به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، «امل شبیب»، خبرنگار سرویس عربی تسنیم، در ویدئوی تحلیلی خود به بررسی بنبست و مخصمه پیش روی آمریکا در تقابل نظامی با ایران و محدودیتهای پیش روی دستگاه تصمیم سازی آمریکا در برآورد عینی از قدرت نظامی این کشور پرداخته است. این گزارش با استناد به تحولات اخیر و گزارشهای منتشرشده، به تشریح دلایل تغییر رویکرد پنتاگون و تمایل فرماندهان نظامی ارتش تروریستی آمریکا به یافتن راهکارهای جدید برای مقابله با ایران میپردازد.
.
***
برای سالها پنتاگون تصور میکرد اتکا به نیروی هوایی در نبردهای نظامی برای وادار کردن هر رقیبی به تسلیم، کافی است و ناوهای هواپیمابر میتوانند هر جا که بخواهند مرزهای نفوذ آمریکا را ترسیم کنند. اما برغم همه این توانمندیها، نه تنها پیروزی را برای واشنگتن به همراه نیاورد بلکه نشان داد تمام راهکارهای سنتی شکست خوردهاند و فرماندهی مرکزی آمریکا دیگر قادر به یافتن راه خروجی از این بنبست نیست. مهمتر از آن اینکه ژنرالهای نظامی شاغل در سنتکام پس از چندین دهه برتری نظامی به طوفان فکری» با هدف یافتن سازوکاری برای پایان دادن به نبرد نظامی با ایران روی آوردهاند.
شبکه «سیانان» اخیرا در گزارشی فاش ساخت افسران ارشد فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا خواستار ایدههای خلاقانه و غیرمتعارف برای مجازات ایران و گسترش ابزارهای فشار علیه آن شده اند و در این راستا با برگزاری جلسات موسوم به «طوفان فکری» در جستجوی پیشنهادهایی برای افسران و تحلیلگران کلیه سطوح شدهاند.
این اقدام غیرمعمول در داخل ارتش تروریستی آمریکا، عمق بحران و محدودیت گزینههای موجود پیش روی دولت آمریکا را نشان میدهد. پس از آنکه تحریمها، فشارهای دیپلماتیک، حملات هوایی و سیاست فشار حداکثری شکست خوردند برای پنتاگون دیگر چارهای جز اینکه از نظامیان خود خواستار راه گریز و فرار شود، باقی نمانده است.
این اعترافی است به اینکه ارتش آمریکا که تریلیونها دلار برای فناوری نظامی هزینه کرده است دیگر قادر به یافتن راهحلی برای حل و فصل پرونده ایران نیست.
پناه بردن به طوفان فکری، به نوعی اعتراف به درماندگی است. ارتشهای قدرتمند از میان نیروهای خود به دنبال ایده نمیگردند، بلکه برعکس اراده خود را در خلال نبرد به طرف مقابل خود تحمیل میکنند.
به نظر میرسد ارزیابیهای سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و سازمان اطلاعات دفاعی آمریکا (دیا) به این نتیجه منتج شده است که حملات هوایی گسترده علیه برخی مواضع و مراکز در ایران به تنهایی برای تغییر موضع تهران در مسیر مذاکرات کافی نبوده است. این موضوع را ژنرال دانکین، رئیس ستاد مشترک ارتش تروریستی آمریکا نیز زمانی که به محدودیتهای نیروی هوایی آمریکا در جنگ با ایران اشاره داشت، تایید کرد.
واقعیت میدان بیانگر این حقیقت است که فناوری آمریکایی که پنتاگون برای چندین دهه روی آن حساب کرده بود، نتوانست ایران را درهم بشکند، آمریکایی که به طور مداوم ایران را تهدید میکرد اکنون از به اجرا گذاشتن تهدیدهای خود هراس دارد. از جنگ زمینی، تلفات انسانی و پیامدهای سیاسی آن هراس دارد و این جوهر بحران پیش رو است: یک ابرقدرت از رقیب خود هراس دارد.
در این بنبست سیاسی است که سیانان گزارش میدهد سناریوهای مطرحشده برای مواجهه با این شرایط، حول سه گزینه در چرخش است که همه آنها ناتوانی آمریکا را در مواجه با اراده پولادین تهران نشان میدهند:
گزینه اول، نمایش یک آتشبازی است که بر اجرای حملات نمادین و گسترده استوار است تا دستاوردی رسانهای و سیاسی ایجاد کند که امکان اعلام پیروزی و پایان دادن به عملیات نظامی را برای دولت ترامپ فراهم کند، بدون آنکه راهحلی اساسی برای برنامه هستهای یا پرونده تنگه هرمز ارائه شود. این گزینه همان سیاست فرار رو به جلو و اعتراف به این است که آنها به تصویری نیاز دارند که آنها را پیروز نشان دهد؛
اما گزینه دوم، تشدید تنش همراه با مخاطرات است، یعنی هدف قرار دادن زیرساختهای ایران و کنترل مواضع راهبردی، که این گزینه به دلیل نگرانی از کاهش ذخایر موشکهای پدافند هوایی و افزایش تلفات غیرنظامی با مخالفت داخلی در ساختار تصمیم سازان و استراتژیستهای آمریکایی روبهرو است؛
گزینه سوم، پذیرش وضعیت موجود و ادامه جنگ فرسایشی و تبادل حملات محدود است. این سناریویی است که تنگه هرمز را همچنان در معرض تهدید مستمر قرار میدهد و در عین حال اعترافی است به اینکه آنها نمیتوانند چیزی را تغییر دهند و این ایران است که ابتکار عمل را در دست دارد.
این طوفان فکری، این اعتراف به شکست تمام راهکارها و این ترس از تشدید تنش، همگی تصویری روشن را پیش روی همگان ترسیم میکنند مبنی بر اینکه قدرت امروز آمریکا نسبت به گذشته دچار افول شده است. ترامپ که در آغاز سیاستهای خصمانه خود بر روی کاربست سیاست فشار حداکثری حساب کرده بود، حال دست به عقبنشینی میزند. پنتاگون که روی نیروی هوایی ارتش تروریستی آمریکا در جنگ با ایران حساب باز کرده بود، به محدودیتهای آن اذعان دارد. در این بین نتیجه این است که ایران توانسته معادله جدیدی را تحمیل کند و واشنگتن را وادار کند پیش از هر اقدامی دست به عصا حرکت کند.
شاید به همین خاطر است که باور بسیاری از ناظران منطقه ای و بینالمللی آمریکا تنها یک نبرد را واگذار نکرده، بلکه با یک عصری که در آن بمبها برای تحقق پیروزی کافی بود، در حال وداع است و در این بین ایران ثابت کرد که جغرافیا میتواند افسانهها را درهم بشکند و در عین حال صبر میتواند بر قدرت زور، پیروز شود و معادلات با معادلات و نه با تهدیدها، بازنوشته میشوند.
انتهای پیام/



































































































































































