آورده بود و ظاهراً صفحه تلفن را نگاه می‌کرد. کارآگاه نادری گفت: «منتظر چی بوده؟» افسر گفت: «شاید منتظر مقتول.»

ـ نه.

ـ چرا؟

کارآگاه نادری به ساعت دیجیتال روی تصویر اشاره کرد.

ـ اگر ساعت خروج مقتول رو دقیق می‌دونسته، نیازی نداشته هر چند دقیقه تلفنش رو نگاه کنه.

تصویر دوباره پخش شد. قاتل یک پیام دریافت کرد. چند ثانیه بعد دکتر میلانی از خانه خارج شد. کارآگاه نادری به صندلی تکیه داد.

ـ کامران اطلاعات رو داده بود. اما احتمالاً آخرین علامت رو یک نفر دیگه فرستاده.

افسر پرسید:

ـ یعنی نفر چهارمی در کاره؟

کارآگاه نادری جواب نداد.

در پرونده‌های جنایی، یک احتمال تازه می‌توانست تمام چیزی را که تا آن لحظه ساخته شده بود، خراب کند. میلاد نیز سرانجام حرف زد. او گفت اسلحه را خودش تهیه کرده، اما درباره نفر چهارم چیزی نمی‌دانست.

ـ کامران فقط گفت وقتی پیام داد، متین باید کار رو انجام بده.

نادری پرسید: «پیام از طرف چه کسی بود؟»

ـ کامران.

ـ مطمئنی؟

میلاد سکوت کرد.

ـ جواب بده.

ـ نه.

ـ یعنی چی؟

ـ من ندیدم.

کارآگاه نادری به آرامی گفت: «پس ممکنه کامران به شما دروغ گفته باشه.»

میلاد سرش را بلند کرد. برای اولین بار ترس در چهره‌اش دیده شد.

ـ من فقط می‌دونستم پول می‌گیریم.

ـ و حالا قتل اتفاق افتاده.

ـ من نکشتم.

ـ ولی اسلحه رو تهیه کردی.

میلاد چیزی نگفت.

همان شب، کارآگاه نادری به سراغ تلفن‌های توقیف‌شده رفت. پیام‌ها بررسی شدند. تماس‌ها بررسی شدند. در میان انبوه شماره‌ها، یک ارتباط کوتاه وجود داشت که ابتدا اهمیت چندانی نداشت. شماره‌ای ناشناس. یک تماس چندثانیه‌ای در صبح حادثه. زمان تماس: ۷:۰۹ دقیقه. یک دقیقه پیش از قتل. کارآگاه نادری به صفحه خیره شد. ۷:۰۹ دقیقه. پیامی که قاتل منتظرش بود؛ و یک دقیقه بعد، دو گلوله. اما صاحب شماره چه کسی بود؟ رد شماره به یک شماره تلفن می‌رسید که از مدت‌ها قبل استفاده نشده بود. بن‌بست. کارآگاه نادری لبخند زد.

ـ پس این معما رو هم گذاشتی برای من.

افسر گفت: «قربان؟»

ـ هیچی.

روز بعد، کامران دوباره مقابل کارآگاه نادری نشست. این بار خبری از آرامش قبلی در چهره‌اش نبود. کارآگاه نادری یک برگ کاغذ روی میز گذاشت.

ـ ساعت ۷:۰۹ دقیقه.

کامران چیزی نگفت.

ـ یک تماس.

ـ من چیزی نمی‌دونم.

ـ یک دقیقه بعد، میلانی کشته شد.

ـ گفتم من قاتل نیستم.

کارآگاه نادری جلو آمد.

ـ من هم نگفتم قاتلی.

کامران برای چند ثانیه به او خیره ماند.

ـ پس چرا اینجام؟

ـ، چون سه نفر به یک اسم اشاره کردند.

کامران رنگش پرید.

کارآگاه نادری ادامه داد: «تو.»

ـ من فقط باهاش اختلاف داشتم.

ـ و به متین و میلاد پول دادی.

سکوت.

ـ ۵۰ میلیون.

کامران سرش را پایین انداخت. دیگر چیزی برای انکار باقی نمانده بود.

ـ بله.

صدایش آرام بود.

ـ من اون‌ها رو فرستادم.

کارآگاه نادری پرسید:

ـ چرا؟

کامران جواب داد: «چون هر روز که می‌گذشت، بیشتر احساس می‌کردم زندگی‌ام رو از من گرفته.»

ـ برای انتقام؟

ـ بله.

کارآگاه نادری به ساعت دیواری نگاه کرد. ۷:۱۰ دقیقه. همان ساعتی که یک زندگی تمام شده بود. اما یک سؤال هنوز باقی بود.

ـ یک چیز دیگه.

کامران نگاهش کرد.

ـ صبح قتل، چه کسی به متین پیام داد؟

کامران سکوت کرد.

کارآگاه نادری گفت: «چون اگر تو نبودی، پس چه کسی می‌دونست میلانی دقیقاً چه زمانی از خانه خارج می‌شه؟.»

چهره کامران برای لحظه‌ای تغییر کرد. فقط یک لحظه. اما همان یک لحظه برای کارآگاه نادری کافی بود. پرونده هنوز تمام نشده بود. اعتراف‌ها ثبت شده بود. عاملان شناسایی شده بودند. اما کارآگاه نادری می‌دانست در پرونده‌های قتل، اعتراف همیشه پایان داستان نیست. گاهی اعتراف فقط دری است که به اتاق دیگری باز می‌شود. اتاقی تاریک‌تر. با سؤال‌هایی بیشتر. آن شب وقتی ساختمان آگاهی را ترک می‌کرد، تلفنش زنگ خورد. افسر پرونده بود.

ـ قربان، اون شماره ناشناس رو پیدا کردیم. کارآگاه نادری ایستاد.

ـ صاحبش؟

ـ شماره به نام کسیه که چند ماه قبل برای یکی از پروژه‌های ساختمانی دکتر میلانی کار می‌کرده.

کارآگاه نادری چند ثانیه سکوت کرد.

ـ اسمش؟

صدای افسر از پشت تلفن آمد.

نادری دیگر چیزی نگفت. به خیابان خیره شد. چراغ‌های شهر در تاریکی می‌درخشیدند. پرونده‌ای که قرار بود با دستگیری سه نفر تمام شود، حالا دوباره زنده شده بود. او تلفن را قطع کرد. ساعتش را نگاه کرد. ۷:۱۰ دقیقه نبود. اما برای نخستین بار فهمید که شاید راز اصلی آن قتل، نه در لحظه شلیک، بلکه در تمام ساعت‌هایی پنهان بوده که پیش از آن گذشته بود؛ و در پرونده‌هایی از این دست، قاتل همیشه کسی نیست که ماشه را می‌کشد. گاهی کسی که ماشه را می‌کشد، فقط آخرین حلقه زنجیری است که خیلی زودتر از آنچه تصور می‌کنیم ساخته شده است. کارآگاه نادری به سمت ماشینش رفت. پرونده را زیر بغل گرفت. روی جلد آن نوشته شده بود: آرمان میلانی ـ قتل در ایران‌زمین؛ و زیر عنوان، با خودکار قرمز یک جمله اضافه شده بود: ۷:۱۰ دقیقه؛ اما داستان از خیلی قبل شروع شده بود.







دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - 24 August 2026
ابراهیم گلستان؛ مردی که با هیچ‌کس کنار نیامد
روزنامه آرمان امروز

ابراهیم گلستان؛ مردی که با هیچ‌کس کنار نیامد

آرمان امروز : سید ابراهیم گلستان (تقوی شیرازی)، از ماندگارترین و در عین حال صریح‌ترین چهره‌های جریان‌ساز ادبیات و سینمای معاصر ایران است. مردی که در ۳۱ مرداد ۱۴۰۲ در غربت چشم از جهان فرو بست. او با نثری آهنگین و ساختاریافته در داستان‌نویسی و نگاهی پیشگام در سینمای مستند و داستانی، الگویی نوین از [ ]
سایت اطلاعات آنلاین

وفور «کاهو» در مزرعه ترجمه؛ برگردان‌های موازی چه بر سر صنعت نشر می‌آورد؟

دیدن اسطوره‌های شاهنامه، جیب‌ پر می‌خواهد
روزنامه هفت صبح

دیدن اسطوره‌های شاهنامه، جیب‌ پر می‌خواهد

سه پروژه بزرگ شاهنامه‌ای، شهریور روی صحنه می‌روند، اما قیمت بلیت‌ها دسترسی بسیاری از مخاطبان را دشوار می‌کند
سایت فرارو

مرگ تدریجی میراث مرند؛ چرا «پیر خاموش» در چشم مسئولان نابود می‌شود؟

وزارت ارشاد مرجع صدور مجوز تلویزیون‌ اینترنتی است؟
سایت فرارو

وزارت ارشاد مرجع صدور مجوز تلویزیون‌ اینترنتی است؟

«انتشار ویدئو» با «صوت و تصویر فراگیر» یکی است؟ پاسخ به این پرسش می‌تواند مشخص کند رسانه‌هایی مانند «آزاد» باید از وزارت ارشاد مجوز بگیرند یا ساترا.
چرا درجام توقیف شد؟ | نون بیار کباب ببر با نامحرم یا بهانه برای حذف برنامه‌های پرمخاطب؟
سایت رویداد‌ ۲۴

چرا درجام توقیف شد؟ | نون بیار کباب ببر با نامحرم یا بهانه برای حذف برنامه‌های پرمخاطب؟

خبر ساده، کوتاه و البته تکراری بود؛ برنامه درجام به خاطر بازی نون بیار کباب ببر السا فیروز آذر با مهیار حسن مجری توقیف شد. اما این برنامه تنها یک جنجال نداشت.
سایت رویداد‌ ۲۴

تغییر ویترین اکران با رضا عطاران، امیر جدیدی و لیلا حاتمی

پلتفرم‌های تصویری؛ مرز صلاحیت ارشاد و ساترا کجاست؟
سایت عصرایران

پلتفرم‌های تصویری؛ مرز صلاحیت ارشاد و ساترا کجاست؟

اختلاف میان ارشاد و ساترا در واقع اختلاف بر سر طبقه‌بندی حقوقی فعالیت رسانه‌ای است. معیار تعیین مرجع صالح، نام تجاری پلتفرم یا ابزار تولید محتوا نیست؛ باید د...
وام ۸۰۰ میلیاردی! آیا مسئله نشر واقعاً کمبود نقدینگی است؟
خبرگزاری مهر

وام ۸۰۰ میلیاردی! آیا مسئله نشر واقعاً کمبود نقدینگی است؟

مدیر انتشارات نشان معتقد است تزریق ۸۰۰ میلیارد تومان تسهیلات به ناشران و کتابفروشان، بدون تحریک تقاضا و افزایش قدرت خرید مخاطب، نمی‌تواند مشکل اصلی بازار نشر را حل کند.
کتاب‌های پیشنهادی فیتزجرالد برای مطالعه
خبرگزاری ایسنا

کتاب‌های پیشنهادی فیتزجرالد برای مطالعه

اف. اسکات فیتزجرالد، خالق رمان «گتسبی بزرگ» که حتی در متون درسی دبیرستان‌های غرب تدریس می‌شود، در قفسه کتاب‌های خود کتاب‌هایی داشت که نوشته او نبودند. این نویسنده در یکی از دشوارترین تابستان‌های زندگی‌اش، فهرستی از کتاب‌های پیشنهادی که به عقیده او «مطالعه‌شان ضروری» را برای پرستار خود نوشت.
وقتی علی حاتمی، شجریان و علیزاده شاهکار ساختند + صدا
خبرگزاری ایسنا

وقتی علی حاتمی، شجریان و علیزاده شاهکار ساختند + صدا

حسین علیزاده همان هنرمندی است که بسیاری نه صرفا به واسطه نبوغش در موسیقی، بلکه برای شخصیتش او را می‌ستایند. علیزاده همان هنرمند جسوری است که وقتی کلامی نیاز به بیان داشته باشد و کمتر کسی حاضر به عنوان آن است، حتما آن را بیان می‌کند و بارها شده که درد دل هنرمندان موسیقی را با صدایی رسا و جسورانه به گوش …
ابوعلی سینا؛ پزشکی که از مرز درمان گذشت و به «نظام‌سازی در علم» رسید
خبرگزاری ایسنا

ابوعلی سینا؛ پزشکی که از مرز درمان گذشت و به «نظام‌سازی در علم» رسید

ابوعلی حسین بن عبدالله بن سینا، مشهور به شیخ‌الرئیس، تنها یکی از مشهورترین پزشکان تاریخ نیست؛ او از چهره‌هایی است که دانش پزشکی، فلسفه، منطق و علوم طبیعی را در یک دستگاه فکری منسجم به هم پیوند داد و اثری بر جای گذاشت که نفوذ آن از جهان اسلام فراتر رفت و قرن‌ها در دانشگاه‌های اروپا نیز حضور داشت.
حسین علیزاده؛ هنرمندی که هیچ نشانی جز ایران لایق او نیست
خبرگزاری ایرنا

حسین علیزاده؛ هنرمندی که هیچ نشانی جز ایران لایق او نیست

تهران- ایرنا- حسین علیزاده از برجسته‌ترین آهنگسازان و نوازندگان تار است که نقشی اساسی در شکل‌گیری جریان‌های نوگرای موسیقی دستگاهی داشته است و با وفاداری به ردیف و سنت‌های موسیقی، زبان آهنگسازی شخصی و خلاقی پدید آورد که هیچ نشانی جز ایران لایق او نیست.
بی‌قراری برای ایران
سایت روزنامه سازندگی

بی‌قراری برای ایران

آهنگ سرگذشت کتابی در پاس‌داشت فهیمه اکبر است
شاهنامه رایگان
سایت روزنامه سازندگی

شاهنامه رایگان

مصطفی جیحونی تصحیح‌اش از شاهنامه را در فضای مجازی به اشتراک گذاشت
۷۵ سالگی استاد
سایت روزنامه سازندگی

۷۵ سالگی استاد

تولد حسین علیزاده؛ مردی که سکوتش هم موسیقی است
درباره تئاتر پنج‌میلیونی/ وقتی فرهنگ به کالای لوکس تبدیل می‌شود
سایت عصرایران

درباره تئاتر پنج‌میلیونی/ وقتی فرهنگ به کالای لوکس تبدیل می‌شود

از منظر جامعه‌شناسی، این اتفاق را باید در امتداد روندی بزرگ‌تر دید. کالایی‌شدن روزافزون سبک زندگی. وقتی سفر، آموزش، ورزش، سلامت، سرگرمی و حتی اوقات فراغت بیش...
         
وقتی مرزها آرام‌آرام جابه‌جا می‌شوند؛ نمایش خانگی چقدر به تعهداتش پایبند است؟
سایت تابناک

وقتی مرزها آرام‌آرام جابه‌جا می‌شوند؛ نمایش خانگی چقدر به تعهداتش پایبند است؟

توقیف برنامه «درجام» را نمی‌توان صرفاً در حد توقف یک برنامه یا حذف قسمت پایانی یک محصول نمایش خانگی دید. فارغ از اینکه مبنای دقیق قضایی این تصمیم چه بوده و ک...
بومی‌سازی به سبک نتفلیکس
سایت فرارو

بومی‌سازی به سبک نتفلیکس

نتفلیکس نیز هرچند بعدها به سمت تولید انبوه حرکت کرد، اما موفقیت خود را مدیون تغییر یک پارادایم بود؛ اینکه پلتفرم، دیگر صرفا واسطه توزیع نیست، بلکه خود به استودیوی بزرگ تولید محتوا تبدیل می‌شود.
[لیلا اردبیلی] میراث فرهنگی؛ فراتر از دیوار و سنگ
سایت اطلاعات آنلاین

[لیلا اردبیلی] میراث فرهنگی؛ فراتر از دیوار و سنگ

وقتی از میراث فرهنگی سخن می‌گوییم، نخستین چیزهایی که معمولاً به ذهن می‌آید بناهای تاریخی، محوطه‌های باستانی، اشیای موزه‌ای و آثار هنری است؛ چیزهایی ملموس که می‌توان آن‌ها را دید و برای حفاظت‌شان قوانین و نهادهایی در نظر گرفت...
خبرگزاری همشهری‌آنلاین

ماجرای زنی که ازدواج می کند اما در برقراری رابطه... | داستان فیلم ایرانی

روز پزشک؛ میراث ماندگار ابن‌سینا و نقش جاودانه امین تارخ در سریال «بوعلی سینا»
سایت عصرایران

روز پزشک؛ میراث ماندگار ابن‌سینا و نقش جاودانه امین تارخ در سریال «بوعلی سینا»

امین تارخ با ایفای نقش ابوعلی سینا، یکی از ماندگارترین بازی‌های تاریخ تلویزیون ایران را خلق کرد. «بوعلی سینا» یکی از تجربه‌های مهم و اولیه تارخ بود و او در ا...
چرا سریال ضعیف «بدنام» این همه بیننده دارد؟
روزنامه شرق

چرا سریال ضعیف «بدنام» این همه بیننده دارد؟

سریال «بدنام» را می‌توان یکی از ضعیف‌ترین تولیدات اخیر نمایش خانگی به شمار آورد؛ اثری که با وجود برخورداری از نام‌های شناخته‌شده و فرمولی امتحان ‌پس‌داده برای جذب مخاطب، در فیلم‌نامه، شخصیت‌پردازی و اجرا با ضعف‌های آشکاری روبه‌رو است. به گزارش خبرآنلاین روزنامه قدس نوشت: ابزار کامل برای اصلاح …
۱۳ واقعیت دربارۀ «فرانتس کافکا»؛ مردی که رمان «مسخ» را نوشت
سایت عصرایران

۱۳ واقعیت دربارۀ «فرانتس کافکا»؛ مردی که رمان «مسخ» را نوشت

این واقعیت‌های کمتر شنیده‌شده، تصویری کامل‌تر از مردی ارائه می‌دهند که نام خانوادگی‌اش به یک صفت جهانی تبدیل شد: «کافکایی»؛ یعنی عجیب، کابوس‌وار، پیچیده و گر...
نقش‌های چادر کمری گیلانی‌ها، روایتگر باور و فرهنگ مردم
خبرگزاری مهر

نقش‌های چادر کمری گیلانی‌ها، روایتگر باور و فرهنگ مردم

تعداد نوارهای دامن زنان گیلانی فقط جنبه زیبایی نداشته؛ این جزئیات می‌توانست سن، وضعیت تأهل و جایگاه اجتماعی زنان را نشان دهد و پوششی رنگارنگ را به زبانی برای بیان هویت تبدیل کند.
سفرهای خاورمیانه‌ای الهام‌بخش بزرگترین داستان‌های آگاتا کریستی بودند
خبرگزاری مهر

سفرهای خاورمیانه‌ای الهام‌بخش بزرگترین داستان‌های آگاتا کریستی بودند

نیل، پترا، بغداد... منطقه خاورمیانه برخی از مهم‌ترین محیط‌ها را برای شکل‌گیری آثار ملکه جنایت فراهم کرد. قتل‌ها شاید تخیلی بودند، اما سفرهای او واقعی بودند.
آخرین رمان یوسا از چه می‌گوید؟
خبرگزاری ایسنا

آخرین رمان یوسا از چه می‌گوید؟

رمان «سکوت خود را به تو تقدیم می‌کنم» (I Give You My Silence) آخرین نوشته ماریو وارگاس یوسا - برنده جایزه نوبل ادبی - در سال ۲۰۲۳ به زبان اسپانیایی منتشر شد. نویسنده‌اش به‌درستی پیش‌بینی کرده بود که این آخرین رمان او خواهد بود، زیرا سال گذشته در ۸۹ سالگی درگذشت.
خبرگزاری ایرنا

فیلم| گذری بر کاروانسرای شاه عباسی یزد

آسیب‌شناسی یک چالش هنری؛ آیا تئاتر طبقاتی است؟
خبرگزاری ایرنا

آسیب‌شناسی یک چالش هنری؛ آیا تئاتر طبقاتی است؟

روایتِ رسانه‌ای از وضعیت قیمت بلیت تئاتر، این روزها اغلب با تمرکز بر بالاترین نرخ‌هایِ یک سالنِ خاص، تصویرِ یک فضایِ غیرقابلِ دسترسی را به جامعه مخابره می‌کند. اما با نگاه به تنوعِ بیش از ۹۰ اجرایِ هم‌زمان در پایتخت و تفاوتِ ساختاریِ سالن‌های دولتی و خصوصی، مشخص می‌شود که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نه …
ابراهیم گلستان؛ روایتگرِ سرسخت یک قرن پرآشوب/ مردی که با هیچ‌کس کنار نیامد
سایت خبرآنلاین

ابراهیم گلستان؛ روایتگرِ سرسخت یک قرن پرآشوب/ مردی که با هیچ‌کس کنار نیامد

سید ابراهیم گلستان (تقوی شیرازی)، از ماندگارترین و در عین حال صریح‌ترین چهره‌های جریان‌ساز ادبیات و سینمای معاصر ایران است. مردی که با نثری آهنگین و ساختاریافته در داستان‌نویسی و نگاهی پیشگام در سینمای مستند و داستانی، الگویی نوین از هنرمندی مستقل، منضبط و بی‌محابا را رقم زد.
سایت عصرایران

«استخر» دومین فیلم ۱۰۰ میلیاردی سال 405 شد

فانتزی با لباس قرضی؛ نقد «ملکه آلیشون»‌
روزنامه هفت صبح

فانتزی با لباس قرضی؛ نقد «ملکه آلیشون»‌

طراحی شخصیت‌ها، لباس‌ها و فضاسازی فیلم بیش از حد به نمونه‌های خارجی نزدیک شده و جهان اثر را کم‌رنگ کرده است
سایت فرارو

علیرضا قربانی درباره ایرج چه گفت؟

سایت عصرایران

توقیف برنامه درجام در نماوا؛ واکنش سجاد شاه‌حاتمی به توقف پخش

سایت عصرایران

روزی که رشت برای مسیح گیلان گریست؛ آرسن میناسیان (+صدا)

نقد فیلم بی‌داد؛ وقتی شعار جایی برای هنر نمی‌گذارد
خبرگزاری جام جم

نقد فیلم بی‌داد؛ وقتی شعار جایی برای هنر نمی‌گذارد

در سال‌های اخیر زیست‌بوم سینمای ایران شاهد پدیده‌ای بوده که از آن با عنوان «سینمای زیرزمینی» یاد می‌شود؛ آثاری که به دلایل مختلف امکان نمایش رسمی پیدا نکرده‌...
سایت رویداد‌ ۲۴

تصادف شدید علیرضا افتخاری + عکس

تاریخ خونبار ملال! | هیولای خاموشی که جهان را به سمت جنگ و ویرانی می‌برد
سایت رویداد‌ ۲۴

تاریخ خونبار ملال! | هیولای خاموشی که جهان را به سمت جنگ و ویرانی می‌برد

تاریخ نشان داده است که انسان گاهی نه از سر نفرت، بلکه برای فرار از پوچی، به دنبال رخدادهایی می‌رود که زندگی را دوباره معنادار جلوه دهد.
وداع با کتاب‌فروشی‌های شهر
روزنامه هفت صبح

وداع با کتاب‌فروشی‌های شهر

تعطیلی کتاب‌فروشی‌های دنیای کتاب، شعبه جماران چشمه، پاپیروس و سیبوک، زنگ خطر جدی برای اقتصاد نشر و آینده فضاهای فرهنگی شهرهاست
وقتی بلیت یک کنسرت‌نمایش هم‌قیمت چند روز زندگی است/ «آرش»؛ روایتی از یک قهرمان مردمی با بلیت‌های غیرمردمی
خبرگزاری برنا

وقتی بلیت یک کنسرت‌نمایش هم‌قیمت چند روز زندگی است/ «آرش»؛ روایتی از یک قهرمان مردمی با بلیت‌های غیرمردمی

برنا- گروه فرهنگ و هنر: کنسرت‌نمایش «آرش» هنوز روی صحنه نرفته، اما قیمت بلیت‌هایش دوباره یک پرسش قدیمی را زنده کرده است؛ تئاتر امروز برای مردم اجرا می‌شود یا...
خبرگزاری ایسنا

ویدیو/ زوال یک یادگار؛ مسجد حاج رجبعلی در آستانه فروپاشی

سایت تابناک

تصاویر دیده‌نشده از حسن جوهرچی

موسیقی با صندلی یا بی ‌صندلی
سایت روزنامه سازندگی

موسیقی با صندلی یا بی ‌صندلی

کنسرت‌های ایستاده و تغییر ذائقه مخاطب
«وطن‌دوستی» با بلیت ۵ میلیونی/ سهم تماشاگر عادی از تئاتر لاکچری چیست؟
خبرگزاری مهر

«وطن‌دوستی» با بلیت ۵ میلیونی/ سهم تماشاگر عادی از تئاتر لاکچری چیست؟

در شرایط سخت اقتصادی این روزها قیمت بلیت نزدیک به ۵ میلیون تومانی یک اثر نمایشی، عملا تماشای تئاتر را برای بسیاری از مخاطبان بالقوه به یک انتخاب لوکس تبدیل کرده است.
خبرگزاری ایرنا

چهارمین جایزه خالقی افتتاح شد/ اهدای نشان به حسین علیزاده

خبرگزاری همشهری‌آنلاین

۵ میلیون تومان بلیت تئاتر نوید محمدزاده و طناز طباطبایی! | ببینید

روایتی از یک میراث معنویِ خراسان شمالی؛ به رنگِ مس
خبرگزاری ایسنا

روایتی از یک میراث معنویِ خراسان شمالی؛ به رنگِ مس

مس‌گری ازجمله صنایع‌دستی و هنرهای سنتی مردم خراسان شمالی از گذشته بوده که اکنون نیز افرادی در این حرفه مشغول به فعالیت هستند، فنون و مهارت‌های مس‌گری و سفیدکاری آن به شماره ۱۶۸۴ در فهرست میراث معنوی کشور به ثبت رسیده است.
خبرگزاری ایرنا

برای «فارس» حساسیم؛ برای «فارسی» چطور؟

سایت سلام سینما

لو رفتن عجیب فیلم تازه جیسون استاتهام؛ آمازون Mutiny را به اشتباه زودتر از موعد منتشر کرد

چرا ون‌ گوگ آثارش را فقط با نام «ونسان» امضا می‌کرد؟
سایت فرارو

چرا ون‌ گوگ آثارش را فقط با نام «ونسان» امضا می‌کرد؟

ونسان ون‌گوگ برخلاف بسیاری از نقاشان هم‌دوره‌، تنها نام کوچک خود، «ونسان»، را روی برخی از آثارش می‌نوشت و جالب‌تر اینکه تنها بخش کوچکی از نقاشی‌هایش را امضا کرده است!
         
وقتی ‌ننه نمکی‌ عامل حریق سینما رکس را لو داد
روزنامه هفت صبح

وقتی ‌ننه نمکی‌ عامل حریق سینما رکس را لو داد

‌حسین تکبعلی‌زاده؛ از مکانیکی تا دزدی و خرده‌فروشی مواد
هنرمند با بخشنامه تربیت نمی‌شود
روزنامه هفت صبح

هنرمند با بخشنامه تربیت نمی‌شود

‌براین اصل ایده قابل دفاع است. اما درعین حال جای نگرانی هم وجود دارد. چون ناگهان قرار است «نظام آموزش‌های فرهنگی و هنری» با انبوهی از استاندارد، گواهینامه، رتبه‌بندی، سامانه، چارت سازمانی و ارزیابی شکل بگیرد و بعد نام این مجموعه «تحول آموزش هنر» گذاشته شود
کاربافی اردکان میراثی در  تار و پودِ زندگی
روزنامه اعتماد

کاربافی اردکان میراثی در تار و پودِ زندگی

بیست ویکم مرداد ماه، روز حمایت از صنایع کوچک، می تواند فرصتی برای بازاندیشی در معنای کوچک در نظام تولید فرهنگی و اقتصادی ایران باشد. آنچه در مقیاس اقتصادی کوچک به نظر می رسد، لزوما در مقیاس فرهنگی و تاریخی کم اهمیت نیست. بسیاری از مهارت ها و فنون دستی که طی نسل ها در شهرها و روستاهای ایران شکل گرفته …
    
سالروز درگذشت یکی از یاغی‌ترین چهره‌های فرهنگ معاصر ایران
روزنامه هفت صبح

سالروز درگذشت یکی از یاغی‌ترین چهره‌های فرهنگ معاصر ایران

او اهل نوازش نام‌های بزرگ نبود. بسیاری از چهره‌های تثبیت‌شده فرهنگ ایران را با همان زبان تند خودش نقد می‌کرد‌
خبرگزاری همشهری‌آنلاین

خبر جدید از جراحی مهران مدیری! | بازی با عطاران متوقف شد

مشت خاکی که تمام وطن بود
روزنامه اعتماد

مشت خاکی که تمام وطن بود

یک غریبه، دور از خانه، تنها یک خواسته دارد؛ چیزی کوچک به اندازه یک مشت خاک، اما به وسعت تمام خاطرات. همین تصویر کوتاه در یکی از شعرهای مهدی سهیلی، جهان شاعرانه او را آشکار می کند؛ جهانی که در آن وطن از دل دلتنگی انسان پدیدار می شود و یک ذره خاک، ارزش تمام یک سرزمین را پیدا می کند. برای شاعری چون سهیلی، …
    
جایگاه آموزش هنر در حکمرانی فرهنگی
سایت ایران آنلاین

جایگاه آموزش هنر در حکمرانی فرهنگی

آموزش به عنوان زیربنای مستحکم حوزه فرهنگ و هنر محسوب می شود و از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است، بنابراین آموزش هنر بایستی در سیاستگذاری و خط مشی گذاری فرهنگیِ کشور مورد توجه جدی متولیان و سیاستگذاران قرار گیرد.
نقدی بر یک جرم انگاری هنری
روزنامه آرمان امروز

نقدی بر یک جرم انگاری هنری

آرمان امروز سعید دلفانی : هنر مصون از قانون نیست و اگر نفوذ سازمان‌یافته و تمام عناصر جرم اثبات شود، برخورد کیفری ضروری است.امنیت را نباید با ابهام کیفری تأمین کرد. اگر هدف ماده ۱۴ مقابله با نفوذ است، باید عناصر مادی و روانی آن دقیق تعریف شود. ماده ۱۴ «طرح مقابله با [ ]
وقتی کوری به دیدن می‌رسد
روزنامه شرق

وقتی کوری به دیدن می‌رسد

سریال «کوری» به کارگردانی سجاد پهلوان‌زاده که هر جمعه از فیلم‌نت پخش می‌شود، از آن دست مجموعه‌هایی است که عنوانش را می‌توان فراتر از یک نام، به‌مثابه کلیدواژه‌ای برای خواندن جهان داستان در نظر گرفت. کوری در اینجا فقط به معنای ازدست‌دادن بینایی نیست؛ می‌تواند استعاره‌ای از ندیدن، نخواستن دیدن و حتی عادت‌کردن …
    
نمی‌دانم کجا ایستاده‌ام و چه باید بگویم
روزنامه شرق

نمی‌دانم کجا ایستاده‌ام و چه باید بگویم

«دایی وانیا» برای حسن معجونی فقط بازخوانی و اجرای یکی از شناخته‌شده‌ترین متن‌های چخوف نیست؛ مواجهه‌ای دوباره با آدم‌هایی است که در میانه ملال، ناکامی، عشق‌های نافرجام و رؤیاهای ازدست‌رفته، همچنان به زندگی چنگ می‌زنند. معجونی که سال‌هاست نامش با تئاتر و تجربه‌های متفاوت اجرائی گره خورده، این‌ بار به سراغ …